پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٩٤٤)

بازدید
٨,٠٣٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورشُد فروشُد خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورآمد، برآمدِ خورشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"برآمد" برآمدن= بالا آمدن، طلوع کردن برآمد= طلوع - طلوع کرد برآید= طلوع کند فروشد= غروب - غروب کرد فروشدن= غروب کردن چو فردا برآید خور از خاوران برآئ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"فروشُد" فروشدن، پایین رفتن واژه ی فروشد به جای غروب و برآمد به جای طلوع. بس زود برآمد ز فلک کوکب سعدم چه سود که در وقت فروشد چو برآمد. مسعودسعد. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

از، از سرِ در برخی جاها " از" و "از سرِ" بجای به خاطرِ و به علتِ گریه او " از" خوشحالی ست. این سخن او "از سر" شکم سیری بود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پیِ بهرِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پیِ بهرِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگرش پذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درود پشیمان=پیشِمان این واژه در خاستگاهها و پسگشتهای کهنِ پارسی دری و پهلوی به ریخت پشیمان نوشته شده نه پیشمان. هرچند می توان گفت [پشی] ریخت دیگری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیتی پرستی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرآمد، بلندپایه، پیشرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مبدل شدن= دگر شدن، دگر گشتن، دگردیس شدن مبدل کردن= دگر کردن، دگرش دادن، دگردیس کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگر کردن، دگرش دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دگر گشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادکار، چاره جویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادکار، چاره جویی، واکنش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستمان مهر ورزیده فرمودند که فارسی کنونی پیوندی با پهلوی ندارد تنها شمارگان یکسان است بازمانده اش از کجا آمده خدا می داند لابد از ترکی آمده! بنده خد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود [ازم استدی] ترکی است؟!!! ازم ترکی است یا استدی؟ از ( افزونواژ یا حرف اضافه ) که ریشه در پارسی میانه یا همان پهلوی دارد، فرنام یا ضمیر چسبان _َ م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به= نمایاندنِ، نشان دادنِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب بی یون، آب یون زدوده، آب وایونیده فرآیند ساخت این آب با آب چکیده ( مقطر ) یکسان نیست، آب چکیده به روش چکانش ( تقطیر ) بدست می آید ولی آب یون زدو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی یون، یون زدوده، وایونیده، آب دیونیزه= آب یون زدوده، آب وایونیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وایونش، یونزدایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یون زدوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آب بی یون، آب یون زدوده فرآیند ساخت این آب با آب چکیده ( مقطر ) یکسان نیست، آب چکیده به روش چکانش ( تقطیر ) بدست می آید ولی آب یون زدوده به روش برق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبارگروه، تک گروه، واژه ی [تک گروه] گرته برداشته از هاپلوگروپ است ولی [تبارگروه] دانشی تر و چمرسان تر است. هر تبارگروه خود به چند زیرگروه و زیرشاخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبارگروه، تک گروه، واژه ی [تک گروه] گرته برداشته از هاپلوگروپ است ولی [تبارگروه] دانشی تر و چمرسان تر است. هر تبارگروه خود به چند زیرگروه و زیرشاخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبارگروه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٦٠

زبان آذری گونه ای از پهلوی و نام زبان کهن مردم آذربایگان پیش از روامندی ترکی است. یاقوت حموی جهانگرد سده ۷ هجری: [زبان مردم آذربایجان فارسی معرّب اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

درود واژه ی کیوت یک واژه ی پارسی میانه ( پهلوی ) ست به چم جعبه، صندوقچه. کیوت به چم بانمک و تودل برو و لوسِ بیمزه یا بامزه و. . . پیوندی با پارسی ند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان شکنانه ( بندواژ یا قید ) ناسپاسانه، خیانتکارانه پیمان شکنانه: به روش پیمان شکنان، ویژگی کاری که از روی پیمان شکنی انجام گیرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناسپاسانه ( بندواژ یا قید ) به روش ناسپاسان، ویژگی کاری که از روی ناسپاسی انجام گیرد. نمک نشناسانه، خیانتکارانه، پیمان شکنانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان شکنانه، ناسپاسانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلخیها، ناگواریها، ناخوشایندیها، بدبیاریها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژگانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ویژگانه، ویژگانه را می توان به جای [شخصی، خصوصی] به کار برد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمایی، توانی

پیشنهاد
٠

خودهوش خودهوشمند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با سرافرازی، با سربلندی و افتخار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرافرازانه سربلندانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودسامانی فرآیندی که در آن مولکول ها یا بخشهای بی جان، بی هیچ رهنودی از بیرون، به شیوه ی خودبه خودی ساختارهای سامانمندو پیچیده تر را پدیدار می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش یاخته ها ساختارهای ساده ای بودند که در زمین نخستین ( کموبیش۴ میلیارد سال پیش ) از خودسامانی مولکول هایی مانند رنا ( RNA ) و لیپیدها پدید آمدند. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش یاخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مردمباب، بابامردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پکنده، پکشی، پکیدنی، ترکنده، ترکیدنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پُکاننده ( از پکاندن ) پکاننده= منفجر کننده، چاشنی، خرج باروت پکنده= منفجر شونده، پکیدنی، ترکیدنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پُکنده ( نام کُناک=اسم فاعل ) از پکیدن. این واژه می تواند به جای واژه تازی [منفجره=منفجر شونده] به کار رود. پکنده= منفجر شونده، پکیدنی، ترکیدنی پکا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پُکاننده ( از پکاندن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پُکاننده