worse than death

انگلیسی به انگلیسی

• more difficult, cannot be endured, torture

پیشنهاد کاربران

سرنوشتی بدتر از مرگ، تجربه ای بسیار ناخوشایند
سرنوشتی بدتر از مرگ، یعنی یه بلایی سرش بیاد که مردن جلوش لنگ بندازه.
بسیار وضع وخیم