پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
خشکیده، چروک، لاغر، پژمرده یا پلاسیده.
دیوث، قرمساق، مردی که میداند زن او خراب و فاحشه است.
( بیشتر در جمع ) معلومات، دانش، ذکاوت، هوش، قضاوت، اطلاعات، تعمد، قصدی.
انواع کاسنی مخصوص سالاد.
ترکه بید، بید، درخت بید.
بیرون از جای سرپوشیده.
جلوه گاه ( در اسب ) ، قسمت واقع بین استخوانهای کتف ( در گردن حیوانات ) .
بداغ آمریکائی.
با این، با آن، ضمنا، بعلاوه.
بید گیاه، مرغ ( margh ) .
افسون کننده، افسونگری، مسحور کننده.
جادوگری، جادو، سحر، فریبندگی.
پروانه بید شبانه، شب پره ( Erebus ) .
عاقل، خردمند، ( انگلوساکسون ) اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند.
باقلائیان و لوبیائیان.
شبیه ماهوت پاک کن یا جاروب و قشو، قلنبه.
خواستار، آرزو کننده.
( ایرلند ) برای بیان تعجب فراوان بکار میرود.
سخن بی معنی، مشروب آبکی، آب زیپو، حرف بی ربط و پوچ.
پنداشتن، گمان کردن، تصور کردن، فرض کردن.
سیم بندی، سیم بندی کردن.
لقب کلود آلکساندر بونوال است.
قاینار چای Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت.
لقب علی پاشا که به یک خانواده ثروتمند ترک تبار عثمانی که ساکن جنوب آلبانی بود تعلق گرفت.
نیای این خاندان، جرج آربوتنوت است، به تجارت با شرق اشتغال داشت و در سال ۱۷۳۳ در چین درگذشت
فرایند سکولار کردن آموزش و پرورش در ایران نیم قرن پس از عثمانی و با مدارسی آغاز شد که به تقلید از عثمانی رشدیه خوانده میشدند. در سال ۱۳۱۶ قمری و ۱۸۹۸ ...
شوبارا کلاه پوستی است که در زمان عثمانی مرسوم بود.
کلاه فس همان فینه است که در عثمانی به جای عمانه بر سر میگذاشتند.
دسپوتیسم به معنی استبداد است ولی فرهنگ وبستر واژه سلطانیسم ( سلطان ) را معادل آن در زبان انگلیسی میداند.
پیمان صلح سیستوا در اوت ۱۷۹۱ بین عثمانی و روسیه.
روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد
شهری در شمال بلغارستان.
بندری در حاشیه رود دانوب است.
ینگی چریک
رهبری موروثی
کارهای سیمی ( مثل تور سبد و غیره ) ، سیم سازی ( در جمع ) بند بازی و آکروبات، کارخانه سیم سازی.
دستگاه ضبط صوت.
سیم کش.
عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود، بوسیله بی سیم عکس فرستادن.
سگ دارای پشم زبر.
یای سیم کشی شده، یای اتصالی.
از درون سیم کشی شده.
خبر گزاری.
طناب سیمی.
چاپگر سیمی.
بافت توری سیمی.
( wired glass ) شیشه دارای شبکه سیمی در متن آن
مقیاس اندازه گیری ضخامت سیم یا ورق فلز.
تور ظریف سیم مانند.
قابل سیم کشی، قابل مفتول شدن، قابل مخابره.