جحر
لغت نامه دهخدا
جحر. [ ج َ ] ( ع مص ) در سوراخ درآوردن سوسمار را. || داخل شدن سوسمار در سوراخ. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || بلند گردیدن آفتاب. || بی باران گردیدن ربیع. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پس ماندن کسی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || پس ماندن خبر . ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || در چشم خانه فرورفتن چشم. || ( اِ ) غار دورتگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
در سوراخ در آورد سوسمار را یا داخل شدن سوسمار در سوراخ .
فرهنگ عمید
پیشنهاد کاربران
جحر. [ ج ُ ] ( ع اِ ) سوراخ دده و خزنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . جُحران. سوراخ مار و جز آن. ( مهذب الاسماء ) . سوراخ. ( دهار ) . هر سوراخی که خزندگان و سباع برای خود کنند. ( از اقرب الموارد ) . سوراخ سوسمار و مار و جز آن. خانه بعض حیوانات از حشره و جز آن در زیر زمین. ( یادداشت مؤلف ) : فی الحدیث : �لایلدغ المؤمن من جحر مرتین �. ج ، جَحَرَة، اَجحار، جُحران. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . و رجوع به جحران شود. || سوراخ. فی الحدیث : �اذا حاضت المراءة حرم الجحران �؛ یعنی فرج و دبر بنابر آنکه نون بکسر خوانده شود [ تثنیه جحر ]. و بضم نون نیز گفته شده به معنی فرج و بدین ضبط، الف و نون زائد است. رجوع به جحران شود.
... [مشاهده متن کامل]
جحر. [ ج َ ] ( ع مص ) در سوراخ درآوردن سوسمار را. || داخل شدن سوسمار در سوراخ. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || بلند گردیدن آفتاب. || بی باران گردیدن ربیع. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || پس ماندن کسی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . || پس ماندن خبر . ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . || در چشم خانه فرورفتن چشم. || ( اِ ) غار دورتگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
... [مشاهده متن کامل]
جحر. [ ج َ ] ( ع مص ) در سوراخ درآوردن سوسمار را. || داخل شدن سوسمار در سوراخ. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . || بلند گردیدن آفتاب. || بی باران گردیدن ربیع. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . || پس ماندن کسی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) . || پس ماندن خبر . ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . || در چشم خانه فرورفتن چشم. || ( اِ ) غار دورتگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) .
منبع. لغت نامه دهخدا
لانه حیوانات موذی
جحر الافعی یعنی سوراخ مار