هلیا خلیلی

هلیا خلیلی سلام . من یه دختر ۱۲ ساله هستم و به شدت علاقه مند به موسیقی به زبان انگلیسی و البته شطرنج هستم
اگه از نوشته هام خوشتون امد دنبالم کنید و اگه نوشته هام مفید بود لایک کنید 💖

I' m army blink 💜 💗

ترم:American English file 2
بهترین ها را برایتان ارزو می کنم💎 💗

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



gain١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢١1. to obtain or achieve something you want or need 2. an increase in the amount or level of something اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
no pain no gain١٦:٣٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢١نابرده رنج گنج میسر نمی شود اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
ambition١٧:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a strong desire to achieve something اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
desire١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a strong wish or hop اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 1
greet١٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٦to say hello to someone or welcome them اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 0
flea market١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a market where sales old, cheap or second hand things اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
adapt١٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٦to change something to make it suitable for a different purpose اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 0
advice١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/١٦an opinion you give someone about what they should do You should have followed my advice اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
هلیا١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨H@ اسم هلیا رو به انگلیسی اینطوری می نویسن Heliaگزارش
5 | 1
distract١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤حواس پرت کردنگزارش
5 | 1
horoscope٢٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠١طالع بینی فال اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
preferment١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٣١The act of preferring اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 1
promotion١٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣١1 . dvancement in rank or position 2 . Also called queening . Chess . the replacement of a pawn that has reached the enemy's first rank by a more pow ... گزارش
2 | 1
optimist١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩a person who see the positive points اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
12 | 1
pessimist١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩A person who see the nagetive points اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
9 | 1
no peace of mind١٩:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦بدون آرامش ذهنیگزارش
7 | 1
darling١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦عزیز محبوبگزارش
7 | 1
engage١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦pledged to be married; betrothed: اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
9 | 1
overuse١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥مصرف بیش از حد To use too much or too often اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
valid١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥producing the desired result; effective اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
affirmative١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤expressing agreement or consent; assenting اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
prediction١٨:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤Foresee foretell an act of predicting اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
how fast is your life١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٩زندگی شما چقدر سرعت دارد ؟ اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
9 | 0
suffering١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٩رنجگزارش
9 | 0
همکار١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٩Co worker workmatesگزارش
7 | 0
lifestyle٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٨a way that you live اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
12 | 0
sauce٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨سسگزارش
7 | 0
mastercard١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧Credit card اگه دوست داشتید لایک کنیدگزارش
7 | 1
utterly١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٤in an utter manner; completely : absolutely اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 0
absolutely١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤without exception; completely ; wholly ; entirely اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1
pleasure١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٣افتخار خوش حالی لذت the state or feeling of being pleased . 1 a cause or source of enjoyment or delight . 2 اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎 گزارش
12 | 1
reality١٦:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٣the state or quality of being real. resemblance to what is real. a real thing or fact. اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
9 | 1
series١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣سریال دنباله پشت سر هم اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 1
operate١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩Do surgery اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 0
operating room١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩اتاق عمل اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 0
lab١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩the abbreviation of laboratory آزمایشگاهگزارش
12 | 0
routine١٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨کار های روزمره اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
23 | 1
trauma١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٨ضربه ی روحی اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💜گزارش
28 | 1
drop it١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤ولش کن اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 6
not surprisingly١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤عیجب نیست هیچ تعجبی ندارد اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 0
focus١٩:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣a central point, as of attraction, attention, or activity اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
23 | 0
multitask١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣do two or more things as things as the same timeگزارش
21 | 0
on time١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣سر وقت به موقع اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 0
in a hurry١٧:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣با عجلهگزارش
18 | 0
wasting time١٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣وقت تلف کردن اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 1
traditional١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣of or relating to tradition اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 1
impatient١٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣not patient; not accepting delay اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
25 | 1
don't give me that bullshit١٧:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣این مزخرفات رو به من تحویل نده اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 0
you remind me of someone١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣تو منو یاد یه کسی می ندازیگزارش
21 | 0
worldwide١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣extending or spread throughout the world. اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



counterpart٢١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥
• One of the priceless earrings was found, but its counterpart seems lost forever.
یکی از گوشواره های بی ارزش پیدا شد اما جفت دیگرش برای همیشه گم شده
0 | 0
contain٢٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٦
• Cheese contains a good deal of salt.
پنیر به اندازه نمک دارد
2 | 0
spill١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤
• The milk will spill if you're careless.
اگر مراقب نباشی شیر می ریزد
9 | 1
impatient١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣
• The train was very late and people were becoming impatient.
قطار خیلی دیر کرده بود و مردم داشتند بی صبر و تحمل می شدند
9 | 0
escape١٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• The house was on fire, but the family was able to escape.
خانه آتش گرفته بود اما خانواده می توانستند فرار کنند
7 | 0
escape١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• Though roadblocks were set up, the criminal escaped.
اگرچه راهبند کارگذاشته شده بود مجرم فرار کرد
7 | 0
escape١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• I tried to close the door quickly, but the cat escaped.
سعی کردم سریع در را ببندم ولی گربه فرار کرد
7 | 0
escape١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• Two prisoners escaped from the prison during the night.
دو زندانی در طول شب از زندان فرار کردند
7 | 0
tiring١٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢
• Climbing up all those stairs was so tiring!
بالا رفتن از اون همه پله خیلی خسته کننده بود
14 | 0
impress١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠
• Don't ever change just to impress and please someone. Change because it makes you a better person and it leads you to a better future.
هیچ وقت به خاطره تحت تاثیر قرار دادن و راضی کردن دیگران خودتان را تغییر ندهید تغییر کنید چون باعت میشه شما آدم بهتری شوید و به آینده ی بهتر هدایت شوید
14 | 0
impress١٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠
• She did not impress me at all.
او من را اصلا تحت تاثیر قرار نداد
16 | 0
pleasure١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٤
• His friendship is a pleasure.
دوستی او باعث افتخار است
21 | 0
pleasure١٧:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٤
• Reading mysteries gives her pleasure.
خواندن راز ها به او دلخوشی می دهد
21 | 0
take off١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٣
• Take off your shoes, and leave them by the door.
کفش هایتان را در بیاورید و آنها را دم در بگذارید
21 | 1
diagnose١٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٣
• It is difficult to diagnose, as there is no simple test.
تشخیص سخت است چون هیچ آزمایش ساده ای وجود ندارد.
18 | 0
exist١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠١
• Unicorns do not exist in the real world.
تک شاخ ها در دنیای واقعی وجود ندارند
37 | 1
perhaps١٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣
• Perhaps I will see you tomorrow.
شاید فردا شما را دیدم
46 | 1
baggage claim١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢١
• Is this the baggage claim area for the flight from London?
آیا این قسمت محل دریافت بار برای پرواز از لندن است
57 | 0
current١٦:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢١
• This must be his old phone number; do you know his current one?
این باید شماره تلفن قدیمی او باشد شما شماره تلفن فعلیش رو میدونید
55 | 0
passenger١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠
• The bus holds thirty passengers.
این اتوبوس ۳۰ مسافر سوار کرده است
62 | 1
approximately١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨
• The plane will arrive at ten o'clock approximately.
هواپیما حدودا ساعت ده می رسد
74 | 0