پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
" باده نوش. پیاله نوش:می نوش. می گسار. می پیما. می پیمایی. باده پیمایی. باده زن. باده پیما . باده گسار. باده گساری ":شارب الخمر.
باده خور. می خور.
سِرو:" نوش. باده نوش. باده نوشی ".
" لرزش گون. لرزش گونه. لرزش نما. لرزش نمایی. لرزشی ":التهاب.
" کَر :عامل. فاکتور.
با گرمگر غذا را درست کن. با گرمگر خوراک را داغ کن. با گرمگر خوراک را بپز. خوراک. غذا . نان. آب و دیگر کارهایی که کار وبارشان با گرمگر است.
" گرمافزا ":هیتر.
" درستگر. درستکن. درست نما. درست چی. درستا ": تعمیر کار.
" درستگری. بازدرست. درست نمایی. درستش. خوب. خوب کُنی. خوب نمایی. خوبکرد. بازدرست. بازدرستی. خوبش. خوبشگری ":تعمیر.
" نوبت مسافر ": سرویس مسافر. [ که تو عشق را به حکمت بفزودی و منستم. شهرام. ص. صمد توحیدی. ص. شهرام. ]
" روندگی و چگونگی ":سیر و سلوک. روندش و چونش. راه و روا. گدار و نوار. سوار و سبک. ره وچه. راه وچاه. راهی و چاهی. رهی و چاهی. رهین و چهین. ر ...
سیر و سلوک:راه وروش. سُ رِسِ اَو سُل قِسِ:لری است و یا پارسی کهن است.
" روندهای آغازین رازوری ":مرحله اول عرفان.
" رازورانه و باورانه ":عرفانی و عقایدی. نگره شناسانه:ایدئولوژیک . نگره شناسی:ایدیولوژی. نگره ای:ایده ای. نگرشی:ایدیایی. نگرشانه:ایدیانه. نگرورز ...
"نونوار. نونواری. نونواریگری. نونواریگرایانه. نونواریگرایانه. نونوارمندانه . نونواریایی. نو. نونو. نونویی. نونومندی. نونومندانه. نونومندانگیهای اینها ...
نوین. نوینش. نوینشی. نوینشا. نوینشایی. نوینگرایی. نوینگروی. نوینا. نوینایی. نوینمند. نوینمندا. نوینمندای. نوینمدایی. نوینمنداییانه. نوینایمندی. نوینا ...
" ناویژه و ویژه ":همگان و خاصان.
" همگی و ناهمگی ": عام و خاص. همه و ناهمه ":عوام و خواص.
اینکه تن زنده است جان است. اینکه انسان جاودان است روان است. اینکه انسان سازنده است اندیشه است. تا دانسته و اندیشیده و سنجیده نماید.
" خود لیسیده. خود چریده. خودبیخته. خودریخته. خود پرداخته خود ساخته. خود آخته. خود بی غل و غش. خودناآلوده. خود پالوده. خودشالوده. خود پاله. خودناک. خو ...
" خود کند. خودکنده. خود کندشی. خود ناب. خود پاک. خود تنها. خود پرداخته. خود پرهیخته. خودفرهیخته. خود خود. خود جدا. خود دیگرنه. خودنادیگری ":نفس مجرد.
" روانِ کَند. روان کنده. روان کَندِشی. روان ناب. روان پاک. روان ویژه ":روح مجرد.
" دانست اندیش ":علم منطق. دانست فرزانش:علم فلسفه. دانست ورزانش: علم سفسطه. فرزانه:فیلسوف. حکیم. وَرزانه:سوفیست. ارزانه:غالی ج غُلات.
نسخه ویرا. نسخه پیرا. نسخه ایرا. نسخه ژیرا. نسخه پرداز. نسخه ساز. نسخه باز. نسخه گان. نسخه بان. نسخه خوان. نسخه سان. نسخه لاین. نسخه پیچ. ...
" تاب کسی را ناتاب کردن "طاقت کسا را طاق کردن.
نسخه پرداز.
می وزد خط بر روی کاغذ. نوشتگر خاک است اندر خاک. شهرام. ص. یموج الخط فی القرطاس دهراً. و صاحبه رمیم فی التراب.
مراجعت:رفتامد. ( رفت و آمد ) رهجویی. ره جویی. رهجو. جویک. رهپو. رهپویی. . پویک. رفتش. آمدش. رفتانه. آمدانه. آمد شد. شدامد. پویگی. جویگی. پایور. پایور ...
مراجعت: رفتامد ( رفت وآمد. ) ره جویی. رهجو. رهجویی
ره جو.
نسخهء پایه. نسخهء پیرو. نسخهء پیور.
نسخهء پایه و نسخهء پیرو و نسخهء پیا.
خود بگو کدام گفته را مانی. شنوی و ناشنفته را مانی. آرزوی ز یاد رفته را خواهی. آرزوی به باد رفته را مانی. گر که بیداری و آرزوش کنی. آرزوی زیاد رف ...
آنکه مست است بباید دانست. آنکه رست است بباید دانست. می که ناب است بنوشند آن را. ناب و باب است بباید دانست. وجه می را بباید دارند. ور نزارند ببای ...
برخی واژگان در زبانها دریافت و پنداشت درستی ندارند و پنداری وگمانمندانه کاربرد می یابند که در ترجمه و زبان جایگاهی نا دانشورانه به دست می دهند. وبه ت ...
ناتمام. نابود:ناقص ( منقوص ) . ( عادم ) معدوم. ناتمام:ناقص. ( منقوص ) . نابود: ( عادم ) معدوم.
بینایی و بینش. نگاه و نگرش. دید و دیده. چشم و نظر. جهان بین و جهان بینی. چشم و چشایی. دیدگان و دیدگاه. نگر و نگاه. نگاهه و نگرنده.
" رُو و رُخ ": کَمال و جَمال.
مهربان و با وفا و نازنین. یار ما رعنا وزیبا و متین. بهر من آیینه دار زندگی. در هنر او اختر تابندگی. چون سخن گوید در و مرجان بود. در نگاهش کیمیای ...
تاریخ سرودن شعر ؛ روز پیروزی ایران شاد باد. شاد باد آن روزگاران شاد باد. ۱۵/۱۱/۱۳۷۵ است. ص شهرام. ۱۳۷۵/۱۱/۱۵ ۱۴۰۴/۶/۷ ص. شهرام.
به نام آنکه دل را دلبری داد. به نام مهر پیغام آوری داد. سبوی مهر به عاشُق داد روزی. شبی چون آفتابی دل فروزی. به روزی مهر را در کار آورد. شبان تی ...
گرامی. نازنین. بزرگ. بزرگوار. شایسته. بایسته. شایسته و بایسته. نیک. نیکو. جادار. پایدار. درخور. مردمردان. زن زنان. پسر پسران. گل. خوب. اهل. ارزشمند. ...
خیام همواره در کار تلاش و کوشش دانستنیهای چهار گانهء دانشها. فرزانشها. آیینها و رازوریها بوده بوده است زیرا هنگامی که به وی بُخُتم اسماعیلیگری ( فلسف ...
دانستنی ها مانند حرفهای الفبا و صفر تا نُه شمار و شکلهای هندسی می باشند که باید همه را درجایگاه خود بکار گرفت .
ارزان نخریده ای گران نفروشی. شهرام صمد.
کمی کهن زدگی و کمی کنون زدگی . به چام کهنه و نو جایگاهش هست. شهرام. ص.
سپاسداشت:"سپاسایی. گرامیداشت. بجا آوری. ارج گذاری:سپاسگذاری. گرامینگی. گرامش. گرامشی. گرامیّت.
الا یا ایها الشاعر ادر علما و ناولها. که چام اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. سرودی گر همی خواهی تو در گاه جوانی دان. نمی ارزد که شاعر شد به پیریت ...
ادر علما و ناولها الا یا ایها الشاعر. که شعر اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. شهرام. ص
نوبتگذار. نوبتگزار. نوبت نگار. نوبت انگار: تناوب.