برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

افشین حاجی طرخانی

افشین حاجی طرخانی مترجم و محقق

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فردی باهوش و پلید ١٣٩٩/١٢/١٠
|

2 خیابان فرعی.
معادل backstreet
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

3 وقت،‌ طلاست (زمان بسیار باارزش است) ١٣٩٩/١٢/٠٣
|

4 جست و جوی دیرینه
خواست دیرینه
١٣٩٩/١١/٢٧
|

5 معرفت و خداشناسی در مکاتب گنوسی ١٣٩٩/١١/٢٦
|

6 خاص، منحصربه‌فرد، بی‌همتا،‌ یکتا، بی‌نظیر ١٣٩٩/١١/٠٤
|

7 اقصی نقاط ١٣٩٩/١٠/٢٩
|

8 جنگل بارانی درست است و جنگل استوایی نوعی جنگل بارانی محسوب می‌شود.

١٣٩٩/١٠/٢٦
|

9 سیاره‌ی موطن خدایان فرازمینی به‌نام آنوناکی که طبق تحقیقات و کتب زکریا سیچین در الواح باستانی سومری ثبت شده‌اند. سیچین معتقد بود که این سیاره در ... ١٣٩٩/١٠/٢٢
|

10 موجود،‌ حاضر، دم دست، در دسترس ١٣٩٩/١٠/٠٨
|

11 حامی جهانی‌سازی
جهانی‌سازی‌گرا
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

12 رئیس سابق (ولی هنوز شاغل)‌ در یک شرکت

When you see someone introduced as a company's Chairman Emeritus, it means you're looking at a person wh ...
١٣٩٩/٠٩/٢٦
|

13 ذی‌نفوذ، دارای لابی (سیاست) ١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

14 وابسه به مراسم پاگشایی، معارفه، تشرف ١٣٩٩/٠٩/١٦
|

15 نهان جاندار شناس
کسی که به مطالعه‌ی جانداران مخفی می‌پردازد.
١٣٩٩/٠٩/١٣
|

16 یار دبستانی ١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

17 1-چیزی بسیار جذاب و خواستنی که نتوانید در برابرش مقاومت کنید.
2-چیزی بسیار قوی و غیر قابل توقف.

https://www.ldoceonline.com/dictionary/ir ...
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

18 در چندین دیکشنری مرجع، تنها به معنی زیر است:

پول رهایی یا آزادی فردی از زندان یا اسارت.
١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

19 ضمنی و غیرمستقیم ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

20 نو کشف ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

21 there is no question of به معنی غیرممکن
https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/there-is-no-question-of-something

there i ...
١٣٩٩/٠٨/١٩
|

22 کپی دقیق، المثنی، نمونه‌ی کاملاً مشابه و یکسان ١٣٩٩/٠٨/١٩
|

23 بازخواست، سرزنش: censure
سانسور: censor
١٣٩٩/٠٨/١٣
|

24 در پاسخ به آقای امین، but از butan گرفته شده که در انگلیسی قدیم معانی زیر را داشته
- بیرون
- بدون
- به جز، مگر

Origin but
O ...
١٣٩٩/٠٨/١٣
|

25 سرسخت (نسبت به یک باور یا دین) ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

26 اینکه، بر اساس اینکه، با توجه به اینکه، به‌ علت اینکه

https://www.ldoceonline.com/dictionary/the-fact-that
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

27 پاگشا نشده:
غیر عضو، غیر خودی (جوامع یا گروه‌های سرّی)

کسی که در فرقه‌ای خاص، پاگشا نشده و برای آن فرقه غریبه است.
١٣٩٩/٠٨/١٢
|

28 1- نگاه به سمت چیزی، روبروی چیزی بودن
2- در نظر گرفتن، تلقی کردن و فکرکردن به چیزی

https://idioms.thefreedictionary.com/look toward
١٣٩٩/٠٨/١١
|

29 فرقه‌ای ١٣٩٩/٠٨/١١
|

30 کیش زرتشت با نام مَزد یَسنا (مزدا پرستی) ١٣٩٩/٠٨/٠٤
|

31 دروازه‌ی ستاره‌ای ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

32 کسی که در مبحث یوفو ها (اشیاء پرنده ناشناخته) مطالعه، تحقیق و نظریه پردازی می‌کند. ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

33 درست‌تر نشان دادن یک نظر یا باور.
پیشتیبانی و حمایت از آن نظر و باور.
تأیید یک نظر یا باور.

https://www.ldoceonline.com/dictionary/len ...
١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

34 عمود پرواز (هواپیما و ...) ١٣٩٩/٠٧/٢١
|

35 حمایت،‌ تقویت، تأیید چیزی مثل یک نظریه.

https://www.ldoceonline.com/dictionary/add-weight-to-something
١٣٩٩/٠٧/٢١
|

36 ابراز و افشای احساسات در باره‌ی چیزی

https://www.ldoceonline.com/dictionary/make-no-secret-of-something
١٣٩٩/٠٧/١٨
|

37 افراطی ١٣٩٩/٠٧/١٧
|

38 ترتیب نوشتن (یا کشیدن) در یک حرف مثلا حروف پیچیده‌ی چینی. ١٣٩٩/٠٧/١٥
|

39 تفکیک‌شده ١٣٩٩/٠٧/١١
|

40 کارخانه، شرکت تجاری، کارگاه و ...

https://www.lawinsider.com/dictionary/industrial-concern
١٣٩٩/٠٧/١١
|

41 اردوگاه اقامت اجباری ١٣٩٩/٠٧/٠٨
|

42 بسیار دیرین، طولانی و کهن ١٣٩٩/٠٧/٠٦
|

43 مورد توجه همگان (به ویژه رسانه ها)، خبر ساز ١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

44 exo- ‎ politics

The art or science of government as concerned with creating or influencing policy toward extraterrestrial phenomena and extra ...
١٣٩٩/٠٧/٠٥
|

45 افراط، زیاده روی

https://www.ldoceonline.com/dictionary/an-orgy-of-something
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

46 دست به کار شدن ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

47 نظامیان ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

48 به‌عنوان فعل: (گذشته‌ی grind)

آسیاب شده، سائیده شده، پودر شده
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

49 گله رانی کردن، شبانی کردن، گاو چرانی کردن ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

50 هر چیز قابل تصور

تقریباً همه چیز

از شیر مرغ تا جون آدمی زاد
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 stand
• As a salesclerk, he stands behind the counter all day.
• او به‌عنوان فروشنده، کل روز را پشت پییشخوان سپری می‌کند.
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

2 follow
• He followed me down the street.
• او مرا در خیابان دنبال کرد.
١٣٩٨/٠١/١٩
|

3 fine
• I know a fine wine when I taste it.
• من یه شراب خوب رو با مزه‌کردنش تشخیص می‌دم.
١٣٩٨/٠١/١٧
|

4 ever
• We are ever in his debt.
• همیشه به او مدیون/بدهکاریم.
١٣٩٧/١٠/٢٠
|

5 roughly
• She treated the baby roughly.
• او با کودک با خشونت رفتار کرد.
١٣٩٧/١٠/١٩
|

6 even though
• always listen to your heart because even though it's on your left side, it's always right.
• همیشه ندای قلبتان را بشنوید، زیرا با اینکه در سمت چپ [بدنتان] قرار دارد، همیشه درست می‌گوید (حق با اوست).
١٣٩٧/٠٨/١٥
|

7 quote
• He quoted Shakespeare, hoping to impress her.
• او از شکسپیر نقل کرد،‌ به امید انکه وی(مونث)‌ را تحت تأثیر قرار دهد.
١٣٩٧/٠٨/١٢
|

8 drip
• The faucet has developed a drip.
• {این} شیرآب چکه کرده است.
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

9 bagging
• He got a job bagging groceries.
• او (مذکر) شغل یا پست بسته بندی مواد غذایی را گرفت.
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|