افشین حاجی طرخانی

افشین حاجی طرخانی مترجم و محقق

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



assembly١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥شوراگزارش
2 | 0
posing١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٥تظاهر کردنگزارش
2 | 0
reportedly١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧بنا بر گزارش ها، بنا بر روایات، گفته می شود که. . .گزارش
9 | 0
wheel١٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٣/١٧به عنوان فعل: چرخ دادن، غلت دادن، گرداندن، حرکت دادنگزارش
2 | 0
debt slavery١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٠زیر بار قرض و بدهی بودنگزارش
2 | 0
broke out١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧َشروع ناگهانیگزارش
12 | 0
cossack١٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢١به نظر می رسد که تلفظ صحیح این لغت کازاک باشد. زیرا متفاوت از قوم قراق Kazakhs استگزارش
2 | 0
robber baron٢٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠معنی دوم: بارون یا بارون های دزد اصطلاحی است که در قرن 19 در امریکا برای اشاره به سرمایه داران بی رحم و انحصار طلب به کار میرفت.گزارش
2 | 0
cash handling١٥:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٩معاملات مالی، پولگزارش
2 | 0
posing١٥:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٣وانمود کردنگزارش
7 | 0
complicate matters١٤:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٢اوضاع پیچیدهگزارش
7 | 0
scholarly١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦پژوهشیگزارش
9 | 0
quote unquote١٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٤معادل : به اصطلاح وقتی کلمه ای معمولا در کتاب های انگلیسی در گیومه قرار می گیرد، منظور این است که معنی عینی و ظاهری آن چنین است و این عبارت به اصطلا ... گزارش
14 | 0
breakdown١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٣1 - خرابی 2 - چکیده / خلاصه https://www. ldoceonline. com/dictionary/breakdownگزارش
9 | 0
placeholder١١:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٣جاگیرنده سرپرست گزارش
5 | 0
thought provoking١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٠تأمل برانگیزگزارش
5 | 0
pacifica١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/١٦نام دیگر قاره ی افسانه ای مو یا لموریاگزارش
5 | 0
chivalric٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠١/١٤شوالیه گریگزارش
5 | 0
yogic٢١:١١ - ١٤٠٠/٠١/١٣یوگایی، مربوط به یوگاگزارش
5 | 1
christ sake٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/٣٠محض رضای مسیح، خدا و . . .گزارش
5 | 0
twist of fate١٤:٥٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٣برگشتن ورق روزگار. تغییر یکباره ی اوضاع ( معمولاً بار منفی دارد )گزارش
5 | 0
evil genius١٤:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/١٠فردی باهوش و پلیدگزارش
5 | 0
rat run١٩:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٤خیابان فرعی. معادل backstreetگزارش
7 | 0
time equals money١٥:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٣وقت، طلاست ( زمان بسیار باارزش است )گزارش
5 | 0
long sought١٧:٤٤ - ١٣٩٩/١١/٢٧جست و جوی دیرینه خواست دیرینهگزارش
7 | 0
theosophy١٧:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٢٦معرفت و خداشناسی در مکاتب گنوسیگزارش
5 | 1
one of a kind١٩:٤٣ - ١٣٩٩/١١/٠٤خاص، منحصربه فرد، بی همتا، یکتا، بی نظیرگزارش
9 | 1
far and wide١٢:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٩اقصی نقاطگزارش
7 | 1
rainforest٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٦جنگل بارانی درست است و جنگل استوایی نوعی جنگل بارانی محسوب می شود. گزارش
12 | 1
nibiru١٨:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٢سیاره ی موطن خدایان فرازمینی به نام آنوناکی که طبق تحقیقات و کتب زکریا سیچین در الواح باستانی سومری ثبت شده اند. سیچین معتقد بود که این سیاره در مدار ... گزارش
14 | 1
at hand١٧:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٨موجود، حاضر، دم دست، در دسترسگزارش
16 | 1
globalist١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦حامی جهانی سازی جهانی سازی گراگزارش
7 | 1
chairman emeritus١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦رئیس سابق ( ولی هنوز شاغل ) در یک شرکت When you see someone introduced as a company's Chairman Emeritus, it means you're looking at a person who onc ... گزارش
5 | 0
advocacy١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠ذی نفوذ، دارای لابی ( سیاست )گزارش
12 | 1
initiatory١١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٦وابسه به مراسم پاگشایی، معارفه، تشرفگزارش
5 | 0
cryptozoologist١١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٣نهان جاندار شناس کسی که به مطالعه ی جانداران مخفی می پردازد.گزارش
5 | 0
schoolmate١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢یار دبستانیگزارش
5 | 0
irresistible٠١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦1 - چیزی بسیار جذاب و خواستنی که نتوانید در برابرش مقاومت کنید. 2 - چیزی بسیار قوی و غیر قابل توقف. https://www. ldoceonline. com/dictionary/irres ... گزارش
37 | 0
ransom٠٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣در چندین دیکشنری مرجع، تنها به معنی زیر است: پول رهایی یا آزادی فردی از زندان یا اسارت.گزارش
12 | 1
implication٠١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢١ضمنی و غیرمستقیمگزارش
9 | 1
newfound٠١:١٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢١نو کشفگزارش
2 | 0
there is no question of١٦:٢٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٩there is no question of به معنی غیرممکن https://www. macmillandictionary. com/dictionary/british/there - is - no - question - of - something there ... گزارش
5 | 0
carbon copy١٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٩کپی دقیق، المثنی، نمونه ی کاملاً مشابه و یکسانگزارش
5 | 0
censure١٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣بازخواست، سرزنش: censure سانسور: censorگزارش
16 | 1
but٠٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٣در پاسخ به آقای امین، but از butan گرفته شده که در انگلیسی قدیم معانی زیر را داشته - بیرون - بدون - به جز، مگر Origin but Old English butan:“ou ... گزارش
37 | 1
passionate٠١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٣سرسخت ( نسبت به یک باور یا دین )گزارش
21 | 1
the fact that٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٢اینکه، بر اساس اینکه، با توجه به اینکه، به علت اینکه https://www. ldoceonline. com/dictionary/the - fact - thatگزارش
14 | 0
uninitiated١٩:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٢پاگشا نشده: غیر عضو، غیر خودی ( جوامع یا گروه های سرّی ) کسی که در فرقه ای خاص، پاگشا نشده و برای آن فرقه غریبه است.گزارش
7 | 0
look toward١٦:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/١١1 - نگاه به سمت چیزی، روبروی چیزی بودن 2 - در نظر گرفتن، تلقی کردن و فکرکردن به چیزی https://idioms. thefreedictionary. com/look towardگزارش
5 | 0
cultic٠٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/١١فرقه ایگزارش
2 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



practicing١١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٤
• He's no longer a practicing attorney.
او دیگر وکیلی فعال نیست. ( دیگر وکالت نمی کند )
9 | 1
stand١٢:٣٧ - ١٣٩٨/١٠/٢٨
• As a salesclerk, he stands behind the counter all day.
او به عنوان فروشنده، کل روز را پشت پییشخوان سپری می کند.
32 | 1
follow٠١:٠٤ - ١٣٩٨/٠١/١٩
• He followed me down the street.
او مرا در خیابان دنبال کرد.
64 | 13
fine١٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/١٧
• I know a fine wine when I taste it.
من یه شراب خوب رو با مزه کردنش تشخیص می دم.
41 | 1
ever١٤:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٠
• We are ever in his debt.
همیشه به او مدیون/بدهکاریم.
39 | 1
roughly٢٣:٤٤ - ١٣٩٧/١٠/١٩
• She treated the baby roughly.
او با کودک با خشونت رفتار کرد.
60 | 2
even though١٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٥
• always listen to your heart because even though it's on your left side, it's always right.
همیشه ندای قلبتان را بشنوید، زیرا با اینکه در سمت چپ [بدنتان] قرار دارد، همیشه درست می گوید ( حق با اوست ) .
202 | 4
quote١٩:٤٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
• He quoted Shakespeare, hoping to impress her.
او از شکسپیر نقل کرد، به امید انکه وی ( مونث ) را تحت تأثیر قرار دهد.
23 | 1
drip١٦:٤٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
• The faucet has developed a drip.
{این} شیرآب چکه کرده است.
18 | 1
bagging١٥:٤٧ - ١٣٩٧/٠٥/٢٦
• He got a job bagging groceries.
او ( مذکر ) شغل یا پست بسته بندی مواد غذایی را گرفت.
12 | 0