پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
پرووکاسیون provocation در لغت به معنی برانگیختن، تحریک کردن و عصبانی کردن است. در واژگان سیاسی به اقدامات تحریک آمیز و برنامه ریزی شده ای اطلاق میگرد ...
قاینار چای K���k Kaynarca به معنی رود خروشان است. نام پیمان صلحی است که در ۲۱ ژوئیه میان روسیه و عثمانی انعقاد یافت و به پیمان صلح کوچوک قینارچه ( کو ...
پیشینه نام تاتار Tatar به کتیبه متعلق به سده هشتم میلادی میرسد که در نواحی مرزی مغولستان، در حاشیه رود اورخون، به دست آمده و به کتیبه اورخون معروف اس ...
اغذیه فروش ارتش.
شبیه گربه زباد، خانواده گربه زباد.
زبانی، شفاهی، شفاها، امتحان شفاهی.
سرزنش آمیز، توبیخ آمیز.
نوار رنگی، نوار سربند، لوله یا منفذ گیاهی.
دارای راه راه های طولی.
محرومیت، عیب، شرارت.
قابل تبدیل به شیشه، قابل تبدیل بحالت زجاجی.
موکاری، صنعت شراب سازی، زراعت انگور برای تهیه شراب.
شراب سازی، تاک پروری، وابسته به موکاری.
زرده تخم مرغ.
ویتامین به غذا زدن، دارای ویتامین کردن.
واحد نمایش دیداری. واحد نمایش دیداری.
( calling card ) کارت ویزیت
وابسته به بینائی، بصیری
پرستار سیار.
معلم سرخانه.
عیادتی، بازدیدی، وابسته به یا دارای اختیار بازرسی.
( visitation ) سرکشی، عیادت، دیدار، مهاجرت موسمی
مهمان، بازرس، سیاح، توریست، گشت گر.
دیدار گر، ملاقات کننده، مهاجر، زائر، سیاح، سیار.
دیدار پذیر، دیدنی.
اندرون، احشاء، عضوی که در احشاء واقع شده است.
مقام ویکنت، قلمرو ویکنت.
( viscountess ) بانوی ویکنت
( viscountcy ) بانوی ویکنت
( virtuosic ) زن خوش قریحه، با ذوق، فاضل، با فضیلت
بی تقوا، بی فضیلت.
ماشین مجازی.
حافظه مجازی.
کامپیوتر مجازی.
نشانی مجازی.
( طب ) ابتلا به بیماریهای ویروسی، مرض ویروسی.
رنگ سبز سیر زبرجدی.
مایل به سبز، سبز، سبز مانند، سبز رنگ.
میله، اریبی، علامتی به شکل نشان دادن برابری دو واژه.
ویروس کش.
میله مانند، شبیه میله.
پشم خام.
بکرزائی، از مادر باکره به دنیا آمدن.
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
پر از شاخه های ریز، راست، به شکل عصا.
سبز شونده، سرسبز.
( viperine ، viperish ) افعی وار، مانند افعی، زهردار
( viperish ، viperous ) افعی وار، مانند افعی، زهردار
نوازنده ویولن سل.