پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
( طب ) آبله مرغان، آبله مرغانی.
بله سپاسگزارم uradruple شکل کامل و صحیحش Quadruple هست به معنی چهار گانه، چهار تائی، چهار برابر، هست و اگر با واژه ای مرکب شود مثلاً در کنار آدرس، آد ...
متغیر، تغییرپذیر، قابل تغییر.
نماد متغیر.
با ممیز متغیر.
با درازای متغیر.
پارامتر متغیر.
با قالب متغیر.
نشانی متغیر.
بخاروار، بخار مانند، شبیه بخار، بخارآلود.
بخارشدنی، قابل تبخیر.
بخارزا، بخارشو.
بخاردار، بخارزا.
پیشرو ( vanguard ) ، واقع درجلو، پیشی.
شکست پذیر، پیروز شدنی، غلبه کردنی.
وانیلین
وانیل دار.
دریچه کوچک، دریچه دار، دریچه وار.
دریچه دار، سوپاپ دار.
در، دریچه، سوپاپ، سرپوش، به شکل دریچه یا سوپاپ.
ارزش ارزی پول.
اثر ارزشی.
ارزیاب.
بطور با ارزش.
برج و بارو، استحکامات، خندق، دیوار خاکی، برج و باروسازی.
مقابله اعتبار، بررسی اعتبار.
بانو شاعره مستوره زند از زنان فتحعلیشاه و منسوب به خاندان زندیه است، محمود میرزا صاحب تذکره نقل مجلس مینویسد: شاه قلی میرزا از بطن اوست و گاه گاه شعر ...
بانو شاعره مخفی/ زیب النساء بیگم دلا طواف دلی کن که کعبه مخفی است که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت دختر اورنگ زیب، پادشاه هندوستان و مادرش دل ...
بانو شاعره مریم فراهانی در جلد سوم خیرات حسان وی را دختر میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی صدر اعظم عالیقدر شهید ایران معرفی کرده. مادرش همشیره میرز ...
بانو شاعره مخدومه یزدی این شاعره که شرح حال وی را هنوز نیافته ام، نمونه شعری از وی آوردم، که در کتاب بهترین اشعار ذکر شده که این چهارپاره اثر و سرود ...
بانو شاعره ماه لقا/ چندی صاحب تذکرة الخواتین که خود هندی و راجع به ذکر احوال شعرای هندی علاقه و دقت به خرج داده، نام ماه لقا را چندی ضبط کرده و میگو ...
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
( طب ) دارای پای کمانی، پرانتزی، کجی پا.
نیام ساز، ترشح کننده یا ساکن نیام.
( vagile ) ( زیست شناسی ) جنبده، متحرک، دارای تحرک
بی اجر، بی مزد.
( vagarious ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی
( vagariously ) خیالی، وهمی، از روی هوی و هوس، واهی
ولگرد، دربدر، ولگرد وار.
( vagabondage ) ولگردی، دربدری، بی خانمانی
وابسته به آب یا سایر محلول های موجود درقشر زمین.
تولید خلاء کردن.
تشکیل حفره، ایجاد حفره.
( vacuolar ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند
لامپ خلاء
( vacuolate ) حفره ای، حفره دار، حفره مانند
نوسانی، جنبان، مردد، مشکوک، ناپایدار، تغییر پذیر.
نوسان کننده، جنبنده، متحرک، آونگی.
( vacationer ) مرخصی رونده، گشتگر ایام تعطیلات
( vacancy ) محل خالی، پست بلا تصدی، جا.