دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٨,٣٠٩
رتبه
رتبه در دیکشنری
٦٣٢
لایک
لایک
١,٣٩٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢,٢٥٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دعبب. [ دُ ب ُ ] ( ع اِ ) بازی و مزاح. ( منتهی الارب ) . || ( ص ، اِ ) لعوب و بازی کننده. ( از اقرب الموارد ) . || سرودگوی نیکو. ( منتهی الارب ) . مغ ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دعبوث. [ دُ ] ( ع ص ، اِ ) مأبون که صاحب علت پشت باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دعبوس. [ دُ ] ( ع ص ، اِ ) گول. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

واژه دعبوب. [ دُ ] ( ص ، اِ ) راه واضح و کوفته. || مرد ضعیف مسخره. || کوتاه بالای زشت هیئت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . || شادمان. ( منتهی ...

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

دعب. [ دَ ] ( ع مص ) راندن. || مزاح کردن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . دعابة. و رجوع به دعابة شود. || آرمیدن با زن. ( از منتهی الارب ) ( ...

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.