تاریخ
٦ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

tip of the iceberg

تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

aftermath:تبعات، پیامد 🔹in the initial aftermath of such a loss:در عواقب اولیه چنین فقدانی

تاریخ
٩ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

desensitization:حساسیت زدایی

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

rich in:سرشار، لبریز

تاریخ
١٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

shed light on: روشن کردن موضوعی با فراهم کردن اطلاعات فهم موضوعی رو ساده تر کردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

lead down: منتهی شدن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

above all : بیشتر از هر چیز

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

entrepreneurial:کار آفرینانه 🔹entrepreneurial self reliance:خود اتکایی کار آفرینانه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

move away from: فاصله گرفته از

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

as opposed to: برخلاف، به جای اینکه

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

gig economy: بازار کار مبتنی بر قرارداد موقت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

in relation to: در رابطه با

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ethnicity: قومیت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

detoxify:سم زدایی، پاک کردن سموم بدن از الکل و مواد مخدر 🔹the liver is responsible for detoxifying alcohol

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

transient:موقتی 🔹external and transient factors: عوامل بیرونی و موقتی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

at some point in life: در مقطعی از زندگی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

innate: ذاتی، غریزی 🔹innate ability :توانایی ذاتی

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

penitent: نادم، توبه کار

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

burglarproof:ضد سرقت

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

strategic priorities: اولویت های راهبردی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

more so than ever

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

humiliy:تواضع، فروتنی 🔹 the first product of self knowledge is humility اولین محصول خودشناسی، فروتنی است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

running commentary:گزارش زنده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

run of the mill:کسل کننده، تکراری و بی محتوا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

pique your interest/ curiosity:برانگیختن احساس علاقه یا کنجکاوی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ramifications:تبعات، پیامد ها، 🔹potential ramifications:تبعات بالقوه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

grow in popularity:محبوبیت پیدا کردن 🔹electric cars have grown in popularity

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

rolled off:از خط تولید خارج شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

incomprehensible:غیر قابل درک 🔹incomprehensible foresight:دور اندیشی غیر قابل درک

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

exquisitely:فوق العاده 🔹exquisitely beautiful :فوق العاده زیبا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

equitable: منصف، عادلانه 🔹equitable justice: عدالت عادلانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

avidity: حرص و طمع 🔹ostentatious avidity:حرص و طمع متظاهرانه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

take the edge off

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

petrified:بسیار وحشت زده شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

plaudit:تحسین، هلهله و شادی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

roll the dice: ریسک کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

noxiously :بطور آزاردهنده 🔹 such an idea has found increasing relevance in our noxiously bullshit nerve world چنین ایده ای در دنیای عصبیِ مزخرف و آز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

off the top of your head: فی البداهه گفتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

toil: زحمت کشیدن، مشقت 🔹there is no triumph without toil بدون زحمت هیچ پیروزی وجود ندارد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

refrain: خودداری کردن 🔹 refraining from publishing it, because it wasn't yet perfect از انتشار آن خودداری کرد، زیرا هنوز کامل نبود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

forever and ever: تا ابد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

dilettante:هنرمند نما، آماتور 🔹 there is a distinction between a professional and dilettante occurs right there تمایز بین یک حرفه ای و یک آماتور همی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

kindred spirit همفکر و همزبان ( کسی که اندیشه ها و احساسات و افکارش مثل ما باشه ) همدم 🔹 he finally found a kindred spirit at university who shared ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

brick by brick: گام به گام

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

behind the curve:عقب مانده از قافله، رقبا 🔹 my local cafe is behind the curve, they only take cash payments, not card کافه محل من از قافله عقب ماند ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

swallow your pride:غرورت بگذار کنار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

pitiful: رقت انگیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

encroacher:متجاوز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

punch above one's weightفراتر از انتظار ظاهر شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

drive a wedge between: تفرقه انداختن، ایجاد اختلاف 🔹it drives a wedge between the possessor and reality بین دارنده و واقعیت فاصله می اندازد

١