پیشنهادهای آیدین آذری (٨٦٠)
( اسم، مهجور ) ساکنان بهشت فرم ها: hefenwaru ( مفرد ) hefonware ( جمع ) heofenwara ( جمع ) heofenware ( جمع ) heofenwaru ( مفرد ) heofonwara ( ج ...
( noun ) Pop music that has a highly energetic or overblown sound; spec. a subgenre of electronic dance music originating in the early 2010s which ex ...
( adjective & noun, now rare ) high - sounding, lofty, pompous, loud. ( صفت و اسم، اکنون نادر ) بلندآوا، پرطمطراق، پر سر و صدا، ( صدای ) بلند تلفظ: ...
( اسم ) مانی ماسک: نوعی رقص روستایی برای سه زوج که روبروی هم قرار می گیرند. همچنین: موزیکی که این رقص با آن انجام می شود. ریشه شناسی: برگرفته از Mon ...
( اسم، انگلیسی ترینیداد و توباگو ) نان سرخ شده خمیرمایه نزده ( فطیر ) با یک بافت ورقه ای که به صورت قطعه شده سرو می شود. مقایسه کنید با paratha ( نان ...
( اسم ) روز کانادا ( Canada Day ) : روزی که در کانادا جشن گرفته می شود و به کانادایی ها اختصاص داده شده است؛ اکنون به طور خاص یک تعطیلی ملی در کانادا ...
( صفت، تاریخ قرون وسطی، در سخن از لباس های محافظی که به صورت بخشی از زره پوشیده می شد ) روی هم بافته شده، لایه دوزی شده مقایسه کنید با: gambeson ( کژ ...
منوچهر نظری در کتاب رجال پارلمانی ایران:از مشروطه تا انقلاب اسلامی ( تهران: فرهنگ معاصر، 1390 ) صفحه 594 تا 596، چنین آورده است: غنی، قاسم ( ۱۲۷۱ - ۱ ...
( اسم ) الهه سبز 1. در اصل و عمدتاً آمریکایی. نوعی سس سالاد غلیظ و خامه ای که معمولاً با سس مایونز، ماهی کولی و سبزیجات معطر تهیه می شود. همچنین: نوع ...
ویزیتور، فروشنده ( به انگلیسی: salesman ) مثال از کتاب در جستجوی صبح ( خاطرات عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار مؤسسه انتشارات امیرکبیر ) . تهران: دانشگاه ...
( قید، اکنون انگلیسی شرق آفریقا و سنگاپور ) در اصل: به هر نحو، تحت هر شرایطی. در استفاده های بعدی: بدون جهت یا برنامه ریزی؛ یرخی؛ تصادفی منبع: Oxford ...
( اسم، عامیانه ( در اصل آمریکای شمالی ) ) ترک عجولانه یا مخفیانه رستوران، کافه و غیره، به منظور اجتناب از پرداخت هزینه غذا؛ اغلب به عنوان یک توصیف ک ...
( noun ) A Japanese style of floral arrangement in which flowers are displayed in a simple, apparently casual way, usually in tall vases. Cf. rikka n ...
( noun ) Any of various essential oils with a floral scent, distilled from the leaves and other parts of orange and other citrus trees, and used in p ...
( noun, English regional ( Cornwall ) ) A quick light meal or snack. ( اسم، انگلیسی محلی ( کورنوال ) ) : یک وعده غذایی یا میان وعده سبک و سریع تلفظ ...
( noun, now rare ) Any of the late hours of the day denoted by large numbers, esp. midnight; cf. small hours n. ( اسم، اکنون نادر ) هر یک از ساعات ...
( اسم، اکنون نادر ) پدومانسی: فال یا پیشگویی با معاینه کف پا تلفظ بریتانیایی: پِدُمَنسی ( PED - oh - man - see ) تلفظ آمریکایی: پِدِمَنسی ( PED - uh ...
( اسم ) سلکوت: نوعی کلاه فیلیپینی سبُک که کشاورزان به طور سنتی برای محافظت در برابر آب و هوا می پوشیدند و به طور معمول مخروطی یا گنبدی شکل است با لبه ...
( adjective, Botany and Entomology ) Silky; covered with silky down. ( صفت، گیاهشناسی و حشره شناسی ) ابریشمی؛ پوشیده از کرک ابریشمی. تلفظ: سِری شِ ...
در فرهنگ مصور نمادهای سنتی، نوشته جی. سی. کوپر، ترجمه ملیحه کرباسین ( تهران: نشر فرشاد، 1379 ) نویسنده ضمن شرح مدخل مار ( Serpent ) در قسمت نمادهای ه ...
( noun, now rare, a borrowing from French ) A person who believes everything he or she is told; a gullible or credulous person. ( اسم، اکنون نادر، ...
در فرهنگ جامع ادیان و مذاهب، تألیف عباس قدیانی ( تهران: آروَن، 1392 ) چنین آمده است: غولان دیگر در یونان باستان به نام تیتان ها ( Titans ) بودند که آ ...
( noun, disparaging, rare ) A musician of mediocre ability. ( اسم، تحقیرآمیز، نادر ) نوازنده با توانایی معمولی ریشه شناسی: حاصل ترکیب music و پسوند ...
نام ایالت لسبیله ( Lasbela ) پاکستان در منابع قدیم که به صورت های مختلف از جمله ارمائیل، ارمئیل، ارماییل، ارمابیل و ارماتیل ضبط شده است. رجوع کنید ب ...
نام ایالت لسبیله ( Lasbela ) پاکستان در منابع قدیم که به صورت های مختلف از جمله ارمائیل، ارمئیل، ارماییل، ارمابیل و ارماتیل ضبط شده است. رجوع کنید ب ...
( adjective, obsolete, rare ) Not dressed or prepared for morris dancing. لباس رقص موریس نپوشیده، آماده نبوده برای رقص موریس فرم ها: unmorrised, unm ...
هُرمُز نام یکی از هفتاد اجنّه ای که به حضور سلیمان بن داود رسیدند و رئیس آنان فُقطُس نام داشت. رجوع کنید به فن دوم از مقاله هشتم کتاب الفهرست ابن ند ...
( adjective, obsolete. rare. ) That drinks milk. ( صفت، مهجور، نادر ) آنکه شیر نوشَد فرم ها: galactopotic, galactopoticke ریشه شناسی: برگرفته از وا ...
( adjective ) ( صفت ) 1. Of, relating to, or resembling brick or bricks; spec. of a colour resembling that of brick. 1. آجری: مربوط به، یا شبیه ب ...
( اسم ) کسی که حیوانات را می پرستد. همچنین به طور اغراق آمیز: کسی که به شدت یا بیش از حد به حیوانات علاقه دارد. مقایسه کنید با zoolatry ریشه شناسی: ...
( اسم، روانشناسی ) حالتی از تعادل بین تمایل ها یا رفتارهای برون گرایانه و درون گرایانه در شخصیت. ریشه شناسی: حاصل ترکیب پیشوند ambi با جزء آخر واژه ...
( Adj. , Now chiefly English regional ) Having many corners, angles, or projections; having an irregular form. ( صفت، اکنون بیشتر انگلیسی محلی ) دا ...
( adjective, slang, UK, 2003 ) very ugly. ( صفت، خودمانی، بریتانیا، ۲۰۰۳ ) بسیار زشت. Probably derives from US BIFFER ( an unattractive woman ) ; ...
در واژه نامه پزشکی دورلند ( ویرایش 27 ) ذیل مدخل calliphora چنین آمده است: [Gr. kallos ( beauty ) phoros ( bearing ) ] برگرفته از زبان یونانی، حاصل ت ...
( اسم ) چرخه هیاهو 1. A period of intensive publicity or public or mass media excitement surrounding an event, the launch of a new product, etc. , es ...
در واژه نامه آکسفورد ذیل مدخل calix اینچنین آمده است: جمع آن calices است. برگرفته از calix در زبان لاتین به معنای فنجان. به دلیل همبستگی این کلمه با ...
( اسم، مهجور ) 1. A weed that grows among wheat; tares, darnel; = zizania n. 1. Also figurative: a pernicious influence or unwanted element; cf. tar ...
کلّه بادمجان، کاسبرگ بادمجان، کلاه بادمجان، کاکل بادمجان، کلاله بادمجان، مجموعه کلاهک و دُم بادمجان، اقماع بادمجان که در طب سنتی به صورت دم کرده و ضم ...
در طب سنتی این واژه برای اشاره به کاسبرگ های گیاهان استفاده می شود؛ مثلاً اقماع بادنجان یعنی کلاه بادنجان، کلاهک بادنجان، ترکیب کلاهک و دُم بادنجان، ...
در واژه نامه آکسفورد این تعاریف برای calyx آمده است: در گذشته همچنین به صورت calix نوشته می شده است. جمعِ آن calyces است و به ندرت به صورت calyxes به ...
معادل بادنجان یا بادمجان در برخی استان های ایران: خوزستان: بنگون سمنان: وِنگون، ونگوم لرستان: بارنگون مازندران: وینگوم آذربایجان: قره بادمجان کردستان ...
در زبان ژاپنی به بادمجان nasu ( ناسو ) می گویند. انواع ناسو در ژاپن وجود دارد؛ از جمله: mizu - nasu، naga - nasu، onaga - nasu، ko - nasu، maru - nas ...
( noun ) The quality or condition of resembling a clog or heavy weight; heaviness; ponderousness of style or behaviour. ( اسم ) حالت یا وضعیت شبیه ...
( adj. , in scientific contexts ) having a winding form; labyrinthine. ( صفت، در متون علمی ) دارای شکل پیچ در پیچ؛ تودرتو تلفظ: می اَندره فُرم ( me ...
( صفت ) مربوط به یا نشان دهنده میل و رغبت مقایسه کنید با صفت precative تلفظ بریتانیایی: پِتِتیو تلفظ آمریکایی: پِدِدیو ریشه شناسی: برگرفته از واژه pe ...
( اسم، مهجور، نادر ) عروس بودن؛ وضعیت یک زن در نخستین مرحله ازدواجش مقایسه کنید با: brideship ریشه شناسی: حاصل ترکیب صفت bridal و پسوند ry منبع: Oxf ...
( اسم، انگلیسی کارائیبی ) خوش اخلاقی و رفتار مودبانه ناشی از تربیت خوب؛ نجابت، شایستگی تلفظ بریتانیایی: برُوت آپ سی ( brawt - up - see ) تلفظ آمریکا ...
در واژه نامه وبستر این معانی برای cogent آمده است: having the power of compelling or constraining دارای قدرت تحمیل کننده و مهارکننده Example: the cog ...
املای قدیمِ employ
در ترکی ازبکی به معنای میمون است. همچنین نام نهمین سال در تقویم ترکی که به آن بیچین ئیل ( سال میمون ) می گویند.