پیشنهاد‌های علیرضا ایرانی نیا (٧,٦١٦)

بازدید
٨,٨٨١
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اره منبت کاری.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شیاردار، دارای شیار کم عمق.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی، کار منقور، هنر منبت کاری، قلمزنی کردن.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

انبان، توشه دان، گواهی نامه موقت، نوشته.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

خسیس، ناکافی، کم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

رجز خوان، پر سر وصدا.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( اسکاتلند ) لیز خوردن، تند خواندن.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلاویز، شیار برجسته ومارپیچی بدون پیچ، خان درون پیچ.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه آچار، آچارمانند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروانه کشتی، پروانه هواپیما، ملخ کشتی یا هواپیما.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مته کار، آچاردار.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آچار چوبی سوراخ دار.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =filmdom ) جهان سینما

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

قابل نمایش بر روی پرده ( تلویزیون وغیره ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارای صدای گوشخراش.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( screak ) صدای ناهنجار ( مثل صدای ترمز شدید ماشین ) ، صدای گوشخراش ایجاد کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی اندازه، بی نهایت.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دارای صدای گوشخراش.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( =screeck ) صدای ناهنجار ( مثل صدای ترمز شدید ماشین ) ، صدای گوشخراش ایجاد کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٦

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَیکَک Burdekak از تصغیر بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک برده نان ته ( بده ) ، یک برد ...

پیشنهاد
٣

صادق رفعت پاشا اولین اندیشمند عثمانی است که واژه ملت را به معنای جدید مردم و اتباع دولت، معادل با nation فرانسه، به کار برد. تا آن زمان در عثمانی واژ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بُردَه - Burda لقمه، قطعه، ریزه، یک تکه کوچک، یک خُرده. مثال: یک بُردَه نان ته ( بده ) ، یک بُردَه گوشت به زور از گلویش گ ...

پیشنهاد
٣

جیره زن بابایی اصطلاحی عامیانه در اعتراض به سهم کم، مقدار کم هنگام تقسیم.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: بَردَم - Bardam ، هیکلی، تنومند، در حق شخصی قوی هیکل و تندرست میگویند. مثال: آن کس حالی بردم، هیچ کس شصت ساله نمی گوید، ی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: برداش که در اصل برداشت است، مخفف شده، و بر خلاف معنی پارسی، به معنی صبر، بردباری، تحمل و خویشتنداری است، مثال: کمتر ( کمی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

حافظه چرکنویسی.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاره پارگی، اوراق شدگی، ستیزه جوئی، فتنه جوئی.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( unmelodious ، =harsh ) ( صدای ) خشن وضعیف، لاغر.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسوده نویس.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم ترشرو، آدم مهمل.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

قایق چهار گوش، و ته پهن، قایق تفریحی، با قایق چهارگوش حمل کردن.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تازیانه زن، موجب بلا.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیسانه.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زبان محلی مردم اسکاتلند، وابسته به زبان گالیک اسکاتلند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( scotchman ) اسکاتلندی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

آداب وخصوصیات اسکاتلندی، خسیسی.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اداره کارآگاهی لندن.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسکاتلندی، خسیس.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مرغابی سیاه، پاریلا.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

شبیه اسکاتلندیها.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( حق. ) حکم گنگ، حکم غیر قطعی و دو پهلو.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( scutcher ) تازیانه زن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

( انگلیس ) جریمه یامالیات دسته جمعی، کاملا.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقرب وار، عقرب.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تفاله گیری، کف گیری، تفاله سازی.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تبدیل به تفاله کردن، تبدیل به کف کردن.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

کف دار، تفاله دار.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناشی از کمبود ویتامین C.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

دسته موی شبیه جاروب، کلاله مو.