پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٦٩٣)
عنکبوت، جانوری که تار میتند.
( weasand ) گلو، حلق، قصبه الریه، نای.
مرغ جولا.
فرسوده در اثر باد و باران و هوا، کهنه.
حرکت در مسیر باد، دارای باد مساعد.
بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی دختر ابوالحسن بیک پسر محمد ناظر کردستانی متولد ۱۲۲۰ هجری و درسن ۴۴ سالگی به سال ۱۲۶۴ بدورد زندگانی گفته. دو ...
قابلیت هوا خوری، قابلیت عدم فرسایش در هوا.
ایستگاه هوا شناسی.
در اثر آب و هوا فاسد یا زمخت شده، آفتاب زده.
گلو، حلق، قصبه الریه، نای.
( andzwea ) گلو، حلق، قصبه الریه، نای
خسته کننده، کسل کننده.
خستگی نا پذیر.
دوره زندانی را گذراندن، زندانی بودن.
بی سلاح.
کودک تازه از شیر گرفته.
کسی که بچه را از شیر میگیرد.
جنگل، دشت.
ترسو، بزدل، کم جرات، ضعیف النفس.
چیز آبکی، چیز رقیق و نرم، سست و ضعیف.
تضعیف کننده.
سبک مغز، دارای روحیه ضعیف، ضعیف الاراده، سست عنصر.
پذیرفتگی ضعیف.
خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته.
پیکر مومی، مجسمه سازی از موم.
حالت مومی، نرمی.
موم کار، کسیکه موم مالی میکند.
( wax paper ) کاغذ مومی
متزلزل، مردد، دو دل.
متزلزل کننده.
با تزلزل، با تردید.
آرام، ساکن، بی موج.
دسته امواج رادیو.
ریخت موج.
قدرت، توان برحسب وات. قدرت، توان برحسب وات. مقدار نیروی برق بر حسب وات.
مدت انتظار.
وات، واحد اندازه گیری الکتریسیته.
شسته شده و صیقلی در اثر آب، آب شسته.
گیاه آبزی.
بخارآب.
آب دریا، منظره آب دریا.
نیروی آبی.
آب بازی، قایقرانی.
غیر قابل استفاده شدن ( کشتی وغیره ) در اثر چکه و نفوذ آب، از آب خیس شدن.
خشک ، بی آب.
چیز آبکی، هر چیزی شبیه آب.
آبشخور، استخر، آب انبار، مخزن، محل چشمه آب معدنی.
نوشابه نوش، آشامنده.
رودخانه و شعبات آن، ذخیره آب، منبع آب، سیستم آبیاری.
مار آبی ( natrix ) .