پیشنهادهای امید رحیمی مقدم (٨٨)
آره متأسفانه [یعنی شخص فکر میکند این اتفاق خواهد افتاد و از این موضوع ناراضی میباشد]
آره فکر میکنم، آره گمان میکنم [یعنی شخص فکر میکند که احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد]
قطعاً، حتماً [یعنی شخص مطمئن است که این اتفاق خواهد افتاد]
تحقیق کردن، پژوهش کردن [به صورت طولانی و بادقت]
شکاف بازار [فرصتی برای تولید محصول جدید که توسط شرکتهای دیگر تولید نمیشود]
پویش، کمپین [اغلب در سیاست یا تجارت استفاده می شود]
اعلام کردن، اطلاع دادن [به صورت رسمی و عمومی]
کیف قاپی؛ زورگیری [حمله به کسی در مکان عمومی به منظور سرقت از او]
دزدی، سرقت [ورود غیرقانونی به ساختمان و سرقت اشیاء از آن]
دزدی، سرقت [دزدی از یک فرد یا مکان، اغلب با استفاده از خشونت]
دزدی، سرقت [گرفتن چیزی که مال دیگری است بدون اجازه]
از قانون اطاعت کردن، مطیع قانون بودن
رفتن به بیمارستان [به قصد درمان ولی بدون بستری شدن؛ درمان سرپایی]
رفتن به بیمارستان [به قصد درمان و بستری شدن]
علت ( چیزی ) بودن، موجب ( چیزی ) شدن [اغلب درمورد چیزهای بد و ناخوشایند]
مطب دکتر
پرواز غیر مستقیم، پرواز رابط [پروازی که با آن مسافر یا بار، پس از ورود به یک نقطۀ معین، با تغییر هواپیما به طرف مقصد بعدی یا نهایی اعزام شود]
رسیدن، وارد شدن [معمولاً درمورد قطار یا اتوبوس بین شهری به�کار می�رود]
( چیزی را در تنور، فر و غیره ) پختن [بدون روغن] [اگر از روغن استفاده شود واژه roast ( کباب/بریان کردن ) بکار میرود]
لاغر شدن، وزن کم کردن
ناسالم یا مضر بودن
طول عمر [برای انسان ها از life expectancy ( امید به زندگی ) استفاده می شود]
سرد [به حدی که کمی آزاردهنده باشد]
[از لحاظ رفتاری/ظاهری] شبیهِ ( فردی بزرگ�تر از خود در عضو خانواده ) بودن
[از لحاظ ظاهری] به کسی رفتن، شبیه کسی بودن
خواهر ناتنی، ناخواهری [خواهری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]
برادر ناتنی، نابرادری [برادری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]
خواهر ناتنی، ناخواهری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، دخترِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم خواهر ...
برادر ناتنی، نابرادری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، پسرِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم برادر ن ...
وجه اشتراک زیادی داشتن
سرحال بودن، شنگول بودن
احساسات خود را ابراز کردن
احساسات خود را مخفی کردن
به رغم این واقعیت، برخلاف این واقعیت
[در صندوق فروشگاه] ثبت کردن، وارد کردن
صندوقدار، تحویلدار
گران فروشی، کلاهبرداری
[با حالت تعجب و شگفتی] امکان نداره! حرفشو هم نزن!