materials


معنی: مصالح

جمله های نمونه

1. materials are elevated to the tenth floor by a hoist
مصالح (ساختمانی) را با بالابر به طبقه ی دهم می برند.

2. materials that fix the color
موادی که رنگ را ثابت نگه می دارد

3. building materials
مصالح ساختمانی

4. chemical materials are polluting the river
مواد شیمیایی رود خانه را آلوده می کند.

5. chemical materials have discolored the water in the lake
مواد شیمیایی رنگ آب دریاچه را تغییر داده است.

6. construction materials
مصالح ساختمانی

7. expansive materials
مواد گسترش پذیر

8. fissile materials
مواد کافشی

9. hot materials
مواد تابشگر

10. raw materials
مواد خام

11. reading materials
مواد یا چیزهای خواندنی

12. strategic materials
مواد رزم تدبیری

13. these materials have been culled from the shahnameh
این مطالب از شاهنامه برگزیده شده است.

14. vegetative materials
مواد رویش انگیز

15. waste materials
مواد زاید

16. writing materials
لوازم التحریر،نوشت افزار

17. lustrous silk materials
پارچه های ابریشمی براق

18. versatile building materials
مصالح ساختمانی چندکاربردی

19. industry needs raw materials
صنعت نیاز به مواد خام دارد.

20. the strength of materials
استحکام مصالح

21. a shortage of building materials has hindered the completion of the project
کمبود مصالح ساختمانی اجرای طرح را عقب انداخته است.

22. to crane up building materials
مصالح ساختمانی را بالا بردن

23. the mass of these printed materials
حجم این چیزهای چاپ شده،حجم این مطبوعات

24. this house is fabricated out of plastic materials
این خانه از مواد پلاستیکی ساخته شده است.

25. the mass of our imports consists of raw materials
بیشتر واردات ما را مواد خام تشکیل می دهد.

26. the sea is a great storehouse of raw materials
دریا منبع بزرگی از مواد خام است.

27. under these mountains repose vast quantities of raw materials
در زیر این کوه ها مقادیر عظیمی مواد خام قرار دارد.

28. All the raw materials are imported.
[ترجمه ترگمان]همه مواد خام وارد می شوند
[ترجمه گوگل]تمام مواد اولیه وارد می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. The ship was laden with war materials.
[ترجمه ترگمان]کشتی حامل مصالح جنگی بود
[ترجمه گوگل]کشتی با مواد جنگی بارگذاری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. We cannot guarantee adequate supplies of raw materials.
[ترجمه ترگمان]ما نمی توانیم ذخایر کافی مواد خام را تضمین کنیم
[ترجمه گوگل]ما نمی توانیم منابع کافی مواد اولیه را تضمین کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مصالح (اسم)
affairs, materials, interests, benefits

تخصصی

[حسابداری] مواد اولیه
[عمران و معماری] مواد - مصالح - جنس
[ریاضیات] مواد خام، مواد

به انگلیسی

• supplies; household stuff; tools or devices to carry out a given task

پیشنهاد کاربران

موداولیه
لوازم
جنس؛موادپایه تشیکل یک کالا ؛
مواد اولیه، مطالب ( درسی ) ، محتوییات، اجزاء.
مقتضیات
مواد
اطلاعات
سخت یا مواد شیمیایی
مواد مختلف
مطالب
شواهد، مدارک، اسناد ( حقوق )
امکانات
جنس
موجودی مواد اولیه
مطالب خواندنی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما