هلیا خلیلی

هلیا خلیلی سلام . من یه دختر ۱۲ ساله هستم و به شدت علاقه مند به موسیقی به زبان انگلیسی و البته شطرنج هستم
اگه از نوشته هام خوشتون امد دنبالم کنید و اگه نوشته هام مفید بود لایک کنید 💖

I' m army blink 💜 💗

ترم:American English file 2
بهترین ها را برایتان ارزو می کنم💎 💗

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



dignity١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٦bearing indicative of self - respect or appreciation of the formality اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
referee١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٩/١٦one to whom something is referred , especially for decision or settlement اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 0
mission١٥:١٦ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤A thing that somebody has to do اگه دوست داشتید لایک کنید 💎🌌گزارش
0 | 1
program٠٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢برنامه ( app ) برنامه نویسی Tv show اگه دوست داشتید لایک کنید🌌💎گزارش
2 | 1
grounded١٨:٥١ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠To be loked up somewhere for punishment اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 1
green with envy١٨:٤٨ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠Be jealous اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
5 | 1
bombard١٥:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٨If you bombard someone with messages or information, you give them so much that it is difficult to deal with it all. اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💜گزارش
2 | 1
شمع١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨یکای بین المللی شدت روشنایی هم هست اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 1
pariah١١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٥any person or animal that is generally despised or avoided اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
masterfully١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/١١dominating; self - willed; imperious . 1 having or showing the qualities of a master ; authoritative ; powerful 2 اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
2 | 1
travel insurance٢٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٠بیمه ی سفر✈ اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
21 | 1
apologize٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٧/١٠to offer an apology or excuse for some fault, insult, failure, or injury اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
0 | 1
idol٢٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٠بت الگو که معمولا به خواننده های کیپاپ میگن و اسم یکی از آهنگ های باحال بی تی اس اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
soccer mom١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥اصطلاحی در آمریکای شمالی است و به زنان طبقه ی حومه نشینی گفته می شود که بخش مهمی از وقت خودشان را صرف می کنند تا فرزندانشان را به فعالیت هایی مانند ف ... گزارش
5 | 1
condo٢١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩. Short form of condominium it is like an apartment but you don't rent it you buy it اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
gain١٦:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢١1. to obtain or achieve something you want or need 2. an increase in the amount or level of something اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
no pain no gain١٦:٣٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢١نابرده رنج گنج میسر نمی شود اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 1
ambition١٧:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a strong desire to achieve something اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1
desire١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a strong wish or hop اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 2
greet١٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/١٦to say hello to someone or welcome them اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1
flea market١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/١٦a market where sales old, cheap or second hand things اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
7 | 1
adapt١٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٦to change something to make it suitable for a different purpose اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 1
advice١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/١٦an opinion you give someone about what they should do You should have followed my advice اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 1
هلیا١٧:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨H@ اسم هلیا رو به انگلیسی اینطوری می نویسن Heliaگزارش
21 | 4
distract١٨:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤حواس پرت کردنگزارش
9 | 1
horoscope٢٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠١طالع بینی فال اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1
preferment١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٣١The act of preferring اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
9 | 1
promotion١٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٣١1 . dvancement in rank or position 2 . Also called queening . Chess . the replacement of a pawn that has reached the enemy's first rank by a more pow ... گزارش
14 | 1
optimist١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩a person who see the positive points اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
23 | 1
pessimist١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩A person who see the nagetive points اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 1
no peace of mind١٩:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦بدون آرامش ذهنیگزارش
12 | 1
darling١٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦عزیز محبوبگزارش
14 | 1
engage١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦pledged to be married; betrothed: اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 2
overuse١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥مصرف بیش از حد To use too much or too often اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1
valid١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥producing the desired result; effective اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 1
affirmative١٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤expressing agreement or consent; assenting اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
12 | 1
prediction١٨:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤Foresee foretell an act of predicting اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 1
how fast is your life١٦:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٩زندگی شما چقدر سرعت دارد ؟ اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
14 | 1
suffering١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٩رنجگزارش
14 | 1
همکار١٥:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٩Co worker workmatesگزارش
14 | 1
lifestyle٢٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٨a way that you live اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
23 | 1
sauce٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٨سسگزارش
12 | 1
mastercard١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧Credit card اگه دوست داشتید لایک کنیدگزارش
12 | 1
utterly١٥:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٤in an utter manner; completely : absolutely اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
30 | 0
absolutely١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤without exception; completely ; wholly ; entirely اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
39 | 1
pleasure١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٣افتخار خوش حالی لذت the state or feeling of being pleased . 1 a cause or source of enjoyment or delight . 2 اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎 گزارش
18 | 1
reality١٦:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٣the state or quality of being real. resemblance to what is real. a real thing or fact. اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
18 | 1
series١٦:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣سریال دنباله پشت سر هم اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
30 | 1
operate١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩Do surgery اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
25 | 1
operating room١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩اتاق عمل اگه دوست داشتید لایک کنید 🌌💎گزارش
16 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



counterpart٢١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥
• One of the priceless earrings was found, but its counterpart seems lost forever.
یکی از گوشواره های بی ارزش پیدا شد اما جفت دیگرش برای همیشه گم شده
5 | 0
contain٢٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٦
• Cheese contains a good deal of salt.
پنیر به اندازه نمک دارد
12 | 1
spill١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤
• The milk will spill if you're careless.
اگر مراقب نباشی شیر می ریزد
9 | 1
impatient١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣
• The train was very late and people were becoming impatient.
قطار خیلی دیر کرده بود و مردم داشتند بی صبر و تحمل می شدند
12 | 1
escape١٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• The house was on fire, but the family was able to escape.
خانه آتش گرفته بود اما خانواده می توانستند فرار کنند
12 | 1
escape١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• Though roadblocks were set up, the criminal escaped.
اگرچه راهبند کارگذاشته شده بود مجرم فرار کرد
9 | 1
escape١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• I tried to close the door quickly, but the cat escaped.
سعی کردم سریع در را ببندم ولی گربه فرار کرد
12 | 1
escape١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢
• Two prisoners escaped from the prison during the night.
دو زندانی در طول شب از زندان فرار کردند
16 | 1
tiring١٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢
• Climbing up all those stairs was so tiring!
بالا رفتن از اون همه پله خیلی خسته کننده بود
18 | 1
impress١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠
• Don't ever change just to impress and please someone. Change because it makes you a better person and it leads you to a better future.
هیچ وقت به خاطره تحت تاثیر قرار دادن و راضی کردن دیگران خودتان را تغییر ندهید تغییر کنید چون باعت میشه شما آدم بهتری شوید و به آینده ی بهتر هدایت شوید
14 | 0
impress١٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠
• She did not impress me at all.
او من را اصلا تحت تاثیر قرار نداد
18 | 0
pleasure١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٤
• His friendship is a pleasure.
دوستی او باعث افتخار است
23 | 0
pleasure١٧:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٤
• Reading mysteries gives her pleasure.
خواندن راز ها به او دلخوشی می دهد
23 | 0
take off١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٣
• Take off your shoes, and leave them by the door.
کفش هایتان را در بیاورید و آنها را دم در بگذارید
32 | 2
diagnose١٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٣
• It is difficult to diagnose, as there is no simple test.
تشخیص سخت است چون هیچ آزمایش ساده ای وجود ندارد.
21 | 0
exist١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠١
• Unicorns do not exist in the real world.
تک شاخ ها در دنیای واقعی وجود ندارند
62 | 2
perhaps١٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣
• Perhaps I will see you tomorrow.
شاید فردا شما را دیدم
51 | 1
baggage claim١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢١
• Is this the baggage claim area for the flight from London?
آیا این قسمت محل دریافت بار برای پرواز از لندن است
57 | 0
current١٦:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢١
• This must be his old phone number; do you know his current one?
این باید شماره تلفن قدیمی او باشد شما شماره تلفن فعلیش رو میدونید
57 | 0
passenger١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠
• The bus holds thirty passengers.
این اتوبوس ۳۰ مسافر سوار کرده است
64 | 1
approximately١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٨
• The plane will arrive at ten o'clock approximately.
هواپیما حدودا ساعت ده می رسد
78 | 1