پیشنهادهای امید رحیمی مقدم (٨٦)
خیله خب دیگه متوجه شدم، دیگه بیشتر چیزی نگو
گل گفتی، قربون دهنت، باهات موافقم
ماشالا، باریکلا، دست خوش
تاریخ ( تقریبی ) زایمان
عشقولانه ( و کمی لوس )
چه بد، شرم آوره
به دل نگیر
بزن بریم، وقت رفتنه
چیزی زدی؟؟
منو چشم زدی
من همینم که هستم
داری چرت میگی
کوفتت بشه، از گلوت پایین نره
حرفتو پس بگیر
هرچی تو بگی، هرجور تو بخوای
پیروِ، متعاقبِ، در نتیجۀ
[در پایانِ نامه] منتظر پاسخ شما هستم
بیصبرانه منتظر ( چیزی ) بودن، بیصبرانه منتظر بودن که
حتماً کاری را کردن، حتماً کاری را انجام دادن
بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .
بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .
1 . محصور کردن، احاطه کردن 2. به پیوست فرستادن، ضمیمه کردن
[در پایانِ نامه] موفق باشی/باشید
[در پایانِ نامه های رسمی] با ( تقدیم ) احترام
[در پایانِ نامه] ارادتمند ( شما ) ، با احترام
با آرزوی بهترین ها
حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]
حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]
من باید بروم
چیز مهمی نبود
نمیدانم
( کسی ) چِش شده؟، چِشه؟
به کسی کمک کردن
به کسی کمک کردن
چه خبر؟، اوضاع چطوره؟
درحقیقت، درواقع [اغلب زمانی استفاده میشود که شخص، برخلاف چیزی که دیگران انتظار دارند بیان میکند]
( چیزی را ) سرجای خود برگرداندن
توزیع کردن، پخش کردن، دادن
سرانجام، بالأخره [اغلب بعد از اندکی دردسر و دشواری]
هنوز . . . نه [برای صحبت در مورد چیزی که اتفاق نیفتاده اما احتمالاً در آینده اتفاق خواهد افتاد، استفاده می شود]
به چیزی پشت کردن
آره اینطور فرض میکنم [یعنی شخص فکر میکند که این اتفاق می افتد، اما هیچ مدرکی ندارد]
آره امیدوارم [یعنی شخص میخواهد که این اتفاق بیفتد، اما نمیداند این اتفاق خواهد افتاد یا نه]
آره متأسفانه [یعنی شخص فکر میکند این اتفاق خواهد افتاد و از این موضوع ناراضی میباشد]
آره فکر میکنم، آره گمان میکنم [یعنی شخص فکر میکند که احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد]