اسم - صفحه 67

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

ژرویرا

ژریرا


دختر

فرانسوی
ژم

نام پسر قباد برادر انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
ژنا/zhena/

خانم، زن


دختر

کردی
ژنگ

ارژنگ


پسر

فارسی
ژنوا

شنوا


پسر

کردی
ژنیا

ژنیک


دختر

ارمنی
ژنیک/zhenik/

با استعداد، نابغه


دختر

ارمنی
ژوانا/zhevana/

میعادگاه عاشقان


دختر

کردی
ژوپین

ژوبین


پسر

فارسی
ژورک/žurak/

ژولک، سُرخاب، نام پرنده ای سرخ رنگ به بزرگی گنجشک، پرنده ای سرخ رنگ به اندازه گنجشک


پسر

فارسی
ژولیا/zhuliya/

نام دختر قیصر


دختر

لاتین
ژون

بت، صنم


دختر

فارسی
ژونا/zhona/

صاحب عقل و خرد، عاقل


دختر

فارسی
ژکان/zhakan/

کسی که با خود دمدمه کند از دلتنگی


پسر

فارسی
ژی ژیس/zhizhis/

نام ندیمه پروشات همسر داریوش پادشاه هخامنشی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
ژیا/zhiya/

زندگی


دختر

کردی
ژیانو/zhiyano/

زندگی نو


دختر

کردی
ژیران/zhiran/

باهوش


پسر

کردی
ژیرو/zhiro/

دانا و عاقل


پسر

کردی
ژیگس/zhiges/

نام پدر میرسوس سردار پارسی در زمان داریوش پادشاه هخامنشی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
ساورا/savra/

امید


پسر

فارسی، آشوری
ساورین/savrin/

ارمغان


پسر

ترکی
ساورینا/savrina/

امید


دختر

فارسی، آشوری
ساوند/savand/

نام روستایی در نزدیکی کرمان


دختر

فارسی
ساونگ/savang/

نام پدر باونگهه در فروردین یشت


پسر

فارسی
ساوه

نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام دلاور تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی


پسر

فارسی
ساویس/sāvis/

گرانمایه و با ارزش، چیز گرانمایه، نوعی پنبه


دختر

فارسی
ساکار/sakar/

بی پیرایه


دختر

کردی
سادنا/sadna/

پرده دار کعبه


دختر

فارسی
سادیار/sādyār/

ساتیار، ( = ساتیار )


پسر

اوستایی
سادینا/sadina/

کسی که ناپاکی در او راهی ندارد


دختر

فارسی
ساراب/sārāb/

نام دهی در شهر بابک یزد


دختر

فارسی
سارادخت/s.-dokht/

دختر خالص و پاک، دختر مبرا از گناه و پاکیزه


دختر

پهلوی، عبری
سارال/sārāl/

نام روستایی در نزدیکی سنندج، ( اعلام ) نام بخشی در شهرستان دیواندره در استان کردستان


دختر

کردی
سارالماز/sar-almaz/

نا پژمردنی، بدون خزان


دختر

ترکی
سارپ/sarp/

سر سخت


پسر

ترکی
ساردین

سمارسیس، سردین، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهی


دختر، پسر

یونانی، فرانسوی
سارگن/sargon/

شاه عادل


پسر

فارسی
سارمان/sarman/

قوی هیکل، تنومند


پسر

ترکی
سارمه/sārme/

نام روستایی در شهرستان فومن در استان گیلان


دختر

گیلکی
سارمین/sarmin/

باحیا و محجوب


پسر

ترکی
سارنا/sarena/

همچو رعنا


دختر

فارسی
سارنیا/sarniya/

خالص، پاک، منزه، بانوی بی ریا، دختر پاکدامن


دختر

فارسی
سارونه/sārune/

درخت انگور، رَز، تاک


دختر

فارسی

طبیعت
ساروین/sarvin/

تحفه و هدیه


پسر

ترکی
سارویه/sāruye/

نام قدیم همدان، ( اَعلام ) ) ابن فرخان بزرگ، از فرمانداران آل دابویه در طبرستان


پسر

مازندرانی
سارکو/sarko/

کوه سرد، کوه بلند


پسر

فارسی
ساریان/sariyan/

نام روستایی در نزدیکی مشهد


دختر

فارسی
ساریسا/sarisa/

کوشا، پیگیر


دختر

کردی
ساریناز/sarinaz/

دختر نازدار و زیبا


دختر

ترکی
سارینه/sarine/

پاک و خالص


دختر

فارسی
سازک/sazak/

ساز کوچک


دختر

فارسی

پرنده، هنری
سازین

نام روستایی در نزدیکی زنجان


دختر

فارسی
ساشا/sasha/

مدافع و محافظ مردان، ریشه اصلی نام ساشا یونانی است اما در زبانهای روسی و فرانسه و انگلیسی بکاربرده ...


دختر، پسر

یونانی
ساطعه/satee/

درخشنده، روشن، مؤنث ساطع


دختر

عربی
ساعی/sāei/

کوشش کننده، کوشا، ( در قدیم ) گرد آورنده ی زکات


پسر

عربی
ساغمان/saghman/

مقاوم، دارای استقامت


پسر

ترکی
ساغون/saghon/

پیمانه، وسیله اندازه گیری


پسر

ترکی
ساقه/sāqe/

بخشی از پیکر گیاهان، ( در گیاهی ) بخشی از پیکر گیاهان که معمولاً بالای سطح زمین رشد می کند و برگ، گ ...


دختر

عربی

طبیعت
سال مه/saleme/

مؤنث سالم، فاقد بیماری، بدون عیب یا خرابی


دختر

عربی
سالارمهدی/s.-mahdi/

ترکیب دو اسم سالار و مهدی ( رهبر و هدایت شده )، از نام های مرکب، سالار و مهدی


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
سالداش

صخره


پسر

ترکی
سالسا/salsa/

تند و تیز، نوعی سسس اسپانیایی


دختر

لاتین
سالویا/salviya/

نام گلی است


دختر

لاتین

گل
سالک/sālek/

رونده، راه رو، آن که راهی را طی کند، ( در تصوف ) آن که مراحل سلوک عرفانی را معمولاً با ارشاد پیری م ...


پسر

عربی
سالیا/sāliyā/

منسوب به سالی، ( سالی، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به سال، سالیانه ( ؟ )


دختر

فارسی
سالیز/saliz/

جای امن و امان، پناه، مکان آرامش و آسایش


دختر

لری
ساما/sāmā/

سام، سیاه، منسوب به سام، ( = سام )


دختر، پسر

اوستایی، پهلوی
سامال/samal/

نسیم


دختر

ترکی
سامانتا/samanta/

دختر آسمانی


دختر

لاتین
سامتین/samtin/

زر و جواهر


دختر

عربی، عبری
سامران/samran/

سربلند و شاهانه


پسر

کردی
سامرند/samrand/

نام کوهی است


پسر

کردی
سامره/sāmere/

افسانه سرا، گوینده افسانه، قصه گو، مؤنث سامر، نام شهری در عراق که مرقد امام دهم و یازدهم در آن واقع ...


دختر

عربی
سامع/sāme'/

شنونده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
سامعه/sāme'e/

شنوا


دختر

عربی
سامیان

نام روستایی در نزدیکی اردبیل


پسر

فارسی
سامیتا/samita/

همتای بی همتا


دختر

فارسی
سایتا/sāytā/

مثلِ سایه، مانندِ سایه


دختر

فارسی
سایتال/saytal/

بزرگ


پسر

ترکی
ساید/sāyed/

مهتر، سرور


پسر

عربی
سایر

سیرکننده، رونده


پسر

عربی
سایرا/sayra/

کسی که خدا و بندگان خدا او را دوست دارند


دختر

ترکی
سایراد/sayrad/

سایه بخشنده


پسر

فارسی
سایراو/sayrav/

بلبل


دختر

ترکی

پرنده
سایره/sayre/

ستاره گردنده، سیاره


دختر

عربی
سایروس/sayrus/

سیروس یا کوروش


پسر

لاتین، انگلیسی
سایق/sāyeq/

سوق دهنده، کسی که پیش می رود، بر انگیزاننده


پسر

عربی
سایماه/say mah/

سایه ماه


دختر

فارسی
سایناز/saynaz/

سایه و پناه مهربان


دختر

لری
ساینه/sayne/

در گویش مازندران سایه


دختر

فارسی
سایهان/sayhan/

خدای عدالت


پسر

فارسی
ساییل/saeil/

محترم


پسر

ترکی
سایین/sāyin/

نگهبان و نگهدارنده، ( = صایین، صائین )، ( اعلام ) بخشی از نام قدیم ( سایین دژ، صایین دژ، شاهین دژ ) ...


دختر

ترکی
سبارو/sabaro/

کبوتر


دختر

فارسی

پرنده
سباک/sabak/

از شخصیتهای شاهنامه، نام فرمانروای جهرم در زمان اردشیر پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سبحات/sobohāt/

انوار پروردگار و جلالت او


پسر

عربی
سبحان قلی

سبحان ( عربی ) + قلی ( ترکی ) بنده سبحان، بنده خداوند


پسر

عربی، ترکی
سبزارنگ

نام یکی از الحان باربد، سبزرنگ


دختر

فارسی
سبزبهار/sabz-bahar/

نام یکی از الحان قدیم ایرانی


دختر

فارسی

هنری



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم