پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
( victory day ) روز پیروزی
از بک، ازبکی
از بک، ازبکی
از بک، ازبکی
( utopianism ) خیالبافی، تهیه طرح های غیر عملی برای اصلاحات
استفاده کننده، بکار برنده.
برنامه سودمند.
روال سودمند.
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
رمز اسکی آمریکائی.
نیش زدن ( باخار ) ، سوزش دادن.
ایجاد خارش وسوزش ( در اثر گزنه و غیره ) .
( urticaria ) ( طب ) خارش، سوزش، کهیر، بدن خارش
خرس مانند.
سوزش دار، خارش دار، چیزی که خارش بیاورد.
ادراری، موجود در ادرار، پیشابی.
پیشابی، شاشی، ادراری.
عادت، تمرین، ممارست، عرف، ممارست کردن، عرفی ساختن.
شهر فرهنگ، مسائل و مشکلات زندگی شهری و شهرها.
زنگوله، کوزه ای، دارای شکم بزرگ و دهانه کوچک.
آسمان شناسی، مبحث اجرام سماوی و سیارات، ستاره شناسی.
نقشه اجرام سماوی، اندازه گیری اجرام سماوی، آسمان سنجی.
وابسته به هیئت و اجرام سماوی، وابسته به آسمان شناسی.
شرح عالم، عالم شناسی، آسمان نگاری ( بخشی از علم هیئت ) .
( uranographical ) وابسته به آسمان نگاری
( uranographic ) وابسته به آسمان نگاری
چهار برابر، چهار لا، چهار برابرکردن.
اورانیوم
به طرف بالا کج کردن.
بطرف بالا پرتاب کردن، حرکت بطرف بالا ( بافشار ) .
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
شهر آدَنا Adana شهر و ولایتی در جنوب آناتولی است مشرف بر خلیج اسکندرون و دریای مدیترانه.
پرتاب به بالا، به طرف بالا انداختن، تحول شدید.
اهل شمال استان.
واژگون کننده، مختل کننده.
طغیان کننده، بالا رونده.
بلند کردن، بالا بردن.
کران بالا.
بالا برنده، متعالی کننده.
ساختن، بنا کردن.
با درود فراوان بر شما ilax011 جان عزیز و تشکر فراوان. و بی نهایت سپاسگزارم از لطف شما علی عزیزم و تذکر این نکته، چون این یادآوری خوب شما اینجا یادگ ...
قنداقی و بچه قنداقی وقتی به کسی نسبت داده میشود، یعنی خیلی کوچکی و هر دو اهانت آمیز و تحقیر کننده است، قنداق احتمالا از ریشه ترکی است که پوشش کودکان ...
وا پیچیدن، وا کردن ( نخ ) ، باز کردن.
از پیچیدگی درآوردن، بیرون آوردن، گره گشودن، وابافتن، واچیدن.
( unwarranted ) غیرقابل ضمنانت، توجیه نکردنی، بی جا
گنگ، ناگویا، غیرمصطلح، بدون موسیقی، بدون نوسان صدا.
محروم از صدا کردن، بدون صدا ادا کردن، بی صدا شدن.
بدون ارج، بی پاداش، بی ارزش.
زمان بلا استفاده.
رمز بلا استفاده.