پیشنهادهای محمود اقبالی (٣,٤١٩)
( خزانة ) خزانة. [ خ ِ ن َ ] ( ع اِ ) گنجینه تهی. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) . ج ، خَزائن. || منبع و ...
فحش. [ ف ُ ] ( ع مص ) از حد درگذشتن در بدی. || درگذشتن از حد در جواب و ستم کردن در آن. ( منتهی الارب ) . دشنام. سقط. ناسزا. با دادن یا شنیدن صرف شود. ...
نحیف. [ ن َ ] ( ع ص ) لاغر. نزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) . خول. ( ناظم الاطباء ) . مرد عاجز. ( آنندراج ) ( غیاث ...
قاتی. ( از ترکی ، ص ) از قاتمک و قاتمق. مخلوط. درهم. قاطی. منبع. لغت نامه دهخدا
خلاف مترادف خلاف: ضد، عکس، مباین، نقیض، مخالف، مغایر، ناسازگار، ناساز ، تخطی، تخلف، سرپیچی، جرم، گناه، ناروا، ناحق ، خطا، لغزش ، دروغ، نادرست ناراست ...
عقب. [ ع َ ] ( ع مص ) پی پیچیدن بر کمان. ( از منتهی الارب ) . �عَقَب � و پی پیچیدن بر کمان و تیر و نیزه ، وآنها را در این صورت �معقوب � گویند. ( از ا ...
ابنیه. [ اَ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ بناء. ساخته ها. ساختمانها. بناها. || پایه ها. بنیان ها. اصل ها. قواعد: کتاب الأبنیة عن حقایق الادویه. || صیغه ها. صیغ ...
مفتش. [ م ُ ف َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) جوینده. کاونده. ( از آنندراج ) . کسی که می جوید و می کاود و تفتیش می نماید. ( ناظم الاطباء ) . پژوهنده. ( یادداشت به ...
لازم. [ زِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از لزوم. واجب. ( زمخشری ) . فی الاستعمال به معنی الواجب. ( تعریفات ) . ناگزیر. دربایست. بایا. بایسته. ضرور. کردنی. فری ...
( جملة ) جملة. [ ج ُ ل َ ] ( ع اِ ) همگی چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . همه. ج ، جُمَل. ( منتهی الارب ) . || تماماً. سراسر. ( فرهنگ فارسی م ...
بعضی. [ ب َ ] ( ضمیر مبهم ) چند و چندی. قدری و چندان. ( ناظم الاطباء ) . در لفظ بعضی یای تحتانی برای وحدت است و اگر وحدت منظور نباشد آوردن یاء درست ن ...
اطراف. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ طَرَف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 67 ) . کنارها و گوشه ها. و فارسیان این را بجای مفرد ا ...
عکس فرهنگ واژه های اوستا شکل کهن واژه چ در جواب به شاهین اسم جدید مبارک استاد هزار چهره آقای سعید سرور حساب جدید مبارک باشه استاد هزار چهره البته ...
واژهٔ �ارتش� را از دید زبان شناسی تطبیقی بررسی می کنیم و به ادعاهایی چون ترک بودن آن یا برساختگی اش در دوره معاصر پاسخ می دهیم. منابع معتبر علمی و دا ...
واژه های �تیره�، �توره�، �تور�، و همچنین ریشه ی واژه �ترک / تورک� را بررسی کنیم و ببینیم آیا این واژه ها از نظر ریشه شناسی ( اتیمولوژی ) و زبان شناسی ...
من به خاطر حرفایی که زدم چون خوب دقت نکردم ولی خوب بعدش دقت کردم دیدم شما هستید بخشید شرمنده هستم.
با بررسی های انجام انگار چنین فردی به اسم مهرآشیان مسکنی وجود اگر چیزی گفتمبه شما عذرخواهی می کنم و شرمنده هستم ببخشید خانم گرامی
آیا ما شعر ی معاصر به اسم مصیب مهرآشیان مسکنی داریم نمی دام چرا آبادیس لینک نگذاشته دوباره می گذارم فقط این اسم مصیب مهرآشیان مسکنی در آبادیس هست.
شما گفتید استاد دوست گرامی نام مرادر گوگل سرج بزن خودم از بزرگترین شاعران معاصر هستم ویکی ما زدیم نبود استاد لینک رو قرار می دهم استاد ولی یک چیز دار ...
فرمایش شما ترکیبی است از نگرش های تاریخی، زبان شناختی، هویتی و همچنین نقد به تعصبات زبانی و قومی که در فضای ایران دیده می شود. برای پاسخ دقیق، علمی و ...
درباره ی ریشه شناسی واژگان �یورو�، �برو�، �رو�، �گنج� و مقایسه آنها با واژگان زبان ترکی بسیار مهم است و نیاز به بررسی دقیق زبان شناختی از دیدگاه تطبی ...
( محولة ) محولة. [ م ُ ح َوْ وَ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث محول. بازگذارده شده. واگذارده. محوله. محوله. [ م ُ ح َوْ وَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خمی ...
معبود. [ م َ ] ( ع ص ) پرستش کرده شده. ( آنندراج ) . پرستش شده. ( ناظم الاطباء ) . آنکه او را پرستند. عبادت شده. پرستیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ...
بطر. [ ب َ ] ( ع مص ) کفانیدن جراحت. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . ریش بشکافتن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) . شکافتن. زخم. ( مؤید الفضلاء ) ...
مؤثر. [ م ُ ءَث ْ ث ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از تأثیر. گذارنده اثر و نشان. ( از منتهی الارب ) . اثر و نشان گذارنده. ( آنندراج ) . اثرکننده و در چیزی ا ...
بطلان. [ ب ُ ] ( ع مص ) ناچیز شدن. ( منتهی الارب ) . باطل شدن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 26 ) ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) . بُطل. ( منتهی الارب ) . ...
بطل. [ ب ُ ] ( ع مص ) ناچیز و فاسد گشتن چیزی. ( ناظم الاطباء ) . بُطول بطلان. ( ناظم الاطباء ) ( ازآنندراج ) . ناچیز شدن. ( منتهی الارب ) . ناچیز و ض ...
بطن. [ ب َ ] ( ع اِ ) شکم. خلاف ظهر ( مذکر است ) . ج ، اَبْطُن و بُطنان و بُطون. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) . شکم انسان و حیوان. ( فرهنگ نظام ) ...
اجراء. [ اِ ] ( ع مص ) راندن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ) ( منتهی الارب ) . براندن. روان کردن. بدوانیدن. || وکیل کردن کسی را. || وکیل فرستادن. || دانه ...
بطی. [ ب َطْ طی ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ عبیداﷲبن. . . بطی. ازپیشوایان علم حدیث و فقیهان حنبلیان بود. وی به سال 387 هَ. ق. درگذشت. ( از اللباب فی تهذیب الا ...
اجرام. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ جِرْم. تن ها. اجسام ( و اکثر استعمال اجرام در لطیف است و اجسام درکثیف ) : چون از وصول او خبر یافتند شادمان گشتند و حیاتی ت ...
اجرا. [ اَ ] ( ع اِ ) بهرِ. برای ِ: فعلت ُ ذلک من اَجراک َ؛ کردم این کار را ازبهر تو. ( منتهی الارب ) . اجرا. [ اَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از جریان. ...
تصاعد. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص ) دشوار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . || ببالا برشدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از اقرب ا ...
فضیلت. [ ف َ ل َ ] ( ع اِمص ) فضیلة. رجحان. برتری. مزیت. فزونی. ( از منتهی الارب ) : آدمیان را به فضیلت نطق و مزیت عقل از دیگر حیوانات ممیز گردانید. ...
مراتب. [ م َ ت ِ ] ( ع اِ ) درجات. طبقات. رتبه ها. ج ِ مرتبه. رجوع به مرتبه شود : تا طبعها مراتب دارند مختلف آب است بر زمین و اثیر است بر هوا. مسعود ...
مصیب مهر آشیان مسکنی آقای سعید سرور نقش یشون هستند پاسخ به چنین متونی نیازمند برخورد علمی، مستند و بدون تعصب است. متن شما پر از شوخی، طنز، یا شاید هم ...
درباره ی ریشه شناسی واژه ی �آبشار� و ارتباط احتمالی آن با واژه های ترکی، اوستایی و ریشه های کهن تر است، و جای بررسی عمیق و دقیق دارد. در ادامه با نگا ...
در جواب دوست گرامی یاشار نیازی یا درست تر بگویم یکی دیگر از حساب استاد هزار چهره آبادیس سعید سرور 📌 ۱. بررسی واژه �چاخیر� در ترکی واژه چاخیر ( �a ...
مصیب مهر آشیان مسکنی آقای سعید سرور نقش یشون هستند اجازه دهید در چند بخش جداگانه به موضوعاتی که مطرح کرده اید، پاسخ مستند و محترمانه بدهم: - - - ...
خانم مصیب مهر آشیان مسکنی آقای سعید سرور نقش یشون هستند بخش اول: واژه هایی مانند �نخست�، �اول�، �بدوی�، �ابتدا�، �مبتدی� و نقش عربی سازی ۱. واژه س ...
( فعلاً ) فعلاً. [ ف ِ لَن ْ ] ( ع ق ) عملاً. مقابل قولاً. ( یادداشت مؤلف ) : بر دست و زبان ایشان هرچه رفته باشد فعلاً و قولاً، هرآینه در افواه افتد ...
اجبار. [ اِ ] ( ع مص ) جبر. بستم بر کاری داشتن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) . بستم بر سر کاری داشتن. ( تاج المصادر ) . || بمذهب جبر منسوب کردن. ( منتهی ...
حس. [ ح َ س س ] ( ع مص ) حیله ای که حذاقت و جودت نظر و قدرت بر تصرف باشد. ( منتهی الارب ) . حیله کردن. || ائت به من حسک و بسک ؛ ای من حیث شئت. ( منته ...
لکنت. [ ل ُن َ ] ( ع اِمص ) لکنه. گرفتگی زبان در هنگام سخن گفتن که به هندی هکلانا گویند. ( غیاث ) . درماندن به سخن. ( منتهی الارب ) . لکن. لکنونة. لک ...
مطلع. [ م َ ل َ / م َ ل ِ ] ( ع اِ ) جای برآمدن آفتاب و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . محل طلوع و جای برآمدن آفتاب و جز آن. ( ...
تهاتر. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) بر یکدیگر دعوی باطل کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . یکدیگر را تکذیب کردن. منه ال ...
تشکیل. [ ت َ ] ( ع مص ) صورت کردن آن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . صورت دادن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . تصویر چیزی. ( از اقرب الموارد ) ...
طعم. [ طَ ] ( ع اِ ) شیرینی و تلخی و آنچه مابین آنهاست و ترشی و نمکینی در خوردنی و نوشیدنی. ج ، طُعوم. مزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . چشش. یقال : ...
کلوب. [ ک ُ ] ( فرانسوی / انگلیسی ، اِ ) باشگاه. انجمن. ( فرهنگ فارسی معین ) . باشگاه. جشنگاه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . کلوب. [ ک ُ ] ( اِ ) ...