ترجمه‌های مصطفی امیرجانی (١٥٣)

بازدید
٩٣٨
تاریخ
١ سال پیش
متن
For patients who a chronic cough on an ACE inhibitor, an ARB a good substitute.
دیدگاه
٠

اگر جمله درست نوشته شده باشد، می گوید برای بیمارانی که سرفه مزمن دارند ( اثرسوء استفاده از بازدارندهACE یا اینکه خود بیمار از قبل داشته باشد ) ARB یک ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
If you combine an ACE inhibitor B in high-risk patients with and elevated renin activity inhibitor like aliskiren, then probably blocking of renin activity.
دیدگاه
٠

اگر B را Beta ندانیم و در جمله اشتباها آورده شده باشد، در این صورت می گوید ترکیب دو داروی فشار خون یعنی بازدارندهACE و آلیسکیرن که یک بازدارنده فعالی ...

تاریخ
١ سال پیش
متن
If a patient has an indication for an ACE inhibitor, it makes sense to choose one that crosses the blood brain barrier.
دیدگاه
٠

اگر بیماری نسبت به داروی بازدارنده ACE حساسیت دارد، عاقلانه است نوعی که بتواند از مانع خونی مغز عبور کند، انتخاب شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The career of Henri Dropsy spans six decades.
دیدگاه
٠

در این جمله dropsy فامیلی است و معنای تورم و تجمع آب نمی دهد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
May have hypertension, dropsy, the kidney area to knock on strikes the pain.
دیدگاه
٠

احتمالا جمله درست نیست. شاید منظور این باشد که با ضربه خوردن به ناحیه کلیه، درد، تجمع آب و پرفشاری خون را خواهیم داشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was the son of Emile Dropsy, also a medal engraver who mainly produced religious medals.
دیدگاه
٠

نمی دانم این جمله چرا به عنوان مثالی از dropsy آورده شده، در این جمله این کلمه فامیل است

تاریخ
١ سال پیش
متن
Louis, he was suffering from ague and dropsy.
دیدگاه
٠

لوئیس، او از تب و لرز و ورم رنج می یرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His voice was full of venom.
دیدگاه
٠

صدایش پر از نفرت و عداوت بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The ship's crew braved the terrible storm.
دیدگاه
٠

خدمه کشتی با طوفان سهمگین شجاعانه روبرو شدند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
an unadulterated drug
دیدگاه
٠

یک داروی خالص و بدون افزودنی

تاریخ
١ سال پیش
متن
The conditions state that if the usage_plan is "Pay As You Go" and destination1 is "Canada", then two actions will be performed.
دیدگاه
٠

شرایط می گوید اگر طرح استفاده شده"پرداخت نقدی" و مقصد اول کانادا باشد، دو عمل انجام خواهد شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Last night, I signed the "pay as you go" rule into law.
دیدگاه
١

دیشب تبدیل رسم "پرداخت برابر با کار انجام شده" ( یا " مصرف یا استفاده کردن برابر با میزان پرداخت" ) به قانون را امضا کردم .

تاریخ
١ سال پیش
متن
Change the increment of the Pay As You Go plan from 30 to 60, as shown in Figure 3
دیدگاه
٠

تغییر افزایش اعتبار استفاده از طرح 30 به 60 در شکل 3 نشان داده شده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
As a rule, teenagers have phones on pay as you go.
دیدگاه
٠

به عنوان یک قاعده، نوجوانان تلفن های همراه اعتباری دارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He translated the fight to the public arena.
دیدگاه
٠

او جنگ و دعوا را به عرصه عمومی کشاند

تاریخ
١ سال پیش
متن
A degree from a top school is an asset in the job market.
دیدگاه
٠

در بازار کار داشتن مدرک از یک آموزشگاه ممتاز امتیاز محسوب می شود

تاریخ
١ سال پیش
متن
There was some hush money paid to someone in city hall.
دیدگاه
٠

به فردی در شهرداری ( یا فرمانداری یا شورای شهر ) مقداری حق سکوت پرداخت شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Taking hush money from a gangster is dangerous.
دیدگاه
٠

گرفتن حق سکوت از یک خلافکار خطرناک است

تاریخ
١ سال پیش
متن
The company made a whopping 75 million dollar loss.
دیدگاه
٠

این شرکت ضرر بزرگ75 میلیون دلاری را ساخت

تاریخ
١ سال پیش
متن
Results Initial evaluation revealed the presence of an area of scleral melt and epithelial defect with an underlying calcific plaque over the necrotic area in the nasal conjunctiva.
دیدگاه
٠

نتایج: ارزیابی اولیه وجود یک منطقه مذاب سفت و بافت پوشش سطحی معیوبی باشیوع کلسیمی زیرین بر روی مخاط مرده بینی را نشان داد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He watched her face intently to catch every nuance of expression.
دیدگاه
١

او با دقت صورتش را تماشا کرد تا هر تفاوت جزئی در حالت چهره اش را متوجه شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He was so meticulous about everything.
دیدگاه
٠

او به جزئیات کوچک هر چیزی خیلی حساس بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
They are the spearhead of the Imperial army, capable of shattering almost any enemy line under the right circumstances.
دیدگاه
٠

آنها به عنوان پیش قراول ارتش امپراطوری قادرند تقریبا هر خط دشمنی را تحت شرایط مناسب خرد کنند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A skeleton argument should therefore be as succinct as possible.
دیدگاه
٠

لذا ساختار یا پیکره بحث باید تا حد ممکن مختصر مفید باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Keep your letter succinct and to the point.
دیدگاه
٠

نامه خود را مختصر مفید و مربتط با موضوع بنویسید.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Managed competition, rather than a free market in health care, is the leitmotif of the reforms.
دیدگاه
٠

مضمون یا انگیزه اصلاحات در بخش مراقبت از سلامت، رقابت مدیریت شده به جای بازار آزاد است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Her designs in clothing became a leitmotif of the 1970s.
دیدگاه
٠

طرح های لباس او مد روز دهه 1970 شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The poet uses volcanic imagery to convey the poem's leitmotif of repressed passion.
دیدگاه
٠

شاعر از تصاویر آتشفشانی استفاده می کند تا شور و شوق سرکوب شده در مضموم شعر را منتقل کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I must enforce upon you the importance of this matter.
دیدگاه

من باید اهمیت این موضوع را به شما یادآور یا تاکید کنم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I don't want to get involved in anything dodgy.
دیدگاه

من نمی خوام درگیر هیچ چیز خلافی بشم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The terse announcement gave no reason for Harris's resignation.
دیدگاه
٠

اطلاعیه مختصر دلیلی برای استعفای هریس ارائه نداد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Our argument about abortion was a free-for-all.
دیدگاه
٠

بحث ما در مورد سقط جنین یک جدال پر هیاهو بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
In a ceremony today, state officials will proclaim Nevada 375 the Extraterrestrial Highway.
دیدگاه
٠

امروز در مراسمی مقامات ایالتی بزرگراه فراایالتی نوادا375 را اعلام خواهند کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Nuclear fusion is the Holy Grail of energy production.
دیدگاه
٠

همجوشی هسته ای آرزوی سخت و رویائی تولید انرژی است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
At that time, complete emancipation of women had not worked out in actual practice.
دیدگاه
٠

در آن زمان آزادی کامل زنان در فعالیت واقعی حل نشده بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I was about to sink into the quicksand of sin.
دیدگاه
٠

نزدیک بود در باتلاق گناه غرق شوم

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Conceit is the quicksand of success.
دیدگاه
٠

غرور باتلاق موفقیت است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The world identifies Lincoln with emancipation.
دیدگاه
٣

دنیا لینکلن را با اعطاء آزادی به بردگان می شناسد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The starting point for emancipation was the freeing of children of slaves born after a certain date.
دیدگاه
٠

نقطه شروع آزادی برده، آزادی فرزندان بردگانی بود که بعد از تاریخ مشخص به دنیا آمده بودند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I'm dubious about his promises to change his ways.
دیدگاه
٢

من در مورد وعده های او برای تغییر رویه هایش شک دارم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The media have grossly inflated the significance of this meeting.
دیدگاه
٠

رسانه ها اهمیت این جلسه را بسیار برجسته کردند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
A few bidders inflated the prices on purpose.
دیدگاه
٠

تعداد کمی از شرکت کنندگان در مزایده به عمد قیمت ها را افزایش دادند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Two regiments were sent to garrison the town.
دیدگاه

دو هنگ برای دفاع شهر اعزام شد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The teachers help the children to be more articulate about their strengths and weaknesses.
دیدگاه
٠

معلمان به کودکان کمک می کنند که راحت تر و روشن تر در مورد توانایی ها و ضعف های خود صحبت کنند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
A baby cannot use articulate speech.
دیدگاه
٠

یک بچه از بیان شیوا نمی تواند استفاده کند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Many people are unable to articulate the unhappiness they feel.
دیدگاه
٣

مردم بسیاری قادر به بیان قابل فهم احساس ناخشنودی خود نیستند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Being inconsiderate to the doctor will get you off on the wrong footing.
دیدگاه
١

عدم توجه به دکتر، شما را در مسیر اشتباه قرار می دهد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He's often inconsiderate to his family.
دیدگاه
٠

او اغلب نسبت به خانواده اش بی تفاوت است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Would lawmakers mandate hospitalization for intractable nausea and vomiting during pregnancy?
دیدگاه
٠

آیا قانونگذاران بستری شدن را برای تهوع و استفراغ غیرقابل درمان دوران بارداری اجباری می کنند؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I was in a kind of athletic limbo, in between national championship class and true international standard.
دیدگاه
٠

من در یک بلاتکلیفی ورزشی قرار داشتم ، در بین ( شرکت در مسابقه ای در ) سطح رقابت ملی و ( شرکت در مسابقه ای با سطح ) استاندارد بین المللی واقعی