پیشنهادهای امید رحیمی مقدم (١٠٠)
کسی را به شدت سرزنش کردن
سرنوشتی بدتر از مرگ، تجربه ای بسیار ناخوشایند
سرنوشتی بدتر از مرگ، تجربه ای بسیار ناخوشایند
محشر، حیرت آور، شگفت انگیز
درجه یک، دارای بالاترین کیفیت
بهترین معنیش میشه "بهترین بخش ماجرا"
همراه با بالا رفتن سن بهتر/حرفه ای تر شدن
قوت قلب
اجازه ( انجام کاری را ) دریافت کردن
عاشق شیرینی جات بودن
بسیار با هم صمیمی بودن
برق شوق در چشم کسی ( بودن )
برگ برنده خود را رو/بازی کردن
[بیمار] رو به موت
خیله خب دیگه متوجه شدم، دیگه بیشتر چیزی نگو
گل گفتی، قربون دهنت، باهات موافقم
ماشالا، باریکلا، دست خوش
تاریخ ( تقریبی ) زایمان
عشقولانه ( و کمی لوس )
چه بد، شرم آوره
به دل نگیر
بزن بریم، وقت رفتنه
چیزی زدی؟؟
منو چشم زدی
من همینم که هستم
داری چرت میگی
کوفتت بشه، از گلوت پایین نره
حرفتو پس بگیر
هرچی تو بگی، هرجور تو بخوای
پیروِ، متعاقبِ، در نتیجۀ
[در پایانِ نامه] منتظر پاسخ شما هستم
بیصبرانه منتظر ( چیزی ) بودن، بیصبرانه منتظر بودن که
حتماً کاری را کردن، حتماً کاری را انجام دادن
بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .
بسیار سپاسگذار خواهم شد اگر بتوانید . . .
1 . محصور کردن، احاطه کردن 2. به پیوست فرستادن، ضمیمه کردن
[در پایانِ نامه] موفق باشی/باشید
[در پایانِ نامه های رسمی] با ( تقدیم ) احترام
[در پایانِ نامه] ارادتمند ( شما ) ، با احترام
با آرزوی بهترین ها
حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]
حتماً شوخی میکنی، حتماً شوخیت گرفته [برای اظهار شگفتی استفاده میشود]
من باید بروم
چیز مهمی نبود
نمیدانم