🔸 معادل فارسی:
• کسی که به زبان تمثیل و مثل گویی سخن می گوید یا می نویسد
• تمثیل پرداز / مثل گو
• ( در کاربرد امروزی و خاص ) هنرمند یا نویسنده ای که از تمثیل برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( معنای کلاسیک )
"The parabolist's enigmatic tales offered profound insights into the human condition. "
→ تمثیل های رمزآلودِ او، بینش های عمیقی درباره ی وضعیتِ انسان ارائه می داد.
• ( معنای خاص در رمان The Parabolist )
"A parabolist is a practitioner of the art of concentrating multiple sources of energy into a single focus, illuminating or, if left unchecked, destroying everything in its path. "
→ تمثیل پرداز، کسی است که هنرِ متمرکز کردنِ انرژی های گوناگون را در یک نقطه دارد؛ نیرویی که می تواند روشن گر باشد، یا اگر کنترل نشود، هرچه را در مسیرش باشد نابود کند.
🔸 نکته:
• این واژه در زبان انگلیسی نادر است و کاربردِ روزمره ندارد و بیشتر در متون ادبی، فلسفی یا مذهبی دیده می شود.
• در رمان The Parabolist ( نوشته ی نیکلاس راداک ) ، این کلمه یک معنیِ کاملاً جدید و بومی پیدا کرده است: �عضوِ یک گروهِ کوچک از شاعرانِ ناراضی در مکزیکوسیتی، حدود سال ۱۹۷۵� . این معنی در هیچ فرهنگ نامه ای ثبت نشده و خاصِ آن داستان است.
• کسی که به زبان تمثیل و مثل گویی سخن می گوید یا می نویسد
• تمثیل پرداز / مثل گو
• ( در کاربرد امروزی و خاص ) هنرمند یا نویسنده ای که از تمثیل برای انتقال مفاهیم عمیق استفاده می کند
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( معنای کلاسیک )
→ تمثیل های رمزآلودِ او، بینش های عمیقی درباره ی وضعیتِ انسان ارائه می داد.
• ( معنای خاص در رمان The Parabolist )
→ تمثیل پرداز، کسی است که هنرِ متمرکز کردنِ انرژی های گوناگون را در یک نقطه دارد؛ نیرویی که می تواند روشن گر باشد، یا اگر کنترل نشود، هرچه را در مسیرش باشد نابود کند.
🔸 نکته:
• این واژه در زبان انگلیسی نادر است و کاربردِ روزمره ندارد و بیشتر در متون ادبی، فلسفی یا مذهبی دیده می شود.
• در رمان The Parabolist ( نوشته ی نیکلاس راداک ) ، این کلمه یک معنیِ کاملاً جدید و بومی پیدا کرده است: �عضوِ یک گروهِ کوچک از شاعرانِ ناراضی در مکزیکوسیتی، حدود سال ۱۹۷۵� . این معنی در هیچ فرهنگ نامه ای ثبت نشده و خاصِ آن داستان است.
( اسم ) استفاده کننده از استعاره یا تمثیل؛ کسی که با تمثیل روایت می کند.
در یک نقل قول در سال ۱۸۳۱به معنای کسی که شیفته ی استفاده از تشبیه ( parabola ) یا استعاره است، به کار رفته است. ( مقایسه کنید با hyperbolist )
... [مشاهده متن کامل]
ریشه شناسی: برگرفته از parabola در زبان لاتین کلاسیک و یا parabole در زبان یونانی باستان به معنای تمثیل ( parable ) ، در ترکیب با پسوند ist
منبع: Oxford English Dictionary
در یک نقل قول در سال ۱۸۳۱به معنای کسی که شیفته ی استفاده از تشبیه ( parabola ) یا استعاره است، به کار رفته است. ( مقایسه کنید با hyperbolist )
... [مشاهده متن کامل]
ریشه شناسی: برگرفته از parabola در زبان لاتین کلاسیک و یا parabole در زبان یونانی باستان به معنای تمثیل ( parable ) ، در ترکیب با پسوند ist
منبع: Oxford English Dictionary