دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٨,٦٧٤
رتبه
رتبه در دیکشنری
٦٠٣
لایک
لایک
١,٤٨٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢,٤٥١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

شرناق. [ ش َ / ش ِ ] ( ع اِ ) جسمی شحمی که در پلک بالایین چشم پیدا گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از قانون ابن سینا ص ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

شریان. [ ش ِرْ / ش َرْ ] ( ع اِ ) رگ جهنده. ( از منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( از اقرب الموارد ) . رگ جهنده وآن رگی است که از قلب می روید و جدا می ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

شریاق. [ ش ِرْ ] ( ع اِ ) رگ چشم. ( شرفنامه منیری ) : به باد حمله ز گوشش برآوری پنبه به زخم نیزه ز چشمش برون کنی شریاق. ظهیر فاریابی ( از شرفنامه ) ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

شری. [ ش ِ را / رَن ْ ] ( ع مص ) خریدن. || فروختن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( آنندراج ) ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ) . || پراکن ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

شروق. [ ش ُ ] ( ع مص ) مصدر به معنی شَرق. ( ناظم الاطباء ) . برآمدن آفتاب. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ) ( الم ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.