پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
( wandly ) رنگ پریده، کم خون، زرد، کم رنگ، رنگ پریده شدن یا کردن
متزلزل، مرتعش.
( waniggan ) روپوش، سقف تراکتور یا ماشین باری
( wany ) رو بزوال، کاهش یافته، رو به نقصان
بیدار کننده، شب زنده دار.
عنتر
( wampum ) صدف براق و زیبائی که سرخ پوستان آمریکائی بجای پول مصرف میکردند، پول
تلوتلو خور، غلت خور.
پریز دیواری.
تخته جهت پوشش دیوار، با چوب ( دیوار را ) پوشانیدن.
واگن ساز، گاری ساز.
دب اکبر، ارابه سنگین و بزرگ، گاری، واگن.
دیوار قدیمی اورشلیم، دیوار ندبه.
تاثر آمیز، ماتم زده.
واگن چی، گاراژ دار، متصدی حمل ونقل.
( wagnerian ) پیرو واگنر موسیقیدان آلمانی
( wagon ) واگن، ارابه، بارکش، با واگن حمل کردن
( wagnerite ) پیرو واگنر موسیقیدان آلمانی
کلود بونوال Claude Bonneval از سال ۱۶۷۵ تا ۱۷۴۷ میلادی، یکی از چهره های مرموز یهودی فرانسوی که در سالهای سلطنت محمود اوّل در سیاست عثمانی نقش مؤثر ای ...
عبدالحمید اول عثمانی در آستانه دومین جنگ کاترین روسیه درگذشت و در ۷ آوریل ۱۷۸۹ برادرزاده اش، پسر مصطفی سوم، با نام سلیم سوم در مقام سلطان عثمانی ( ۱۲ ...
در سال ۱۷۹۰ سیاست امپریالیستی کاترین روسیه با بن بست مواجه شد: در همین سال جوزف دوم فوت کرد و امپراتور بعدی ( ۱۷۹۰ تا ۱۷۹۲ ) ، لئوپولد دوم، به دلیل ت ...
در زمان عثمانی یونان شمالی و آلبانی در زیر سلطه علی پاشا یانینا بود که تحت حمایت انگلیسیها بود. علی پاشا Ali Pasha Tepelena به یک خانواده ثروتمند ترک ...
چارلز آربوتنوت Charles Arbuthnot در سال ۱۸۲۰ مبلغ ۱۲ هزار پوند از ناتان روچیلد وام یا رشوه گرفت. نیای این خاندان، جرج آربوتنوت، به تجارت با شرق اشتغا ...
در سالهای اولیه سلطنت فتحعلی شاه قاجار زمام دولت ایران به دست شبکه ای مقتدر از جدیدالاسلام های یهودی، به رهبری ابراهیم خان اعتمادالدوله ( نیای خاندان ...
روسچوک Rustchuk یا Roustchouk شهری در شمال بلغارستان است، واقع در حاشیه رود دانوب. روسچوک شهری اسلامی بود که در دوره عثمانی احداث شد و به یکی از مراک ...
سیلیستریا Silistriaیا Silistra بندری در حاشیه رود دانوب است. در سال ۱۳۸۸ میلادی به قلمرو عثمانی ضمیمه شد. در سال ۱۸۷۷ به تصرف روسیه درآمد و به دولت ب ...
فرفره وار، تلو تلو خور، چرخنده.
جنباننده، تکان دهنده.
چیز شناور بر روی هوا یا آب.
اهتزاز، تموج، باد بزن.
نفخه، نسیم، شناوری، اهتزاز.
اهتزاز پرچم یا هر چیز دیگری برای علامت دادن، اوه، پیف، خفیف، تشر، نظر، بی ارزش.
( waddie ) گاو چران، ( wad dy. ) چماق بومیان استرالیا
کندرو، تلو تلو خور.
( waddy ) گاو چران
( wadeable ) کُپه کردنی، توده کردنی، قابل لایه گذاری
گروه ارتشی زنان، حروف اول کلمات corps army s'women.
گیجی، حواس پرتی.
( vulval ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج
فرج مانند، دارای شکاف فرج مانند.
( vulvate ، =vulvar ) فرج مانند، دارای شکافی شبیه فرج
شفا دهنده زخم، بهبود دهنده، داروی زخم.
( volcanologist ) دانشمند آتشفشان شناس
( volcanology ) آتشفشان شناسی
جوشکار برقی.
حالت آتشفشانی.
لاستیک سخت و جوش خورده ولکانیت.
واکه گذاشتن، حروف صدادار بکار بردن.
( voodoo ) جادوگر سیاه پوست، افسونگر، جادوگری، افسون کردن
اعطا، تقویض.