پیشنهاد‌های امید رحیمی مقدم (٨٦)

بازدید
١٥٧
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیله خب دیگه متوجه شدم، دیگه بیشتر چیزی نگو

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گل گفتی، قربون دهنت، باهات موافقم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماشالا، باریکلا، دست خوش

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ ( تقریبی ) زایمان

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

عشقولانه ( و کمی لوس )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چه بد، شرم آوره

پیشنهاد
٠

به دل نگیر

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بزن بریم، وقت رفتنه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چیزی زدی؟؟

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

منو چشم زدی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

من همینم که هستم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

داری چرت میگی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کوفتت بشه، از گلوت پایین نره

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

حرفتو پس بگیر

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هرچی تو بگی، هرجور تو بخوای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیروِ، متعاقبِ، در نتیجۀ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[در پایانِ نامه] منتظر پاسخ شما هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیصبرانه منتظر ( چیزی ) بودن، بیصبرانه منتظر بودن که

پیشنهاد
١

حتماً کاری را کردن، حتماً کاری را انجام دادن

پیشنهاد
١

بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .

پیشنهاد
١

بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 . محصور کردن، احاطه کردن 2. به پیوست فرستادن، ضمیمه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه] موفق باشی/باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه های رسمی] با ( تقدیم ) احترام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه] ارادتمند ( شما ) ، با احترام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با آرزوی بهترین ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من باید بروم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز مهمی نبود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمیدانم

پیشنهاد
٠

( کسی ) چِش شده؟، چِشه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چه خبر؟، اوضاع چطوره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درحقیقت، درواقع [اغلب زمانی استفاده میشود که شخص، برخلاف چیزی که دیگران انتظار دارند بیان میکند]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( چیزی را ) سرجای خود برگرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توزیع کردن، پخش کردن، دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرانجام، بالأخره [اغلب بعد از اندکی دردسر و دشواری]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنوز . . . نه [برای صحبت در مورد چیزی که اتفاق نیفتاده اما احتمالاً در آینده اتفاق خواهد افتاد، استفاده می شود]

پیشنهاد
٠

به چیزی پشت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آره اینطور فرض میکنم [یعنی شخص فکر میکند که این اتفاق می افتد، اما هیچ مدرکی ندارد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آره امیدوارم [یعنی شخص میخواهد که این اتفاق بیفتد، اما نمیداند این اتفاق خواهد افتاد یا نه]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آره متأسفانه [یعنی شخص فکر میکند این اتفاق خواهد افتاد و از این موضوع ناراضی میباشد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آره فکر میکنم، آره گمان میکنم [یعنی شخص فکر میکند که احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطعاً، حتماً [یعنی شخص مطمئن است که این اتفاق خواهد افتاد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق کردن، پژوهش کردن [به صورت طولانی و بادقت]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکاف بازار [فرصتی برای تولید محصول جدید که توسط شرکتهای دیگر تولید نمیشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پویش، کمپین [اغلب در سیاست یا تجارت استفاده می شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعلام کردن، اطلاع دادن [به صورت رسمی و عمومی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کیف قاپی؛ زورگیری [حمله به کسی در مکان عمومی به منظور سرقت از او]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دزدی، سرقت [ورود غیرقانونی به ساختمان و سرقت اشیاء از آن]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدی، سرقت [دزدی از یک فرد یا مکان، اغلب با استفاده از خشونت]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدی، سرقت [گرفتن چیزی که مال دیگری است بدون اجازه]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قانون اطاعت کردن، مطیع قانون بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن به بیمارستان [به قصد درمان ولی بدون بستری شدن؛ درمان سرپایی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن به بیمارستان [به قصد درمان و بستری شدن]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

علت ( چیزی ) بودن، موجب ( چیزی ) شدن [اغلب درمورد چیزهای بد و ناخوشایند]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب دکتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرواز غیر مستقیم، پرواز رابط [پروازی که با آن مسافر یا بار، پس از ورود به یک نقطۀ معین، با تغییر هواپیما به طرف مقصد بعدی یا نهایی اعزام شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسیدن، وارد شدن [معمولاً درمورد قطار یا اتوبوس بین شهری به�کار می�رود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( چیزی را در تنور، فر و غیره ) پختن [بدون روغن] [اگر از روغن استفاده شود واژه roast ( کباب/بریان کردن ) بکار میرود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاغر شدن، وزن کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناسالم یا مضر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طول عمر [برای انسان ها از life expectancy ( امید به زندگی ) استفاده می شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرد [به حدی که کمی آزاردهنده باشد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[از لحاظ رفتاری/ظاهری] شبیهِ ( فردی بزرگ�تر از خود در عضو خانواده ) بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[از لحاظ ظاهری] به کسی رفتن، شبیه کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواهر ناتنی، ناخواهری [خواهری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برادر ناتنی، نابرادری [برادری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خواهر ناتنی، ناخواهری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، دخترِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم خواهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برادر ناتنی، نابرادری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، پسرِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم برادر ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وجه اشتراک زیادی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرحال بودن، شنگول بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساسات خود را ابراز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساسات خود را مخفی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به رغم این واقعیت، برخلاف این واقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[در صندوق فروشگاه] ثبت کردن، وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صندوقدار، تحویلدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گران فروشی، کلاهبرداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[با حالت تعجب و شگفتی] امکان نداره! حرفشو هم نزن!