پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٣٤٦)

بازدید
١٠,٠١٠
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به اندام ( و یا بخشی از اندام ) پیوند خورده از یک جاندار به جانداری دیگر در همان گونه، "دگرپیوند" گویند. مانند کلیه پیوندی از یک انسان به انسانی دیگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیوند زدنِ یک اندام یا بخشی از اندام یک جاندار به جانداری دیگر در همان گونه؛ مانند پیوند کلیه از یک انسان به انسانی دیگر یا پیوند قرنیه که بخشی از چش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بافتی است که از یک اندام جدا شده و به اندامی دیگر از همان تن پیوند می شود. مانند تکه استخوانی که از لگن بیمار برداشت شده و به یک استخوان شکسته ی کوت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودپیوندی: پیوند زدن بخشی از اندام یک تن به اندامی دیگر از همان تن. مانند برداشتن تکه ای از استخوان لگن و پیوند زدن آن به یک استخوان شکسته که دچار ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شمارشی، سنجشی

پیشنهاد
٠

زیست زمین شناس برابر با biogeographer دانشمند و پژوهشگری که درباره ی زمین شناسیِ زیستی پژوهش می کند.

پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسی برابر با biogeography زمین شناسیِ زیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناس زیست گیتانگار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسیک، وابسته به ( مربوط به ) زیست زمین شناسی وابسته به زمین شناسیِ زیستی . زیست گیتانگاریک وابسته به گیتانگاریِ زیستی یا جغرافیای زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناختی، زیست گیتانگاشتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست زمین شناسی= زمین شناسیِ زیستی زیست گیتانگاری= گیتانگاری یا جغرافیای زیستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توریک، تورین تور . پسوند نسبت[یک]= توریک = توری مانند نزدیک، تاریک، باریک، تاجیک تور . پسوند نسبت[ین]= تورین مانند سنگین، آهنین، زرین و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

می توان از واژه ی همتافت به جای [شبکه] بهره گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن، پذیرا شدن سرافراز کردن، سربلند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خودفروبینی خودبیزاری: حالت سخت خودفروبینی یا خودکم بینی

پیشنهاد
٠

نمایه قنداَفزایی یا نماگر قندافزایی یک دانشواژه ی پیشنهادی ست به جای [شاخص گلیسمیک یا گلایسمیک] نمایه یا نماگر قندافزایی: سرعت افزایش قند خون پس از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قنداَفزایی به جای گلیسمیک یا گلایسمی. نماگر قندافزایی= شاخص گلایسمیک ، نماگر قندافزایی نشان دهنده ی سرعت افزایش قند خون پس از خوردن هر ماده ی خوراک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نماگر قنداَفزایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"قنداَفزایی" خوراکی هایی با نماگر قندافزایی بالا، قند خون را به تندی بالا می برند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"نماگر قندافزایی" قنداَفزایی به جای گلیسمیک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نماگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود بر جناب نقدی ارجمند نشان دادن خشم آشکار در برابر اینگونه آدمها که گفتید نه تنها اثربخش نیست که برآیند ناینده ( منفی ) هم دارد و شاید طرف را در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند خورده، پیوست شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نشیمن، جاگیری، جایگیری خانه گزینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سکنی کردن یا گزیدن یا یافتن= خانه گرفتن، جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن سکنی دادن= خانه دادن، نشاندن، نشیمن دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشستن، نشیمن کردن، جاگیر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جا دادن، نشاندن، نشیمن دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن به جای اسکان یافتن. جا دادن، نشاندن، نشیمن دادن به جای اسکان دادن

پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن به جای استقرار یافتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جاگیر شدن، نشستن، نشیمن کردن= مستقر شدن، استقرار یافتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گریزگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تاج مِهِل = کاخ تاج در نامواژه ی "تاج محل"، واژه ی محل که درست تر آن مهل است از واژه ی سانسکریت "مَهالَیَ महालय " به چم [ساختمان بزرگ، کاخ] است: مهال ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در بسیاری از فتادها ( موردها ) که واژه ی محل یا مکان بکار رفته، به جای آن در پارسی می توان از یکی از پسوندهای جا بهره گرفت: محل تولد= زادگاه، زادبوم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرورشگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گذرگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فروگاه، فروشدگاه، ایوارگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرامگاه

پیشنهاد
١

آشغالگاه

پیشنهاد
١

تخمخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خورشگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدایشگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واگرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آوردگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی دیدارگاه را می توان به جای [محل ملاقات] بکار گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیدارگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرامشگاه، خوابگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرستشگاه