پیشنهاد‌های صمد توحیدی (١,٥٥٤)

بازدید
١,٤٢٧
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" باده نوش. پیاله نوش:می نوش. می گسار. می پیما. می پیمایی. باده پیمایی. باده زن. باده پیما . باده گسار. باده گساری ":شارب الخمر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باده خور. می خور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِرو:" نوش. باده نوش. باده نوشی ".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" لرزش گون. لرزش گونه. لرزش نما. لرزش نمایی. لرزشی ":التهاب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" کَر :عامل. فاکتور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با گرمگر غذا را درست کن. با گرمگر خوراک را داغ کن. با گرمگر خوراک را بپز. خوراک. غذا . نان. آب و دیگر کارهایی که کار وبارشان با گرمگر است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" گرمافزا ":هیتر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درستگر. درستکن. درست نما. درست چی. درستا ": تعمیر کار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درستگری. بازدرست. درست نمایی. درستش. خوب. خوب کُنی. خوب نمایی. خوبکرد. بازدرست. بازدرستی. خوبش. خوبشگری ":تعمیر.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نوبت مسافر ": سرویس مسافر. [ که تو عشق را به حکمت بفزودی و منستم. شهرام. ص. صمد توحیدی. ص. شهرام. ]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روندگی و چگونگی ":سیر و سلوک. روندش و چونش. راه و روا. گدار و نوار. سوار و سبک. ره وچه. راه وچاه. راهی و چاهی. رهی و چاهی. رهین و چهین. ر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیر و سلوک:راه وروش. سُ رِسِ اَو سُل قِسِ:لری است و یا پارسی کهن است.

پیشنهاد
٠

" روندهای آغازین رازوری ":مرحله اول عرفان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رازورانه و باورانه ":عرفانی و عقایدی. نگره شناسانه:ایدئولوژیک . نگره شناسی:ایدیولوژی. نگره ای:ایده ای. نگرشی:ایدیایی. نگرشانه:ایدیانه. نگرورز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"نونوار. نونواری. نونواریگری. نونواریگرایانه. نونواریگرایانه. نونوارمندانه . نونواریایی. نو. نونو. نونویی. نونومندی. نونومندانه. نونومندانگیهای اینها ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوین. نوینش. نوینشی. نوینشا. نوینشایی. نوینگرایی. نوینگروی. نوینا. نوینایی. نوینمند. نوینمندا. نوینمندای. نوینمدایی. نوینمنداییانه. نوینایمندی. نوینا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ناویژه و ویژه ":همگان و خاصان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" همگی و ناهمگی ": عام و خاص. همه و ناهمه ":عوام و خواص.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینکه تن زنده است جان است. اینکه انسان جاودان است روان است. اینکه انسان سازنده است اندیشه است. تا دانسته و اندیشیده و سنجیده نماید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خود لیسیده. خود چریده. خودبیخته. خودریخته. خود پرداخته خود ساخته. خود آخته. خود بی غل و غش. خودناآلوده. خود پالوده. خودشالوده. خود پاله. خودناک. خو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" خود کند. خودکنده. خود کندشی. خود ناب. خود پاک. خود تنها. خود پرداخته. خود پرهیخته. خودفرهیخته. خود خود. خود جدا. خود دیگرنه. خودنادیگری ":نفس مجرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روانِ کَند. روان کنده. روان کَندِشی. روان ناب. روان پاک. روان ویژه ":روح مجرد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دانست اندیش ":علم منطق. دانست فرزانش:علم فلسفه. دانست ورزانش: علم سفسطه. فرزانه:فیلسوف. حکیم. وَرزانه:سوفیست. ارزانه:غالی ج غُلات.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه ویرا. نسخه پیرا. نسخه ایرا. نسخه ژیرا. نسخه پرداز. نسخه ساز. نسخه باز. نسخه گان. نسخه بان. نسخه خوان. نسخه سان. نسخه لاین. نسخه پیچ. ...

پیشنهاد
٠

" تاب کسی را ناتاب کردن "طاقت کسا را طاق کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخه پرداز.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می وزد خط بر روی کاغذ. نوشتگر خاک است اندر خاک. شهرام. ص. یموج الخط فی القرطاس دهراً. و صاحبه رمیم فی التراب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعت:رفتامد. ( رفت و آمد ) رهجویی. ره جویی. رهجو. جویک. رهپو. رهپویی. . پویک. رفتش. آمدش. رفتانه. آمدانه. آمد شد. شدامد. پویگی. جویگی. پایور. پایور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراجعت: رفتامد ( رفت وآمد. ) ره جویی. رهجو. رهجویی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ره جو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء پایه. نسخهء پیرو. نسخهء پیور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسخهء پایه و نسخهء پیرو و نسخهء پیا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود بگو کدام گفته را مانی. شنوی و ناشنفته را مانی. آرزوی ز یاد رفته را خواهی. آرزوی به باد رفته را مانی. گر که بیداری و آرزوش کنی. آرزوی زیاد رف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنکه مست است بباید دانست. آنکه رست است بباید دانست. می که ناب است بنوشند آن را. ناب و باب است بباید دانست. وجه می را بباید دارند. ور نزارند ببای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برخی واژگان در زبانها دریافت و پنداشت درستی ندارند و پنداری وگمانمندانه کاربرد می یابند که در ترجمه و زبان جایگاهی نا دانشورانه به دست می دهند. وبه ت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
-١٠

ناتمام. نابود:ناقص ( منقوص ) . ( عادم ) معدوم. ناتمام:ناقص. ( منقوص ) . نابود: ( عادم ) معدوم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بینایی و بینش. نگاه و نگرش. دید و دیده. چشم و نظر. جهان بین و جهان بینی. چشم و چشایی. دیدگان و دیدگاه. نگر و نگاه. نگاهه و نگرنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رُو و رُخ ": کَمال و جَمال.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهربان و با وفا و نازنین. یار ما رعنا وزیبا و متین. بهر من آیینه دار زندگی. در هنر او اختر تابندگی. چون سخن گوید در و مرجان بود. در نگاهش کیمیای ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاریخ سرودن شعر ؛ روز پیروزی ایران شاد باد. شاد باد آن روزگاران شاد باد. ۱۵/۱۱/۱۳۷۵ است. ص شهرام. ۱۳۷۵/۱۱/۱۵ ۱۴۰۴/۶/۷ ص. شهرام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

به نام آنکه دل را دلبری داد. به نام مهر پیغام آوری داد. سبوی مهر به عاشُق داد روزی. شبی چون آفتابی دل فروزی. به روزی مهر را در کار آورد. شبان تی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرامی. نازنین. بزرگ. بزرگوار. شایسته. بایسته. شایسته و بایسته. نیک. نیکو. جادار. پایدار. درخور. مردمردان. زن زنان. پسر پسران. گل. خوب. اهل. ارزشمند. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیام همواره در کار تلاش و کوشش دانستنیهای چهار گانهء دانشها. فرزانشها. آیینها و رازوریها بوده بوده است زیرا هنگامی که به وی بُخُتم اسماعیلیگری ( فلسف ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دانستنی ها مانند حرفهای الفبا و صفر تا نُه شمار و شکلهای هندسی می باشند که باید همه را درجایگاه خود بکار گرفت .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزان نخریده ای گران نفروشی. شهرام صمد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی کهن زدگی و کمی کنون زدگی . به چام کهنه و نو جایگاهش هست. شهرام. ص.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاسداشت:"سپاسایی. گرامیداشت. بجا آوری. ارج گذاری:سپاسگذاری. گرامینگی. گرامش. گرامشی. گرامیّت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الا یا ایها الشاعر ادر علما و ناولها. که چام اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. سرودی گر همی خواهی تو در گاه جوانی دان. نمی ارزد که شاعر شد به پیریت ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادر علما و ناولها الا یا ایها الشاعر. که شعر اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها. شهرام. ص

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

نوبتگذار. نوبتگزار. نوبت نگار. نوبت انگار: تناوب.