پیشنهاد‌های محمود اقبالی (٣,٩٢٨)

بازدید
٢,٣٩٩
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جحدر. [ ج َ دَ ] ( ع ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ) . کوتاه و محکم خلق. ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ) . جَحْدَب. ( منتهی الارب ) . و رجوع به جحدب شود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جحد. [ ج َ ] ( ع مص ) کم خیری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) . || در لغت انکارنمودن شی است با علم به آن شی ٔ. ( از کشاف اصطلاحات الفنو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خدیج. [ خ َ ] ( ع ص ، اِ ) بچه انداخته ناقه پیش از اتمام مدت حمل. ( منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از معجم الوسیط ) ( از تاج ال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خدیجة ) خدیجة. [ خ َ ج َ ] ( ع ص ، اِ ) مؤنث خَدیج است. ( از ناظم الاطباء ) . خدیجة. [ خ َ ج َ ] ( اِخ ) بنت جعفر. او دختر جعفربن نصیر التمیمی شا ...

پیشنهاد
٠

این یک سوال عمیق و ریشه شناسانه ( Etymological ) است. پاسخ کوتاه این است: بله، همه این کلمات از یک خانواده زبانی بسیار کهن هستند. بلکه یک حقیقت علم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این یک سوال عمیق و ریشه شناسانه ( Etymological ) است. پاسخ کوتاه این است: بله، همه این کلمات از یک خانواده زبانی بسیار کهن هستند. بلکه یک حقیقت علم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این یک سوال عمیق و ریشه شناسانه ( Etymological ) است. پاسخ کوتاه این است: بله، همه این کلمات از یک خانواده زبانی بسیار کهن هستند. بلکه یک حقیقت علم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

این یک سوال عمیق و ریشه شناسانه ( Etymological ) است. پاسخ کوتاه این است: بله، همه این کلمات از یک خانواده زبانی بسیار کهن هستند. بلکه یک حقیقت علم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزی. [ ع َ زی ی ] ( ع ص ) شکیبا و صابر. ( ناظم الاطباء ) . صبور. ( اقرب الموارد ) . عزی. [ ع َزْ زا ] ( اِخ ) ( حَفر. . . ) ناحیه ای است به موصل. ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزل. [ ع َ ] ( ع مص ) یکسو نمودن و جدا کردن و بیکار ساختن. ( از منتهی الارب ) . جدا کردن. ( دهار ) . جدا کردن و معزول کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزب. [ع َ ] ( ع مص ) غایب شدن شوی زن در ایام طهر. ( از منتهی الارب ) : عزب طهر المراءة؛ همسر آن زن از وی غایب شد. ( از اقرب الموارد ) . عُزوب. رجوع ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزلت. [ ع ُ ل َ ] ( ع اِمص ) عزلة. گوشه نشینی و خانه نشینی. ( ناظم الاطباء ) . جدا شدن از زن و فرزند و گوشه نشینی برای عبادت. ( غیاث اللغات ) . کناره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزا. [ ع َ ] ( ع اِ ) ماتم. مصیبت. تعزیت. زاری. سوکواری. سوک. ( ناظم الاطباء ) . صبر بر مصیبت و صبر کردن و در آن استقامت ورزیدن و شکایت کردن ، و در ع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیم. [ ع َ ] ( ع مص ) آهنگ نمودن بر امر و دل نهادن. کوشش کردن. ( از منتهی الارب ) . عزم [ ع َ / ع ُ ]. معزم [ م َزَ / م َ زِ ]. عُزمان. عَزیمة. رجوع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیمه. [ ع َ م َ / م ِ ] ( از ع ، اِ ) عزیمة. عزیمت. تعویذ و افسون. ( ناظم الاطباء ) . رجوع به عزیمة و عزیمت شود. || آیه ای از قرآن مجید که بر آفت رس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزی. [ ع َ زی ی ] ( ع ص ) شکیبا و صابر. ( ناظم الاطباء ) . صبور. ( اقرب الموارد ) . عزی. [ ع َزْ زا ] ( اِخ ) ( حَفر. . . ) ناحیه ای است به موصل. ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عزیمت. [ ع َ م َ ] ( ع ، اِمص ، اِ ) عزیمة. دل نهادگی و قصد و آهنگ. ( غیاث اللغات ) . اراده و نیت و عزم. آهنگ از روی استواری و بطور جزم. ( ناظم الاطب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاعب. [ع ِ ] ( ع ص ) ج ، کواعب. زن نارپستان. ( مهذب الاسماء ) . زنی پستان برآمده. دختر نارپستان و پستان برآمده. || ثدی کاعب ؛ پستان ِ برآمده. ( ناظم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاع. ( ص ) متهم باشد. ( لغت فرس اسدی چ مرحوم اقبال ص 228 از حاشیه نسخه نخجوانی ) . کاع. ( ع ص ) مردی بددل : رجل کاع. ( مهذب الاسماء ) . بددل و سست. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لغت نامه دهخدا برای واژه �الاغ� هیچ اشاره ای به �ترکی بودن� نکرده است. این یعنی دهخدا �الاغ� را یک واژه فارسی اصیل می داند. - - - ماجرا چیست؟ ۱ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست عزیز، تحلیل شما درباره ریشه کلمه �پیروز� و ارتباط آن با مفهوم �پیشرفت و درخشندگی� بسیار عمیق و تا حد زیادی درست است. برداشت شما با معتبرترین منا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوست عزیز، تحلیل شما درباره ریشه کلمه �پیروز� و ارتباط آن با مفهوم �پیشرفت و درخشندگی� بسیار عمیق و تا حد زیادی درست است. برداشت شما با معتبرترین منا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی این جملات نشان می دهد که برخی ادعاهای ریشه شناختی با واقعیت تاریخی مطابقت ندارد. در ادامه با استناد به منابع معتبر زبان شناسی، هر بخش را بررسی ...

پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر تاریخی و زبان شناسی، تحلیل شما درباره واژه �پیروز/فیروزه� تا حد زیادی درست است. در ادامه صحت هر بخش را با استناد به منابع بررسی م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به ادعاهای مطرح شده، لازم است به صورت علمی و بر اساس منابع معتبر به چند نکته اساسی اشاره کنم: ۱. تبار فارسی زبانان و تعلق زبانی � ریشه های ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسارون. [ اَ ] ( معرب ، اِ ) نوعی دواست. ( نزهة القلوب ) . بیخ گیاهی است که غلاف تخم آن مانند غلاف بذرالنبج است و بعضی گویند بیخ سنبل رومی است ، اگر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی رابااساربستن، بادوال بستن، دربندکردن، دربندانداختن ۱ - ( مصدر ) برده کردن برده گرفتن . ۲ - ( اسم ) بردگی . توضیح در عربی ( اساره ) بمعنی راندن و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسامة ) اسامة. [ اِ م َ ] ( ع مص ) گران کردن بها را. || پرسیدن بهای چیزی را. سؤال کردن بها را از کسی. ( منتهی الارب ) . || چرانیدن. ( تاج المصادر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسدا. [ اَ س َ دُل ْ لاه ] ( ع اِ مرکب ) شیر خدا. || ( اِخ ) لقب حمزةبن عبدالمطلب عم رسول ( ص ) . ( امتاع الاسماع ص 154 ) . || لقب علی بن ابیطالب علی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسدال. [ اِ ] ( ع مص ) فروهشتن موی و جامه. ( منتهی الارب ) . فروهشتن موی و پرده و مانند آن. فروگذاشتن. اسدال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سُدل و سِدل. پرده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسداس. [ اِ ] ( ع مص ) صاحب شتران سِدس شدن. || دندان افکندن شتر بهشت سالگی. ( منتهی الارب ) . || شش شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) . شش تن شدن قوم. ( منت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اسداساً ) اسداساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) بشش یک. شش یک ، شش یک. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( آسد ) آسد. [ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ اَسَد. اسد. [ اَ س َ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. شیر درنده. ( غیاث ) . اجبه. جخدب. اَبغث. مُجشم. جراهم. متبلل. جذع. ( منت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسول. [ اَ وَ ] ( ع ص ) آنکه در زیر ناف وی سستی و فروهشتگی باشد. ( منتهی الارب ) . آنکه شکم فروهشته باشد. آنکه فرود ناف او آویخته باشد. ( مهذب الاسما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبدة ) زبدة. [ زَ ب َ دَ ] ( ع اِ ) کف گوشه دهن. ( مهذب الاسماء ) . || پاره کف آب و پاره کف شیر. ( دهار ) . زبدة. [ زَ دَ ] ( ع اِ ) قسمتی از زَبَ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( زبیدة ) زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر زبدة است. ( فرهنگ نظام ) . رجوع به زبید شود. زبیدة. [ زُ ب َ دَ ] ( ع اِ ) نام گیاهی است. زبیدة. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبید. [ زُ ب َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر زَبْد است بمعنی عطیه. بخشش. ( ازتاج العروس از ابن درید ) . و رجوع به �زبیدة� شود. زبید. [ زَ ] ( اِخ ) از رودها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبیری. [ زُ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به زبیر عوام ، صحابی دلاور و عمه زاده پیغمبر ( ص ) ، جمعی از راویان و دانشمندان که از فرزندان اویند هر یک بدین نسب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زباء. [ زَب ْ با ] ( ع ص ) مؤنث ازب. زن بسیارموی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) . زن درازموی. ( آنندراج ) . زن که بر ابروان و دستان و بازوان موی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبیر. [ زَ ] ( ع ص ) نبشته. ( منتهی الارب ) . چیز نبشته شده. فعیل است بمعنی مفعول. ( از تاج المصادر ) ( از متن اللغه ) . رجوع به دزی ج 1 ص 558 و �ز ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زباد. [ زُ ] ( ع اِ ) لغتی است در زَباد. رجوع به فرهنگ نظام شود. زباد. [ زُ ] ( ع اِ ) اسفیوش. قطونا �گیاهی � است. ( از بحر الجواهر ) . زباد. [ زَ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس دانش رایج و معتبر زبان شناسی تاریخی، این ادعاها تناقضات قابل توجهی با واقعیات دارند. در ادامه به تحلیل مستند هر بخش می پردازم: ۱. ریشه و معن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر اساس منابع معتبر زبان شناسی، ادعای ترکی بودن ریشه واژه �گوجه� از نظر علمی مردود است. در ادامه به نقد مستند این ادعا و اثبات ریشه ایرانی این واژه م ...

پیشنهاد

درود. ادعای شما درباره ریشه ترکی �گیلاس� و �ازگیل� ریشه علمی ندارد و با منابع معتبر زبان شناسی تطابق ندارد. در ادامه بر اساس داده های فرهنگ های معتبر ...

پیشنهاد

دوست عزیز، ادعای شما در مورد ترکی بودن "گیلاس" ریشه شناسی عامیانه ای ( Folk etymology ) است که در زبان شناسی علمی اعتباری ندارد. در ادامه با استناد ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( مآجل ) مآجل. [ م َ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَأجَل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به مأجل شود. ماجل. [ ج ِ ] ( ع اِ ) آب زی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بشیر. [ ب َ ] ( ع ص ) بشارت دهنده و مژده آورنده و کسی که خبر خوش آورد برخلاف نذیر که خبر بد می آورد. ( ناظم الاطباء ) . مژده دهنده. ( مؤید الفضلاء ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( ماجدة ) ماجدة. [ ج ِ دَ ] ( ع ص ) زن بزرگوار. ( غیاث ) ( آنندراج ) . مؤنث ماجد. ( از اقرب الموارد ) . رجوع به ماجد شود. منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماجرا. [ ج َ] ( ع اِ مرکب ) مرکب است از ما و جری صیغه ماضی ؛ فارسیان بمعنی سرگذشت و قصه و واقعه آرند. ( آنندراج ) . سرگذشت و اتفاق و آنچه گذشته باشد. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مأجوج. [ م َءْ ] ( اِخ ) نام پسر یافث. ( ناظم الاطباء ) . ابومعاذ مأجوج را یمجوج گفته. در حدیث است که یأجوج و مأجوج امتی اند از فرزندان یافث بن ن ...