پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٤٩
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِنِس شدن، کش پیدا کردن و طولانی شدن کار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نما؛ نمای گزارشی= وجه خبری/اخباری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت گزارشی: ریختی از کارواژه که نَهِش بیان شده در پاره گفتار را مانند نهشی رخدادی نشان می دهد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در دستور زبان: واچَک[در پارسی میانه]

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی؛ جمله اخباری/خبری= واچک گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شُلانه - شل و ول وار، شل و ولانه - شرمسارانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وادادگی= انفعال واداده= منفعل

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

منفعل= واداده، سست، شل و ول انفعال= وادادگی، سستی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی واداده را می توان بجای واژه ی تازی [منفعل] بکار برد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه نباید به ریخت [نادر خور ( =خورنده نادر ) ] نوشته شود بلکه نادَرخور ( نا درخور ) است که چَمَد ( معنی دهد، یعنی ) ناشایست، ناسزاوار، آنچه درخو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزاننده، لرزشگر، لرزانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُنده و ناهماهنگ، ناجور، ناسازگار، نادَرخور، بی اندام، ناساز هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

رایش= تنظیم، ساماندهی، اندازه گیری، اندیشه ورزی، رایزنی، رایش= ریاضی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی کهن نمای مزداهیک را می توان در سویه های فلسفی و پنداری ( انتزاعی ) ِ ریاضی بکار گرفت و برای سویه های کاربردی این دانش، واژه ی رایِش را بکارگیر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایش وار، رایشانه، رایِش= ریاضی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایِشی؛ وابسته به رایش= ریاضی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خودنمایانی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرا رایش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشاننده فراماده ای، کشاننده فرامادیک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی "هرآینه" به گمان بسیار باید [هر آیین] بوده باشد. آیین به چم روش، شیوه، روال و. . . هرآیین= به هر شیوه و روشی؛ پذیرفتنی ست که در پارسی کهن، ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- انگارپذیر، پندارپذیر، - انگاشتنی، پنداشتنی، - پذیرفتنی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برهم کنش؛ [مانند دو دارویی که با یکدیگر برهم کنش یا تداخل دارند]

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

پویاننده= محرک؛ در جایی که واژه های محرک، حرکت و یا متحرک در یک نوشتار می آیند می توان از واژه ی پویاننده به جای محرک بهره گرفت. پویاننده ناپویا= م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابرخوراک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرخوراک، ابرمیوه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَبَرخوراک، ابرمیوه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکنما، نیک نما

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کافرنمایی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنجک= یک از پنج، یک پنجم، مانند چارک دهک، صدک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنجک= یک از پنج، یک پنجم؛ نمونه های دیگر: چارک، دهک، صدک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رایش ( ریاضی ) : نَوَدآر؛ نودآر: آورنده کُنج یا زاویه تا نود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انجامنده، انجامان؛ زاویه ی مکمل= کُنج انجامان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

همبند، پیوندگر، وَندار ( بندار )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

گسترده وار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسامدی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسامدی [زاب یا صفت]؛ = دارای بسامد، بسامددار، تناوبی، متناوب، یک در میان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

شارش بسامدی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

شارش بسامدی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسامدگر، بسامدساز

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسامدی، بسامده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

بسامدی، ( دارای بسامد و تناوب )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شفتاهن، آمیزشفت= بتون آرمه، شفتاهن: شفته ( بتون ) آهندار، میلگرددار آمیزشفت: شفته ( بتون ) ی که با مواد دیگر مانند آمیختَکان ( کامپوزیتها ) درهم آم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شفتاهن، شفته ( بتون ) آهندار، میلگرددار آمیزشفت: شفته ( بتون ) ی که با مواد دیگر مانند آمیختَکان ( کامپوزیتها ) درهم آمیخته شده است= بتون آرمه.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

آمیختک، آمیخته، آمیزک، آمیزه، همنهاد، همنهشت، همگزاره [در جاهای گوناگون] کامپوزیتی= آمیختی، آمیختیک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمیخته، آمیزه [صفت] آمیختک، آمیزک، همنهشت، همنهاد، همگزاره [نام]