برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

افشین حاجی طرخانی

افشین حاجی طرخانی www.parmoon.com/author/AfshinHajitarkhani

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 دست به کار شدن ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

2 نظامیان ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

3 به‌عنوان فعل: (گذشته‌ی grind)

آسیاب شده، سائیده شده، پودر شده
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

4 گله رانی کردن، شبانی کردن، گاو چرانی کردن ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

5 هر چیز قابل تصور

تقریباً همه چیز

از شیر مرغ تا جون آدمی زاد
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

6 هر چیز قابل تصور

تقریباً همه چیز

از شیر مرغ تا جون آدمی زاد
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

7 هر چیز قابل تصوری.

تقریباً همه چیز

از شیر مرغ تا جون آدمی زاد.
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

8 شالوده ١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

9 شالوده ١٣٩٩/٠٦/٠٥
|

10 It kept gaining weight
مُدام وزنش افزایش می‌یافت
١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

11 ظرف ذوب فلز که قال در فرایند قالکاری نامیده شده. ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

12 در عیارسنجی با آتش (fire assay) ناخالصی‌های فلزات را با فرایند گداختن از فلز حذف و سپس برای تشخیص مقدار فلز موجود، آن را وزن می‌کنند‌. م ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

13 سند خطی مشی انجام ١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

14 Seminal is used to describe things such as books, works, events, and experiences that have a great influence in a particular field. ... author of the ... ١٣٩٩/٠٤/٣١
|

15 از اکنون به بعد، آینده ١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

16 کوته فکر، دارای تفکر تک بعدی، کسی که تنها به یک موضوع مورد علاقه‌ی خود فکر می‌کند. ١٣٩٩/٠٣/٢٩
|

17 هدف وسیله را توجیه می‌کند ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

18 پرسه زدن (به‌طور مشکوک برای پلیس) ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

19 پرسه زدن، به‌طوری که برای پلیس مشکوک باشد ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

20 کسی که در دهه‌ی 1960 صلح دوست و مخالف خشونت بود و اغلب لباس‌های عجیب، موی بلند و مواد روانگردان (مثل ماریجوانا) داشت.

https://www.ldoceonline. ...
١٣٩٩/٠٢/٢٥
|

21 1- برای نشان دادن اینکه شما متوجه سوال یا مطلبی نشده‌اید. هان، چی؟
2-برای نشان دادن مخالفت: هان؟
3- اگر در آخر جمله‌ی پرسشی بیاد، میشه معادل ...
١٣٩٩/٠٢/٢٤
|

22 حقایق یا اطلاعات میدانی ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

23 مفتخر ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

24 مقداری، تا حدی ١٣٩٩/٠٢/٠٥
|

25 نسبتاً خوب.
ظاهراً خوب.
خوب ولی دارای کاستی‌هایی

https://www.ldoceonline.com/dictionary/that-s-it-s-all-well-and-good
١٣٩٩/٠١/٢٧
|

26 نظریه‌پرداز و معتقد به تئوری‌های توطئه ١٣٩٩/٠١/٢٧
|

27 بایرن
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

28 سفینه‌ی مادر (اصلی و بزرگ) ١٣٩٨/١٢/١٨
|

29 کتاب �هرچه می‌دانید، بازهم نادرست است�، به‌روزرسانی و گسترده‌تر شده‌ی نظریات ساختارشکنانه‌ی لوید پای است. او در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه همه‌چی ... ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

30 اسنی‌ها ١٣٩٨/١١/١٥
|

31 بخش مهم، نکته‌ی مهم چیزی

https://www.ldoceonline.com/dictionary/not-least
١٣٩٨/١١/٠٣
|

32 پیامد اجتناب‌ناپذیر یک وضعیت خاص ١٣٩٨/١١/٠١
|

33 be on the books

مشمول فهرستی بودن
مشمول قانون بودن
عضو جایی بودن مثل تیم، ورزش، جامعه
کارمند جایی بودن،

https://dictionary.cam ...
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

34 علاوه بر معانی ذکر شده توسط دوستان:

سرپوش گذاشتن
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

35 1- تا حدی،‌ اندکی
2- به طور مبهم

https://www.ldoceonline.com/dictionary/vaguely
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

36 1- به نسبت بقیه
2- در کل، تا
3- تا حدی

مثال:
1- فیلمش به نسبت بقیه بد نبود.
2- فیلمش در کل بد نبود.

https://www.merriam-w ...
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

37 علاوه بر معانی فوق:

ناپسند شمردن، رد کردن، تصویب نکردن، تایید نکردن، مردود شناختن، محکوم شناختن، ابراز نارضایتی کردن، نپذیرفتن
به ویژه در م ...
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

38 آشوب به پا کردن فردی که از نظر یک گروه، عنصری نامطلوب است.

https://en.wikipedia.org/wiki/Throw_the_cat_among_the_pigeons
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

39 صعب العبور، دشوار رَس ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

40 خم به ابرو آوردن، اخم کردن ١٣٩٨/١٠/٢٧
|

41 زیر پا، یا پشت کسی را یهو خالی کردن.
قطع حمایت ناگهانی از کسی.

https://idioms.thefreedictionary.com/pull the rug from under
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

42 به‌سختی اشاره کردن به کسی یا موضوعی.
اشاره کلی و خیلی مختصر به کسی یا موضوعی.

https://idioms.thefreedictionary.com/brush over
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

43 پروکنسول یک سرده منقرض شده از نخستی‌سانان است که از ۲۳ تا ۵ میلیون سال پیش در دورهٔ میوسن می‌زیسته است. سنگواره‌های این جانور در شرق آفریقا از جمله ک ... ١٣٩٨/١٠/٢٦
|

44 مستقیماً ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

45 اصرار ورزیدن و ادامه داده به کاری
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

46 تجربه کردن، کسب کردن، به‌دست آوردن، در اختیار داشتن، قورت داده، مصرف شده

https://idioms.thefreedictionary.com/under their belts
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

47 گذشته‌ی دور

https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/way-back
١٣٩٨/١٠/٢١
|

48 واقعاً زنده
بی‌شک زنده
١٣٩٨/١٠/١٨
|

49 1- دست به کاری،‌ کاسبی زدن
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/set-up-shop

2- ماندن طولانی مدت در جایی (محاوره‌ای)
ht ...
١٣٩٨/١٠/١٧
|

50 نهایت تلاش را کردن
نهایت زور را زدن

صورت دیگر: leave nothing in the tank

https://www.wordsense.eu/leave_nothing_in_the_tank/
١٣٩٨/١٠/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 stand
• As a salesclerk, he stands behind the counter all day.
• او به‌عنوان فروشنده، کل روز را پشت پییشخوان سپری می‌کند.
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

2 follow
• He followed me down the street.
• او مرا در خیابان دنبال کرد.
١٣٩٨/٠١/١٩
|

3 fine
• I know a fine wine when I taste it.
• من یه شراب خوب رو با مزه‌کردنش تشخیص می‌دم.
١٣٩٨/٠١/١٧
|

4 ever
• We are ever in his debt.
• همیشه به او مدیون/بدهکاریم.
١٣٩٧/١٠/٢٠
|

5 roughly
• She treated the baby roughly.
• او با کودک با خشونت رفتار کرد.
١٣٩٧/١٠/١٩
|

6 even though
• always listen to your heart because even though it's on your left side, it's always right.
• همیشه ندای قلبتان را بشنوید، زیرا با اینکه در سمت چپ [بدنتان] قرار دارد، همیشه درست می‌گوید (حق با اوست).
١٣٩٧/٠٨/١٥
|

7 quote
• He quoted Shakespeare, hoping to impress her.
• او از شکسپیر نقل کرد،‌ به امید انکه وی(مونث)‌ را تحت تأثیر قرار دهد.
١٣٩٧/٠٨/١٢
|

8 drip
• The faucet has developed a drip.
• {این} شیرآب چکه کرده است.
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

9 bagging
• He got a job bagging groceries.
• او (مذکر) شغل یا پست بسته بندی مواد غذایی را گرفت.
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|