دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١١,٠١٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٤٨٩
لایک
لایک
١,٨٦١
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٣,٠٥١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

جحرب. [ ج ُ رَ ] ( ع ص ) جَحرَب. کوتاه ستبر. ( ناظم الاطباء ) . جحرب. [ ج َ رَ ] ( ع ص ) کوتاه سطبر: فرس جحرب ؛ اسب بزرگ خلقت. ( منتهی الارب ) ( آنن ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

جحربان. [ ج ُ رُ ] ( ع اِ ) دو رگ است در زیر دو تندی نرمه گوش اسب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . عرقان فی لهزمتی الفرس. ( ذیل اقرب ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه

جحر. [ ج ُ ] ( ع اِ ) سوراخ دده و خزنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . جُحران. سوراخ مار و جز آن. ( مهذب الاسماء ) . سوراخ. ( دهار ) . هر سوراخی ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

جحف. [ ج َ ] ( ع مص ) پوست بردن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . || کاویدن. ( از منتهی الارب ) . || فراهم آوردن. || لگد ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه

جحی. [ ج ُ حا ] ( اِخ ) دجین بن ثابت ، مکنی به ابوالغض و مشهور به جحا است. وی از قبیله فزاره بود ودر اوایل قرن دوم هجری در کوفه میزیست و با ابومسلم خ ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.