پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٢٨)

بازدید
٢,٣٩٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مانتو. [ ت ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) جامه گشادی که روی لباسهای دیگر پوشند ( زن و مرد ) . ( فرهنگ فارسی معین ) . مانتو. ( اِخ ) به ایتالیائی �مانتوا� شهری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه مانع. [ ن ِ ] ( ع ص ، اِ ) بازدارنده. ج ، مَنَعَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . منعکننده. ج ، مَنَعَة، مانِعون. ( ناظم الاط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( مانعة ) مانعة. [ ن ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مانع. ج ، مانِعات ، مَوانِع. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به مانع شود. - مانعةالجمع ؛ناسازوار. ناسازگار. ( یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس مدارک باستان شناسی معتبر، ادعای �فاقد شتر بودن لرستان� کاملاً نادرست است. شواهد تصویری واضحی از حضور شتر در این منطقه در دوران باستان وجود دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این ادعاها فاقد هرگونه پایه تاریخی و جغرافیایی معتبر است. در زیر پاسخ مستند به هر بخش بر اساس منابع علمی و معتبر ارائه می شود: 1. وضعیت سیاسی لُرها: ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر تاریخی، ادعای شما مبنی بر اینکه "طایفه سگوند از طوایف اصیل لور است که در لورستان ساکنند" کاملاً درست و غیرقابل انکار است. این یک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با استناد به منابع معتبر دانشگاهی، ادعای مطرح شده در این پیام از نظر تاریخی کاملاً بی اساس است. در ادامه تحلیل دقیق بر اساس شواهد تاریخی و مردم شناسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس اسناد تاریخی معتبر و متعدد، طایفه سگوند ( Sagwand یا Sagvand ) یکی از طوایف کهن و شناخته شده لر است و این ادعا که "جعلی" است، کاملاً بی اساس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر تاریخی، اظهاراتی که در این ادعا مطرح شده، تاریخی نبوده و اشتباه هستند. در ادامه تحلیل هر بخش از این ادعا را بر اساس اسطوره شناسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس اسناد تاریخی معتبر ( شامل گزارش های محرمانه نظامی بریتانیا و دایرةالمعارف بریتانیکا ) ، ادعاهای مطرح شده در این عبارت با واقعیات تاریخی تطابق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بررسی دقیق ادعای مطرح شده توسط �لورا جاوید� ( شخصیتی که به نظر می رسد به اشتباه با لورا کینگ جاوید، همسر ساجد جاوید، سیاستمدار بریتانیایی مرتبط دا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع تاریخی معتبر، ادعای مطرح شده کاملاً نادرست است و شامل چندین اشتباه تاریخی و تحریف واقعیت می شود. در ادامه به بررسی جزءبه جزء این جعلیات ...

پیشنهاد
٠

ادعایی که مطرح کردید ریشه در یک تصور اشتباه رایج دارد. با استناد به منابع معتبر تاریخی، این باور که �ابوریحان بیرونی ترک بوده� کاملاً نادرست است و مد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که لرها از "لور کوچک افغانستان" و "لور بزرگ سوریه" آمده اند و به کوه های لوریستان پناه آورده اند، از نظر علمی کاملاً بی اساس است و بر اساس ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این ادعا که "غربی ها روی درخت زندگی می کردند و ایرانی ها در غار" برخلاف شواهد باستان شناسی است. هر دو منطقه مسیری مشابه از کوچ نشینی در طبیعت به سمت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پاسخ به ادعاهای بی اساس درباره ریشه لرها با احترام، ابتدا باید عرض کنم که لحن توهین آمیز شما جای هیچ بحث و گفت وگویی را نمی گذارد و من صرفاً برای رو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حرجة ) حرجة. [ ح َ رَ ج َ ] ( ع اِ ) زمینی که درختان پیچیده دارد. ( معجم البلدان ) . حرجة. [ ح ُ ج َ ] ( ع اِ ) دلو خرد. حرجة. [ ح َ رَ ج َ ] ( ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه حرج. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) گناه. بزه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) : گر تو کوری نیست بر اعمی حرج ورنه رو کالصبر مفتاح الفرج. حرج. [ ح َ رَ ] ( ع مص ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرث. [ ح َ ] ( ع مص ) کشت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ) ( ترجمان عادل ) . کاشتن. کشت. زرع. کشاورزی. دهقنت. زراعت کردن. کشت و زرع کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرب. [ ح َ ] ( ع اِ ) نبرد. ناورد. آورد. ستیز. رزم. کارزار. ( مهذب الاسماء ) . جنگ. ( ترجمان عادل ) . مقابل صلح. کین. کینه. معرکه. وقیعه. وقعت. مقاتل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( حربة ) حربة. [ ح ُ ب َ ] ( ع اِ ) خنوری است مانند جوال و غراره و توشه دان شبان. ( منتهی الارب ) . جوال و توشه دان شبان. حربة. [ ح ِ ب َ ] ( ع اِ ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هکتار. [ هَِ ] ( فرانسوی ، اِ ) واحد سطح برابربا ده هزار متر مربع. ( از یادداشتهای مؤلف ) . معمولاًواحد سنجش زمین به خصوص در مورد اراضی زراعتی است. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه کپنک. [ ک ِ / ک َ پ َ ن َ ] ( اِ ) نمدی که مردم بینوا در زمستان بر دوش گیرند. ( غیاث اللغات ) . پوشش پشمینه که درویشان پوشند و آن تا کمر است و آ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر زبان شناسی تاریخی، تحلیل شما در مورد ریشۀ پهلوی �کپنک� تا حد زیادی درست است، اما نیاز به اصلاحاتی در جزئیات ریشه شناختی دارد. د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

معنی نَّصِیرٍ: همیشه یاری دهنده - بسیار یاری دهنده ( در عبارت "خالدین فیها ابدا لا یجدون ولیا و لا نصیرا "فرق بین ولی و نصیر این است که : ولی هر کس ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعاد. [ ب ِ ] ( ع مص ) مصدر دیگر مباعدة. ( از زوزنی ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) . دور کردن و دور شدن. ( آنندراج ) . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( بعرة ) بعرة. [ ب َ رَ ] بَعر یکی. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) . واحد بَعر و بَعَر، یعنی یک پشکل. ( ناظم الاطباء ) . بشک. ج ، اب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعمدا. [ ب ِ ع َ ] ( ق مرکب ) بعمد. عمداً. به اراده. بمیل. بطیب خاطر. از روی میل : گفتی که شاه زنگ یکی سبز چادری بر دختران خویش بعمدا بگسترید. منبع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعج. [ ب َ ع ِ ] ( ع ص ) مرد سست رفتار، گویا معوج البطن است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) . بعج. [ ب َ ] ( ع مص ) کفانیدن چیزی را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعیغ. [ ب َ ] ( ع اِ ) چاهی که قعر آن نزدیک باشد. ( مؤید الفضلاء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعو. [ ب َع ْوْ ] ( ع اِ ) گناه و خطا. || عاریت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . بعو. [ ب َع ْوْ] ( ع مص ) گناه کردن و خطا نمودن. ( م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( بعیداً ) بعیداً. [ ب َ دَن ْ ] ( ع ق ) پس از آن و من بعد. ( ناظم الاطباء ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعیج. [ ب َ ] ( ع ص ) شکم کفانیده. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) . || امراة بعیج ؛ زنی که در خیرخواهی شوی بسیار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعلون. [ ب َ ] ( ع اِ ) سختی گرما. || آثارفرود آمدن قوم که بعد رفتن باقی ماند. ( آنندراج ) . منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعل. [ ب َ ] ( ع اِ ) زمین بلند که بر آن دو سال یک بار باران بارد. ( منتهی الارب ) . ج ، بِعال و بُعول وبُعولَة ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . آنچه ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعینه. [ ب ِ ع َ ن ِ ] ( ع ق مرکب ) بِعَینِه. بعینها. عیناً. بمعنی بحقیقت خود و ذات خود. این لفظ در تشبیهات مستعمل و گاهی با لفظ گویا نیز آرند و گاهی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعث. [ ب َ ] ( ع مص ) فرستادن کسی را. ( ناظم الاطباء ) . فرستادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ) ( فرهنگ نظام ) ( ترجمان علامه جرجانی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

من هر کسی به من امتیاز ی بدهند برام مهم یک چیز جالب طرف خیلی زورش آمده که قد به من امتیاز منفی داده بر اساس شواهد زبانی موجود، تحلیل از ریشه و معنی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( سجاعة ) سجاعة. [ س َج ْ جا ع َ ] ( ع ص ) سخن مقفی گوی. ( منتهی الارب ) . مبالغت در سجع. سجاعة. [ س َج ْ جا ع َ ] ( اِخ ) مستوفی گوید: در موصل زنی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجام. [ س َ ] ( اِ ) شجام. و رجوع کنید به سجانیدن ، سجیدن ، سجد، سجن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) . سرمای سخت. ( برهان ) ( آنندراج ) . رجوع به شجام ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( سجالة ) سجالة. [ س َ ل َ ] ( ع مص ) فروهشته و فراخ پوست گردیدن خایه. ( ناظم الاطباء ) . || ( اِ ) اسم سجیل و سجیلة، ج ِ سجل. ( متن اللغة ) . خصیة س ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجان. [ س َج ْ جا ] ( ع ص ، اِ ) زندان بان. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( مهذب الاسماء ) . صاحب السجن. ( اقرب الموارد ) . دوستاق بان. دژخیم. سجان. [ ] ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجام. [ س َ ] ( اِ ) شجام. و رجوع کنید به سجانیدن ، سجیدن ، سجد، سجن. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) . سرمای سخت. ( برهان ) ( آنندراج ) . رجوع به شجام ش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجاحت. [ س َ ح َ ] ( از ع ، مص ) نرم خوی بودن : بر رجاحت عقل و سجاحت خلق و صدق وفا واتساع عرصه کرم. . . آفرینها گفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی ) . مرد از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجاح. [ س ُ ] ( ع اِ ) هواء. ( منتهی الارب ) . سجاح. [ س ِ ] ( ع اِ ) مقابل و برابر. ( منتهی الارب ) . سجاح. [ س َ ] ( اِخ ) بنت الحارث بن سوید تمی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجاف. [ س ِ ] ( ع اِ ) کرانه و جانب پرده. || پرده. ( منتهی الارب ) . پرده و ستر. پرده و حجاب. ( ناظم الاطباء ) . پوشش. لحاف : کی توان حق گفت جز زیرلح ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجاد. [ س َج ْ جا ] ( ع ص ) بسیار سجده کننده. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) . مبالغه در سجود. سجاد. [ س َج ْ جا ] ( اِخ ) لقب ابومحمدعلی بن عبداﷲبن ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سجادة ) سجادة. [ س َج ْ جا دَ ] ( اِخ ) از کسانی است که در قرن سوم هجری میزیست و به مخلوق بودن قرآن قایل بود. رجوع به تاریخ الخلفا ص 207 و ضحی الاسلا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( سجلة ) سجلة. [ س َ ل َ ] ( اِخ ) چاهیست که هاشم بن عبدمناف آن را کند، و اسدبن هاشم آن را به عدی بن نوفل بخشید. خالدة بنت هاشم گفته است : نحن وهبنا ...