لغت نامه دهخدا
لمبه. [ ل َ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) ( در تداول مردم قزوین ) قرنیس گرداگرد سقف اطاق. || تخم مرغ که گاهی مرغ گذارد با پوست نرم. تخم مرغ که پوست نرم دارد نه سخت و این علت گونه ای است که گاه در مرغان پیدا شود. لنبه.
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
واژه نامه بختیاریکا
پیشنهاد کاربران
بر اساس منابع معتبر، ریشه واژه �لمبه� ( Lamba ) به زبان سانسکریت می رسد و شکل اصلی آن در این زبان लम्ब ( خوانده می شود: لَمْبَ ) است. این واژه در متون کهن سانسکریت و در دوران میانه به زبان پهلوی نیز راه یافته است.
... [مشاهده متن کامل]
در ادامه، تحلیل ریشه شناختی، معانی و منابع معتبر این واژه ارائه می شود:
📖 ریشه و معانی در سانسکریت
در سانسکریت، ریشه این واژه به معنای آویزان بودن یا افتادن است و معانی زیر را دارد:
� صفت:
� آویزان، شل، دراز ( مانند مو یا میوه آویزان از درخت ) .
� بلند، طویل، بزرگ و وسیع.
� اسم مذکر ( लम्ब - Lamba ) :
� در هندسه: خط عمود.
� در نجوم: متمم عرض جغرافیایی ( قوس بین قطب و سمت الرأس یک مکان ) .
� اسم مؤنث ( लम्बा - Lambā ) :
� لقبی برای الهه های دورگا ( Durga ) و لاکشمی ( Lakshmi ) .
� نام یک کدوی تلخ ( کدوی قلیانی ) .
🏛️ حضور در متون کهن ( منابع کتابی )
این واژه در متون مهم و کهن هندی به کار رفته است که می تواند به عنوان منابع معتبر برای مطالعه بیشتر شما باشد:
� مهابهاراتا ( Mahabharata ) : در این حماسه بزرگ سانسکریت، از شخصیتی به نام �لمبا� ( Lambā ) نام برده شده است.
� پوراناها ( Puranas ) :
� ماتسیا پورانا ( Matsya Purana ) و واویو پورانا ( Vayu Purana ) : در این متون، �لمبا� به عنوان یکی از دختران �داکشا� ( فرزند خدای برهما ) و همسر �دارما� ( تجسم وظیفه و قانون کیهانی ) معرفی شده است.
� بهگاواتا پورانا ( Bhagavata Purana ) : در این متن نیز به �لمبا� به عنوان مادر دو پسر به نام های �ویدیوتا� و �گوشا� اشاره شده است.
🗣️ تحول واژه در زبان های دیگر
این ریشه سانسکریت به زبان های زنده جنوب آسیا نیز راه یافته و معنای �بلند� یا �دراز� را حفظ کرده است:
� بنگالی ( Bengali ) : واژه লম্বা ( تلفظ: l�mba ) به معنای �بلند� ( برای افراد ) و �دراز� ( برای اشیای عمودی مانند مو ) است.
� پنجابی ( Punjabi ) : به عنوان یک نام خانوادگی رایج، برگرفته از �لمب� ( lamb ) به معنای بلند، همراه با پسوند �~با� که به �دارایی� یا �تصاحب� ترجمه می شود.
📚 خلاصه منابع معتبر پیشنهادی
برای تحقیق بیشتر، می توانید به این آثار مراجعه کنید:
1. فرهنگ سانسکریت - انگلیسی Monier - Williams: معتبرترین فرهنگ لغت سانسکریت.
2. متون مهابهاراتا و پوراناها ( مانند ماتسیا پورانا و بهگاواتا پورانا ) .
3. فرهنگ Capeller ( Capeller's Sanskrit Dictionary ) .
4. پایگاه داده Wisdom Library: که اطلاعات جامعی از منابع سانسکریت جمع آوری کرده است.
... [مشاهده متن کامل]
در ادامه، تحلیل ریشه شناختی، معانی و منابع معتبر این واژه ارائه می شود:
📖 ریشه و معانی در سانسکریت
در سانسکریت، ریشه این واژه به معنای آویزان بودن یا افتادن است و معانی زیر را دارد:
� صفت:
� آویزان، شل، دراز ( مانند مو یا میوه آویزان از درخت ) .
� بلند، طویل، بزرگ و وسیع.
� اسم مذکر ( लम्ब - Lamba ) :
� در هندسه: خط عمود.
� در نجوم: متمم عرض جغرافیایی ( قوس بین قطب و سمت الرأس یک مکان ) .
� اسم مؤنث ( लम्बा - Lambā ) :
� لقبی برای الهه های دورگا ( Durga ) و لاکشمی ( Lakshmi ) .
� نام یک کدوی تلخ ( کدوی قلیانی ) .
🏛️ حضور در متون کهن ( منابع کتابی )
این واژه در متون مهم و کهن هندی به کار رفته است که می تواند به عنوان منابع معتبر برای مطالعه بیشتر شما باشد:
� مهابهاراتا ( Mahabharata ) : در این حماسه بزرگ سانسکریت، از شخصیتی به نام �لمبا� ( Lambā ) نام برده شده است.
� پوراناها ( Puranas ) :
� ماتسیا پورانا ( Matsya Purana ) و واویو پورانا ( Vayu Purana ) : در این متون، �لمبا� به عنوان یکی از دختران �داکشا� ( فرزند خدای برهما ) و همسر �دارما� ( تجسم وظیفه و قانون کیهانی ) معرفی شده است.
� بهگاواتا پورانا ( Bhagavata Purana ) : در این متن نیز به �لمبا� به عنوان مادر دو پسر به نام های �ویدیوتا� و �گوشا� اشاره شده است.
🗣️ تحول واژه در زبان های دیگر
این ریشه سانسکریت به زبان های زنده جنوب آسیا نیز راه یافته و معنای �بلند� یا �دراز� را حفظ کرده است:
� بنگالی ( Bengali ) : واژه লম্বা ( تلفظ: l�mba ) به معنای �بلند� ( برای افراد ) و �دراز� ( برای اشیای عمودی مانند مو ) است.
� پنجابی ( Punjabi ) : به عنوان یک نام خانوادگی رایج، برگرفته از �لمب� ( lamb ) به معنای بلند، همراه با پسوند �~با� که به �دارایی� یا �تصاحب� ترجمه می شود.
📚 خلاصه منابع معتبر پیشنهادی
برای تحقیق بیشتر، می توانید به این آثار مراجعه کنید:
1. فرهنگ سانسکریت - انگلیسی Monier - Williams: معتبرترین فرهنگ لغت سانسکریت.
2. متون مهابهاراتا و پوراناها ( مانند ماتسیا پورانا و بهگاواتا پورانا ) .
3. فرهنگ Capeller ( Capeller's Sanskrit Dictionary ) .
4. پایگاه داده Wisdom Library: که اطلاعات جامعی از منابع سانسکریت جمع آوری کرده است.
لَمبِه، طبق چیزی که من مطالعه کردم، وقتی در اطراف یک سطح مقعر یا صاف، دیواره ای به صورت دایره ای قرار میگیره، بهش میگن لَمبه.
مثلا قرنیس گرداگرد سقف اتاق رو بهش میگن لمبه، یا انحنای دور باسن رو میگن لمبه.
... [مشاهده متن کامل]
چیزی که برام جلب توجه کرد، واژه قابلمه بود که حدس می زنم از قاب لمبه ساخته شده باشه.
مثلا قرنیس گرداگرد سقف اتاق رو بهش میگن لمبه، یا انحنای دور باسن رو میگن لمبه.
... [مشاهده متن کامل]
چیزی که برام جلب توجه کرد، واژه قابلمه بود که حدس می زنم از قاب لمبه ساخته شده باشه.
در تهران به قسمت های انحنای بالای باسن از اطراف لمبه می گویند
لمبه گویه دیگر دنبه است در پارسی د و ل بهم دیگر میگردند و واژگان بسیاری را می توان در پارسی اوستا و پشتوو دیلم دید نمونه سردار که در پارسی دیلمی سللار میشده - یا رود و رودک را که در اراک و کرمانشاه روله میگویند دار دراز لار دراز - دست و لست - خدا و خلا - بدخشان بلخشان
به معنی باسن . مثلا گفته میشود فلانی لمبه یا لمپه های بزرگ دارد یعنی باسن بزرگی دارد.
چولمبه، در گویش مردم اصفهان تنبل و کم حرکت و کند رویی که هر حرکتش باعث دردسر جدیدی میشود