تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

roll the dice: ریسک کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noxiously :بطور آزاردهنده 🔹 such an idea has found increasing relevance in our noxiously bullshit nerve world چنین ایده ای در دنیای عصبیِ مزخرف و آز ...

پیشنهاد
٠

off the top of your head: فی البداهه گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

toil: زحمت کشیدن، مشقت 🔹there is no triumph without toil بدون زحمت هیچ پیروزی وجود ندارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

refrain: خودداری کردن 🔹 refraining from publishing it, because it wasn't yet perfect از انتشار آن خودداری کرد، زیرا هنوز کامل نبود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

forever and ever: تا ابد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

dilettante:هنرمند نما، آماتور 🔹 there is a distinction between a professional and dilettante occurs right there تمایز بین یک حرفه ای و یک آماتور همی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

kindred spirit همفکر و همزبان ( کسی که اندیشه ها و احساسات و افکارش مثل ما باشه ) همدم 🔹 he finally found a kindred spirit at university who shared ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

brick by brick: گام به گام

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

behind the curve:عقب مانده از قافله، رقبا 🔹 my local cafe is behind the curve, they only take cash payments, not card کافه محل من از قافله عقب ماند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

swallow your pride:غرورت بگذار کنار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pitiful: رقت انگیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

encroacher:متجاوز

پیشنهاد
٠

punch above one's weightفراتر از انتظار ظاهر شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

drive a wedge between: تفرقه انداختن، ایجاد اختلاف 🔹it drives a wedge between the possessor and reality بین دارنده و واقعیت فاصله می اندازد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

flushed with:به هیجان اومدن در صورت دستاورد مهم 🔹when we are flushed with beginners conceit وقتی که از غرور مبتدیانه لبریز می شویم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

annihilated:تخریب کردن، شکست دادن 🔹the first thing that they would annihilate is pride اولین چیزی که نابود می کنند غرور است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tangible:ملموس 🔹tangible and intangible:ملموس و ناملموس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

haze: هاله 🔹 don't live in the haze of obstruct در هاله ای از ابهام زندگی نکن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Take courage:شجاعت به خرج دادن 🔹 living clearly and presently take courage با وضوح و در زمان حال زندگی کن و شجاعت به خرج بده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reign:تسلط 🔹 we have to reign our perception otherwise lost in excitement ما باید بر ادراک خود مسلط شویم، در غیر این صورت در هیجان گم می شویم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

hierarchy: سلسه مراتب 🔹the corporate hierarchy سلسه مراتب شرکتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

stay stuck in:گیر افتادن، درجا زدن 🔹 we stay stuck inside our side own heads instead of participating in the world around us ما به جای اینکه در دنیا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rapt attention: توجه فراوان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

murmuring:زمزمه, نجوا، غرغر کردن 🔹 the entire school is thinking and murmuring about some tiny incident تمام مدرسه در حال فکر کردن و زمزمه کردن در م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

in this regard: در این راستا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

tinge: کمی، ذره ای، رگه ای 🔹 we are full of anxieties and sometimes a little tinge of crazy ما پر از اضطراب و گاهی کمی هم دیوانگی هستیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rest of us: بقیه ما 🔹 he's not that different from rest of us او با بقیه ما فرق چندانی ندارد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fall prey to:در دام افتادن و منجر به اسیب شدن, طعمه شدن 🔹 particularly the ambitious can fall prey to this narration به ویژه افراد جاه طلب می توانند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

on and off: گهگاهی،

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

on and on: بی وقفه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

self loathing:خود بیزاری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

self aggrandizement: خود بزرگ بینی 🔹 it will come an endless stream of self aggrandizement این یک جریان بی پایان از خودبزرگ بینی خواهد بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

petulant:کج خلق، ترشرو 🔹 he reacted like a petulant, delusional, vainglorious او مانند یک آدم کج خلق، متوهم و مغرور واکنش نشان داد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indolence:تنبلی، سستی 🔹 his teenage indolence and existential crisis تنبلی و بحران وجودی دوران نوجوانی اش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

reconcile: تطبیق دادن، مصالحه کردن، وفق دادن، کنار آمدن 🔹 reconcile to his enormous ego and insecurity with relative obscurity for most of his caree ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

relative obscurity: گمنامی نسبی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

lose touch with reality:

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

get out of your own head:

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

brush off: اعتنا نکردن، نادیده گرفتن، محل نگذاشتن 🔹brush it off and work harder آن را کنار بگذارید و سخت تر کار کنید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

jerk around:عمدا وقت کسی را تلف کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

iteration:تکرار 🔹The iterations are endless تکرار ها بی پایان هستند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

concerted effort: تلاش همه جانبه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

indispensable:ضروری، غیر قابل چشم پوشی 🔹indispensable role :نقش غیر قابل انکار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cumulative: تجمعی 🔹cumulative effect :اثر تجمعی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

strive: تلاش کردن، تکاپو، خود را به اب و اتش زدن 🔹 they strive to become the best at precisely what other thoughts they were good for آنها تلاش می ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

sycophancy:چاپلوسی 🔹no one is endorsing sycophancy هیچ کس چاپلوسی را تایید نمی کند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

trivial:جزئی، ناچیز، trivial imposition:تحمیل جزئی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

take a step back: عقب نشینی کردن 🔹 unwillingness to take a step back عدم تمایل به عقب نشینی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

transcend: فراتر رفتن 🔹 its a common attitude that transcends generations این یک نگرش مشترک است که از نسل ها فراتر می رود