دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٠,٦٦٦
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤٩٦
لایک
لایک
١,٨١١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢,٩٧٦

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

درعوس. [ دِ ع َ ] ( ع ص ) بعیر درعوس ؛ شتر نیکخو. ( منتهی الارب ) . و در اقرب الموارد بصورت حسن الخَلق یعنی نیکو خلقت و آفرینش ضبط شده است. منبع. ل ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

درعوش. [ دِ ع َ ] ( ع ص ) قوی : بعیر درعوش ؛ شتر قوی و شدید ( فقط در لسان ضبط شده است ) . ( از ذیل اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

( درعة ) درعة. [ دَ ع َ ] ( اِخ ) شهر کوچکی است در چهار فرسخی سجلماسة، در جنوب غربی مغرب ، و اکثر تاجران آنجا یهودیند و بیشتر محصول آن قصب بسیار خشک ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

درعم. [ دِ ع ِ ] ( ع ص ، اِ ) هیچکاره بدزبان. ( از منتهی الارب ) . تباه و بد زبان. ( از اقرب الموارد ) . بی ادب. || روستایی. || بدجنس. || مصاحب پست. ...

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

درعث. [ دَ ع َ ] ( ع ص ، اِ ) کلانسال تن دار. ( منتهی الارب ) . شتر سالخورده و سنگین وزن. ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.