پیشنهاد‌های امید رحیمی مقدم (٨٦)

بازدید
١٥٦
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیله خب دیگه متوجه شدم، دیگه بیشتر چیزی نگو

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

گل گفتی، قربون دهنت، باهات موافقم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ماشالا، باریکلا، دست خوش

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تاریخ ( تقریبی ) زایمان

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

عشقولانه ( و کمی لوس )

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چه بد، شرم آوره

پیشنهاد
٠

به دل نگیر

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

بزن بریم، وقت رفتنه

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چیزی زدی؟؟

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

منو چشم زدی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

من همینم که هستم

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

داری چرت میگی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

کوفتت بشه، از گلوت پایین نره

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

حرفتو پس بگیر

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

هرچی تو بگی، هرجور تو بخوای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیروِ، متعاقبِ، در نتیجۀ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[در پایانِ نامه] منتظر پاسخ شما هستم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیصبرانه منتظر ( چیزی ) بودن، بیصبرانه منتظر بودن که

پیشنهاد
١

حتماً کاری را کردن، حتماً کاری را انجام دادن

پیشنهاد
١

بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .

پیشنهاد
١

بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 . محصور کردن، احاطه کردن 2. به پیوست فرستادن، ضمیمه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه] موفق باشی/باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه های رسمی] با ( تقدیم ) احترام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[در پایانِ نامه] ارادتمند ( شما ) ، با احترام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با آرزوی بهترین ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من باید بروم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیز مهمی نبود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمیدانم

پیشنهاد
٠

( کسی ) چِش شده؟، چِشه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی کمک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چه خبر؟، اوضاع چطوره؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درحقیقت، درواقع [اغلب زمانی استفاده میشود که شخص، برخلاف چیزی که دیگران انتظار دارند بیان میکند]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( چیزی را ) سرجای خود برگرداندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توزیع کردن، پخش کردن، دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرانجام، بالأخره [اغلب بعد از اندکی دردسر و دشواری]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنوز . . . نه [برای صحبت در مورد چیزی که اتفاق نیفتاده اما احتمالاً در آینده اتفاق خواهد افتاد، استفاده می شود]

پیشنهاد
٠

به چیزی پشت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آره اینطور فرض میکنم [یعنی شخص فکر میکند که این اتفاق می افتد، اما هیچ مدرکی ندارد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آره امیدوارم [یعنی شخص میخواهد که این اتفاق بیفتد، اما نمیداند این اتفاق خواهد افتاد یا نه]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آره متأسفانه [یعنی شخص فکر میکند این اتفاق خواهد افتاد و از این موضوع ناراضی میباشد]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آره فکر میکنم، آره گمان میکنم [یعنی شخص فکر میکند که احتمالاً این اتفاق خواهد افتاد]