پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)
( savable ) پس انداز کردنی، اندوختنی
شراب زرد نیمه شیرین.
( saveable ) پس انداز کردنی، اندوختنی
ماهی باریک اندام و دراز منقار اقیانوس اطلس.
ولگرد، پرسه زن.
وابسته به سوسماران، سوسماری، سوسمار.
آدم بیشرم، بچه پر رو.
وابسته به زحل.
اشباع کننده.
( روم قدیم ) جشن خدای زحل، عیاشی، هرزگی.
آزمایش اشباعی.
اشباع شدنی.
اشباع شده، سیر، بحد اشباع رسیده.
( افسانه یونان - روم ) خدای بذر کاری، زحل.
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اَنایی - Anoyi نادان، جاهلکم عقل، احمق. من انایی نیستم که به گپ ( حرف ) هر کس درایم. تو را انایی دانسته فریب کردنی شده اس ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: اِلهق شدن، الحاق شدن، ملحق شدن، به چیزی سخت مشتاق بودن، سخت انتظار کشیدن. الهق شده شیشتیم ( نشستیم ) که ما را ضیافت میکنی ...
واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: النگه - Alanga زبانه، اَلو، شعله آتش ( برهان ) . النگه آتشدان بلند شد، پست تر کنید ( شعله آتشدان زیاد شد، کم کنید ) ، الن ...
گیاه خشب اخضر.
( satinette ) پارچه اطلس نما، روح الاطلس
( satinet ) پارچه اطلس نما، روح الاطلس
( sateen ) اطلس نما، ساتین
( satine ) اطلس نما، ساتین
( sasanian ) ساسانی
ساسانی، ( وابسته به سلسله ساسانی ) .
( sassanian ) ساسانی
( sarcenet ) پارچه ابریشمی، پارچه پشمی سنگین، نرم
دارای شاخه های نازک وخیمده بالا رونده ( مثل نیلوفر ) .
نوعی عقیق قرمز سیر.
( sard ) عقیق سرخ
گوشتی، عضلانی.
( =carnivorous ) گوشت خوار
گوشتخواری.
ابتلاء به تومور بدخیم نسج هم بند.
( sarsenet ) پارچه ابریشمی، پارچه پشمی سنگین، نرم
جانور پوسیده زی.
تغذیه کننده از مواد پوسیده وآلی، پوسیده خوار.
( saprophyte ) پوسیده زی، خورنده مواد پوسیده
مولد یامحصول مواد گندیده، ایجاد شده در اثر گندیدن.
طبق زنی ( lesbianism ) همجنس خواهی زنان.
یاقوتی رنگ، ساخته شده از یاقوت کبود.
( sapor ) ذائقه، مزه، خوش طعمی
( sapour ) ذائقه، مزه، خوش طعمی
خوش مزه، خوش طعم.
قابل تبدیل به صابون.
صابونی، صابون دار، لیز ( مثل صابون ) .
صابون دار، صابون زده، دارای محلول صابونی.
بی شیره، بی نیرو، بیمزه.
سیاهرگ سافنا.
رنگ زرد مایل به سبز سیر.
آدم خرفت وکودن، انتهای نقب نظامی.