پیشنهاد‌های A L C Y O N E U S (٨,٧٦٦)

بازدید
١٤,٩٧٩
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

🔴person who chooses to work a lot : a person who is always working, thinking about work, etc ◀️My brother is a real workaholic who almost never tak ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

Solitary : گوشه گیر / منزوی Solitude : تنهایی Loner : تنها / گوشه گیر Curious : کنجکاو Drowsy : خواب آلود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

noun [noncount] : 🔴the state of being kept alone in a prison cell away from other prisoners ◀️He spent three months in solitary confinement انفرادی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

سیستم اعلام حریق

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

به طرف بالا - رو بالا The nail was under the tire but upwards

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نقطه کور 🔴an area where a person's view is obstructed. ◀️"the rear - view mirror eliminates blind spots on both sides of the car"

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

باهاش کنار بیا Get along هم به معنای کنار آمدن و سازش کردن و جور بودنه There's nothing to worry about. We can get along : چیزی برای نگرانی وجود ندا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

Tip : نصیحت یا اطلاعات مفید ( راهنمایی ) / انعام Fine : جریمه ■ Tip : VERB to give an extra amount of money to someone who performs a service for y ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

?? May i get by : ممکنه رد بشم؟؟ ?? Can i slide past you : میشه رد بشم؟ !Step aside : کنار بایست ، برو کنار! !Scoot over : برو کنار! ( جا باز کردن ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

I bought a personal jet. Cost a fortune : یه جت شخصی خریدم. کلی خرج رو دستم گذاشت ( خیلی گرون بود ) کاست اِ فُرچِن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

noun [count] 1 : a person who is in charge of or takes care of something ◀️the warden of the cemetery ◀️a park/forest warden ◀️a game warden [=a pers ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

Jail : بازداشتگاه ( تا زمانی که هنوز متهم دادگاهی نشده باشه و دادگاه حکم قطعی رو ارائه نداده باشه متهم در بازداشتگاه نگهداشته میشه و نه زندان ) Pris ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

■ Don't fuck with me : با من در نیفت - با من بازی نکن - منو عصبی نکن و رو مخم راه نرو ■ You fucked with a wrong guy : با بد کسی در افتادی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

خوش شانسی - شانست در اومده - شانس آوردی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

I can make that happen : میتونم ترتیبشو بدم - میتونمکاری کنم به واقعیت بپیونده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

گورتو گم کن - بیا بخورش وقتی میخوای شر یه نفرو کم کنی و اگه عصبانی باشی و بخوای با لحن بدی با طرف مقابلت حرف بزنی این عبارت به کارت میاد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

In spite of : علی رغم Not at all : اصلا No way : هیچ راهی نیست - نه بابا Instead of : بجای According to : بر اساس - طبق - بنا به

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

Abraham : ابراهیم Jacob : یعقوب Adam : آدم Job : ایوب Alexander : اسکندر John : یوحنا Alfred : فرید Jones : یونس Cyrus : کوروش Joseph : یعقوب Hannah ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

What happened ? : چی شد ؟ Nothing. That detonator must be failed : هیچی. گویا چاشنیش عمل نکرده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

You are Beneath us, Theodore : زیر مایی تئودور

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

( N ) بدگمانی - سوء ظن - شک Suspicion level : درجه شک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

یکی از معانی follow میشه رعایت کردن و پیروی کردن مثال : Follow the rules of the street to remain undercover : در اینجا یعنی نکات و قوانین مربوط به خی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

Tail that car to the deal : در اینجا معنی تعقیب کردن میده ( chase ) معنی دم هم میده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

BLIND : کور ( نابینا ) DEAF : کر ( ناشنوا ) MUTE / DUMB : لال ( ناتوان گفتاری )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

🔴noun [count] : the part of the inside of a car, truck, etc. , that is below the windshield and that has the controls on it —called also Brit ) fasc ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

🔴a surface in front of a driver's or pilot's seat, on which the vehicle's or aircraft's instruments are situated. 🔴noun [count] : a flat surface ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

? What did you want : چی میخواستی Understanding and forgiveness : درک کردن و بخشش ( اینکه درکم کنی و منو ببخشی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

الگوی تکراری It's like a repetitive pattern : مثل یک الگوی تکراریه More like a repetitive scenario

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

یکی از معانیش میشه خیلی مهم و حیاتی ( extremely important ) ◀️We have reached a critical phase of the experiment. ◀️It is absolutely critical [=vit ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

Soild : جامد ( n ) ( adj ) Liquid : مایع ( n ) ( adj ) Gas : گاز ( n )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

بی دفاع My wife is a defenseless woman : همسرم یک زن بی دفاعه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

انگیزه جنسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

Put it on speaker please : لطفا بزارش روی بلندگو

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

the process of dehydrating especially : an abnormal depletion of body fluids Because urine is primarily water, drinking it in small amounts is prob ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

سالهای متمادی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

روابط سیاسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

وقتی پلیس میگه freeze یعنی ایست یعنی همون stop

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

We must not let the killer escape : نباید بزاریم قاتل متواری بشه ( فرار کنه )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

حک کردن - تراشیدن - کنده کاری کردن - در آوردن شکل و نوشته روی یک سطح سفت با یک چیز تیز [ obj] : 🔴 to cut or carve lines, letters, designs, etc. , ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

It's a setup : این یه پاپوشه - برامون پاپوش دوختن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

Canal / Channel / Challenge واژگانی شبیه به هم هستن با نعنی هایی متفاوت ■ Canal : 1 : a long narrow place that is filled with water and was created ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

کانال سوئز ( کانالی واقع شده مابین دریای سرخ و دریای مدیترانه و در قلمرو کشور مصر قرار داره ) The Suez Canal is an artificial sea - level waterway ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

Partly cloudy : تا حدودی ابری ( not wholly ) Partly : تا حدودی - نه کاملا - تقریبا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

Department of Homeland Security : سازمان امنیت ملی Name's alex Smith, homeland security : من الکس اسمیت هستم از سارمان امنیت ملی هستم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نوشدارو - پادزهر [count] 1 : a substance that stops the harmful effects of a poison ◀️There is no antidote to/for this poison. 2 : something that c ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

People's Liberation Army People's Liberation Army, the armed forces of China and of its founding and ruling political party. People's Liberation Arm ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

🔴usually disapproving : ideas or statements that are often false or exaggerated and that are spread in order to help a cause, a political leader, a ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

کسی که حالش آشوب باشه - کسی که بیخودی شلوغش میکنه - کسی که نگرانی های بی مورد و نابجا و افراطی نسبت به یک سری از موضوعات داره مثلا یه مادری که اجازه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

خائن - خیانتکار منظور این واژه بیشتر خائنی هست که به یک پادشاه یا یک فرد دیگه خیانت میکنه. خیانت زن و شوهری رو بیشتر با cheat بکار میبرن 🔴who is di ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

1 : a policy or practice by which a country increases its power by gaining control over other areas of the world ◀️British imperialism created the e ...