asset

/ˈæˌset//ˈæset/

معنی: دارایی، ممر عایدی، خواست، چیز با ارزش و مفید
معانی دیگر: (اقتصاد) دارایی، بستانکاری، ثروت، سرمایه، صفت برجسته، امتیاز، ویژگی مثبت، محسنه، (حقوق - جمع) اموال (شرکت یا شخص ورشکسته)، ترکه، ماترک، اموال موقوفه، جمع دارایی شخص که بایستی بابت دیون او پرداخت گردد

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a useful or desirable quality or thing.
مترادف: advantage, benefit
متضاد: handicap, liability
مشابه: commodity, credit, gain, good, ornament, quality, strength, talent, virtue

- Straight white teeth are an asset if you want to be a model.
[ترجمه الهام] اگر می خواهید مدل شوید داشتن دندانهایی سفید و مرتب بسیار مهم است.
|
[ترجمه elham] اگر می خواهید مدل شوید، داشتن دندان هایی سفید و مرتب یک مزیت محسوب می شود.
|
[ترجمه گوگل] اگر می خواهید یک مدل باشید، دندان های سفید صاف یک دارایی هستند
[ترجمه ترگمان] اگر می خواهید یک مدل باشید، دندان های سفید مستقیم یک دارایی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A degree from a top school is an asset in the job market.
[ترجمه elham] در بازار کار داشتن مدرک از یک دانشگاه ممتاز امتیاز محسوب می شود.
|
[ترجمه مصطفی امیرجانی] در بازار کار داشتن مدرک از یک آموزشگاه ممتاز امتیاز محسوب می شود
|
[ترجمه گوگل] مدرک از یک مدرسه عالی یک دارایی در بازار کار است
[ترجمه ترگمان] درجه یک مدرسه عالی یک دارایی در بازار کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a useful or desirable thing that one owns.
مشابه: belongings, holding, possession, property, things

- A swimming pool is a nice asset.
[ترجمه گوگل] استخر یک دارایی خوب است
[ترجمه ترگمان] استخر شنا یک سرمایه خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (pl.) property that can be exchanged for cash.
مترادف: resources
متضاد: liability
مشابه: bond, capital, cash, chattel, estate, goods, property, real estate, wherewithal

- You will need to list your assets when you apply for a loan.
[ترجمه گوگل] هنگام درخواست وام باید دارایی های خود را فهرست کنید
[ترجمه ترگمان] زمانی که درخواست وام می کنید باید دارایی خود را لیست کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He has a few million dollars in stock market investments and millions more in assets.
[ترجمه گوگل] او چند میلیون دلار سرمایه گذاری در بازار سهام و میلیون ها دلار دیگر در دارایی دارد
[ترجمه ترگمان] او دارای چند میلیون دلار سرمایه گذاری در بازار سهام و میلیون ها دلار دیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. current asset
دارایی جاری

2. fixed asset
دارایی ثابت

3. operating asset
دارایی در گردش

4. mojgan is an asset to this university
مژگان مایه ی سربلندی این دانشگاه است.

5. charm is her chief asset
جذابیت امتیاز عمده ی اوست.

6. goodwill is an intangible asset
حسن نیت ثروتی معنوی است.

7. A sense of humor is a great asset in this business.
[ترجمه Yahya1818] شوخ طبعی امتیاز بزرگی در این کسب و کار است.
|
[ترجمه گوگل]حس شوخ طبعی یک دارایی بزرگ در این تجارت است
[ترجمه ترگمان]حس شوخ طبعی یک دارایی بزرگ در این کسب وکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Speed is the soldier's asset.
[ترجمه ل] سرعت ویژگی لازم برای سربازه
|
[ترجمه گوگل]سرعت دارایی سرباز است
[ترجمه ترگمان]سرعت دارایی سرباز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He'll be a great asset to the team.
[ترجمه As] او یه نعمت برای تیم خواهد بود.
|
[ترجمه گوگل]او یک سرمایه بزرگ برای تیم خواهد بود
[ترجمه ترگمان]اون سرمایه بزرگی برای تیم خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I'm not sure if his forcefulness is an asset or a liability.
[ترجمه گوگل]من مطمئن نیستم که قدرت او یک دارایی است یا یک بدهی
[ترجمه ترگمان]مطمئن نیستم که اون forcefulness یه مهره باشه یا یه دردسر باشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He is a great asset to our company.
[ترجمه گوگل]او یک سرمایه بزرگ برای شرکت ما است
[ترجمه ترگمان] اون یه سرمایه بزرگ برای شرکت ما هست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Good health is a great asset.
[ترجمه گوگل]سلامتی یک سرمایه بزرگ است
[ترجمه ترگمان]سلامت خوب یک دارایی بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Good health is a great asset for me.
[ترجمه گوگل]سلامتی یک سرمایه بزرگ برای من است
[ترجمه ترگمان] سلامتی من یه مهره بزرگ برای منه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In his job, patience is an invaluable asset.
[ترجمه گوگل]در شغل او، صبر یک سرمایه ارزشمند است
[ترجمه ترگمان]در کارش صبر، صبر یک دارایی ارزشمند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Your inexperience is an asset and will allow you to think in original and unconventional ways.
[ترجمه گوگل]بی تجربگی شما یک دارایی است و به شما این امکان را می دهد که به روش های اصلی و غیر متعارف فکر کنید
[ترجمه ترگمان]بی تجربگی شما یک دارایی است و به شما این امکان را می دهد که به روش های اصیل و غیر مرسوم فکر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Knowledge of languages is a real asset in this sort of work.
[ترجمه گوگل]دانستن زبان ها یک مزیت واقعی در این نوع کار است
[ترجمه ترگمان]دانش زبان یک دارایی واقعی در این نوع کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The bank can seize the asset in the event of a default in payment.
[ترجمه گوگل]در صورت عدم پرداخت، بانک می تواند دارایی را توقیف کند
[ترجمه ترگمان]بانک می تواند دارایی را در صورت عدم پرداخت بدهی بدست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دارایی (اسم)
wealth, thing, possession, belonging, asset, property, finance, estate, weal, holding, fortune, purse

ممر عایدی (اسم)
asset

خواست (اسم)
wealth, wish, disposition, desire, will, request, demand, temptation, volition, eagerness, want, asset, property, tenure, desideratum

چیز با ارزش و مفید (اسم)
asset

تخصصی

[حسابداری] دارائی
[صنعت] دارایی، سرمایه
[نساجی] دارایی - امتیاز - سرمایه - مال - ثروت
[ریاضیات] سرمایه، دارائی
[معدن] ملک(عمومی)

انگلیسی به انگلیسی

• something of value (property, goods, etc.); desirable item or quality, something beneficial
an asset is someone or something that is considered to be useful or helpful to a person or group.
the assets of a company or a person are all the things that they own.

پیشنهاد کاربران

asset ( دارایی - چیز ناملموس ) که ارزش دارد ولی قابل تملک نیست. به عنوان مثال، سهام و اوراق قرضه یا مشتریان وفادار!
property ( اموال - چیز ملموس ) که می توان مالک آن بود، مانند خانه یا ادعای یک منبع ( که شامل زمین می شود ) .
فرق دارایی و اموال
. skill or quality that is useful or valuable
دارایی - چیز با ارزش
دارایی
مثال: Their house is their most valuable asset.
خانه آن ها ارزشمندترین دارایی شان است.
حقوق تجارت - بازرگانی بین الملل, حقوق اقتصادی, حقوق مالی👈متون تخصصی👈✒️📖⬇️
هر کالا یا مال باارزش و قابل تقویم , سرمایه, دارایی, حقوق مستمری, جمع اموال و دارایی که فرد بدهکار باید آن را پرداخت نماید, حقوق ودیون, برآورد اموال و دارایی
منابع• https://books.google.com/books/about/Dictionary_of_Finance_and_Investment_Ter.html?id=qIwYAAAAIAAJ
موهبت ، امتیاز ، حُسن
[انیمیشن سازی] مدل سه بعدی
someone who provides secret information to a government or intelligence organization about what another government or organization is doing/ spy
کسی که اطلاعات محرمانه ای را در مورد آنچه دولت یا سازمان دیگری انجام می دهد در اختیار یک دولت یا سازمان اطلاعاتی قرار می دهد/ جاسوس
...
[مشاهده متن کامل]

He was a South American military officer who served as a CIA asset.
There was a suggestion that a Western intelligence asset may have been involved.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/asset
ویژگی بارز
مهره، عامل
امکانات
در روان شناسی به معنای ویژگی های مثبت است
مایملک
در وبسایت به فایل هایی نظیر css, js و عکس ها گفته میشود ک به html سایت ضمیمه میشوند
متعلق، تعلق
ویژگی مثبت
دارایی، سرمایه/شخص، ویژگی یا چیز ارزشمند و مفید/امتیاز، مزیت، نعمت.
چیز در ارزش
● دارایی، اموال موقوفه
● حُسن، امتیاز
تجهیزات . . . military assets
زمین ـ ( جمع ) زمینها، اراضی
مثال: public assets اراضی عمومی
نقطه قوت
امتیاز
کارگزار، فردی که در یک سازمان جاسوسی کار میکند.
امتیاز
موهبت
دارایی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٥)

بپرس