پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
ویراست". ویرایش. ویراستار. ویراستاری. ویراستمند. ویراستگر. ویراسته. نو ویراست. نوویرایش. نو ویراستار. نوویراستاری. نوویراستگر. نوویراستمند. نوویراس ...
مرج ها به دست می دهد: به اقتًضای شرایط. مرج:شرط. مرج بندی:شرط بندی.
سورهء اقراء:" سورهء بخوان ".
سوره ":زودی برگه ای را سُور ( سوره ) کرد. زودتر به جا آنکه بگویند زودی برگه ای را سیاه کرد . می گفتند زودی برگه ای را سور ( سرخ ) کرد. شاید ، چنین بو ...
" باریک بین. باریک گو. باریک نویس. باریک پندار. باریک اندیش. باریکش. باریکشا. باریکشان. باریکشانی. باریکشانیان. باریکشانیانه مندی گرویپندارانگی های ا ...
فرزانش ها دو گروهند؛ ۱_بادستگاه ( با دستگاه منطق صوری ) . ۲_بی دستگاه ( بی دستگاه منطق صوری ) . که گرم دستگاه و سرد دستگاه نیز گفته شده است.
" نژاده. نژدگی. نیک گهر. بوته دار. گرامی. باارزش. بامنش. باریشه. با رگ و ریشه. خمیرهء نیک. پایهء نیک. اصل نیکو. پدر مادر دار. پدردار. مادردار ":نجابت.
داشته ها و پسران آرایش زندگی دنیایند و نیکماندها نیکند به پاداش نزد پروردگارت و نیک ترین آرمانند. ( نیک ترین آرمان از تمدن تا بهشت. )
نوچه: تازه یادگیر. تازه یادگیری. تازه کلاس. نوکلاس. تازه چه. نو ورزش. تازه آموخته. تازه آموخت. نویادگیر. نویادگیری. نو آموخت. نوآیین. کهنه چه:کهنه ک ...
" چِک =چهار گوش کوتاه ":مربع. " چِب =چهارگوش بلند ":مستطل. " چرخَن ":دایره.
" کَرته. کَرت ":مستطیل. " خِشتِه. خِشت ":مربع.
" کدبانو ":hausvife. " کدبابا ":hausehasebande
" رسیدگی بهداشت ":سرویس بهداشت. بهداشت. بهداشت رسی. کار بهداشت. کار وبار بهداشت. بهداشتش. بهداشتشان. بهداشت ایشان. بهداشتتان. بهداشت شما. . . . . . . ...
" گزینش کانشی ":انتخاب طبیعی. " گزینش کانش ":انتخاب طبیعت.
هوار. داد و هوار. کمک. امداد:که محاوره را می رساند پس فارسی است.
حَرفی:محاوره ای.
زیبا. زیباتر. زیباتری. زیباترین. زیباترینِش. زیباترینی. زیباتران. زیباترانه ترین مندی. وارانه مندی . گراییانهگرایی. هایشان. most beautiful. زیباتران ...
بیش. بیشتر. بیشترک. بیشتَرَکش. بیشترکشان. بیشترکشانگیوارشی. . بیشتری. بیشترین. بیشترینه. بیشترینگی. بیشتران. بیشترانه. بیشترانگی. بیشترش. بیشترشایی. ...
دل و دماغ؛ دل می شکند. دماغ می پرورد.
" دُوکُتِه ( دوقطعه ) ":بیسکویت.
دانه با آب بارور گردد.
اخلاق:رفتر. کرداد. گفتار. منش. سرشت. کاروبار. دادوستد. آزمون. آزمایش. هنر. . توان. خمیره. بن. تَه. بیخ. ریشه. پیشه. روند. رند. آرزو. آرمان. آیین. آور ...
" رفتار کشور داران ":سلوک الملوک.
ارزشنکه گی. ور. وری. ورزی. مندی. وارانه آیینی:قدر دانی.
ارج دان. ارجدانی. ارج دانستن. ارجمند. ارجمندی. ارجا. ارجایی. ارج ور. ارجوری. ارج ورز. ارج ورزی. ارج. ارجش. ارجا. ارجای. ارجایش. ارجایشی. ارجایشمند. ا ...
می برازد
بزرگش:متکبر. بزرگش یافت:متکبر شد.
نصایح:اندرزها. فضایح:رسوایی ها.
نصایح الصغار:اندرزهای کوچکان. کوچک : می کوچد کمکمک جابجا میگردد. نصایح الکبار:پندهای بزرگان. بزرگان: مبرازد. آشکار است. بزرگ شده است.
برخط بنگر که خود هنر می باشد. چون دانه و کشت برزگر می باشد. مانندهء کار و کارگر میباشد. دریاست ودشت و هم کمر می باشد. شهرام ص . صمد شهرام
ارزش راستین. ارزش دروغین. ارزش میانین. هر پدیده ای یکی از ا ین سه ارزش ها را دارد که به تکایه و همایه در دانستهای چهاگانهء دانشها. فرزانشها . آیین ...
"شکوهش. شکوهمند. شکوهور. شکوه ور. شکوه ورز. شکوورزا. شکوه ورزان. شکوهورزانه. شکوه ورزانگی. مندی. واران. باشی. گروی. گرانه. مند. ناک. ش. ها. شکواهن. ش ...
" فرمانفرما ":اباطره به عربی. امپراتور.
قدیم و ندیم: کهن و کنون. اکنون. اینک. آنک.
فِرَه ( لری ) فراوان. بسیار. زیاد. بیشمار. افزون. افزونه. افزایش. بیکران. بیمرز.
گونیا:" گونا. ریخت. نوع. شکل. صورت ".
" رازوریهای نوپیدا. نویافته. نو. نورسیده. نوآمده. تازه یافت":عرفان های نوظهور.
" دانش کهن و شَهرِشِ نوین ":العلم القدیم و المدنیه المحدثه.
آنانکه سخنگوی زمان می باشند. دانند سخنگوی کسان می باشند. وآنانکه از این اش یکی را نبوند. گویند نه اینند و نه آن می باشند. شهرام ص.
با باور یزدان تو دگر شاد بزی. همواره تلاش کن و آزاد بزی. اندیشهء سازندگی هستی کن. ای بندهء او تو به چو او راد بزی. شهرام ص.
بر زن بنگر که مادرت می باشد. یا آنکه عروس پسرت می باشد. از این سه دگر در جهان برتر نیست. دیگر بنگر که همسرت می باشد. شهرام ص
در هر چه که هست کار انسانی کن. آن هم به روند و راه یزدانی کن. در دولت و در همایه و در تاریخ. جاوید بیندیش و چو می دانی کن. شهرام ص
مادر سه روند است که روان می باشیم. غمگین و عادی و شادمان می باشیم. پس می نکند فرقی بر انسان کم وبیش. این است روند و جاودان می باشیم. ص شهرام.
" تُهی و پُر ": خلاء و ملاء.
" زیِ خودها ":حیاة النفوس.
" پسانهء گمراهی ":عصر جاهلی.
" آخ و لاق بر شمار راه افلاطون و شمار راه ارسطو ":اخلاق حسب رای افلاطون و حسب رای ارسطو.
نسخهء پایه ای = نسخهء اصلی.
نسخهء آلشتی در خورد و خوراک و دود و دم آسیب رسان به همگان است.
" نسخهء آلشت. نسخهء آلشتی ":نسخهء عوضی.