پیشنهاد‌های امید رحیمی مقدم (٨٨)

بازدید
١٦٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آره متأسفانه [یعنی شخص فکر میکند این اتفاق خواهد افتاد و از این موضوع ناراضی میباشد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آره فکر میکنم، آره گمان میکنم [یعنی شخص فکر میکند که احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قطعاً، حتماً [یعنی شخص مطمئن است که این اتفاق خواهد افتاد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحقیق کردن، پژوهش کردن [به صورت طولانی و بادقت]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکاف بازار [فرصتی برای تولید محصول جدید که توسط شرکتهای دیگر تولید نمیشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پویش، کمپین [اغلب در سیاست یا تجارت استفاده می شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اعلام کردن، اطلاع دادن [به صورت رسمی و عمومی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کیف قاپی؛ زورگیری [حمله به کسی در مکان عمومی به منظور سرقت از او]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دزدی، سرقت [ورود غیرقانونی به ساختمان و سرقت اشیاء از آن]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدی، سرقت [دزدی از یک فرد یا مکان، اغلب با استفاده از خشونت]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدی، سرقت [گرفتن چیزی که مال دیگری است بدون اجازه]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از قانون اطاعت کردن، مطیع قانون بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن به بیمارستان [به قصد درمان ولی بدون بستری شدن؛ درمان سرپایی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن به بیمارستان [به قصد درمان و بستری شدن]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

علت ( چیزی ) بودن، موجب ( چیزی ) شدن [اغلب درمورد چیزهای بد و ناخوشایند]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطب دکتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرواز غیر مستقیم، پرواز رابط [پروازی که با آن مسافر یا بار، پس از ورود به یک نقطۀ معین، با تغییر هواپیما به طرف مقصد بعدی یا نهایی اعزام شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رسیدن، وارد شدن [معمولاً درمورد قطار یا اتوبوس بین شهری به�کار می�رود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( چیزی را در تنور، فر و غیره ) پختن [بدون روغن] [اگر از روغن استفاده شود واژه roast ( کباب/بریان کردن ) بکار میرود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لاغر شدن، وزن کم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناسالم یا مضر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طول عمر [برای انسان ها از life expectancy ( امید به زندگی ) استفاده می شود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرد [به حدی که کمی آزاردهنده باشد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

[از لحاظ رفتاری/ظاهری] شبیهِ ( فردی بزرگ�تر از خود در عضو خانواده ) بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[از لحاظ ظاهری] به کسی رفتن، شبیه کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواهر ناتنی، ناخواهری [خواهری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برادر ناتنی، نابرادری [برادری که دارای پدر/مادرِ مشترک با طرف دیگر است]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خواهر ناتنی، ناخواهری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، دخترِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم خواهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برادر ناتنی، نابرادری [وقتی یک مرد و یک زن با هم ازدواج می کنند که از قبل دارای فرزند باشند، پسرِ یکی از آنها برای فرزند ( ان ) طرف دیگر، حکم برادر ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وجه اشتراک زیادی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرحال بودن، شنگول بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساسات خود را ابراز کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساسات خود را مخفی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به رغم این واقعیت، برخلاف این واقعیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[در صندوق فروشگاه] ثبت کردن، وارد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صندوقدار، تحویلدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گران فروشی، کلاهبرداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[با حالت تعجب و شگفتی] امکان نداره! حرفشو هم نزن!