پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
نوشتهء سیاست در کارگردانی ریاست. نوشت سیاسی در کارگردانی رئیسی. دانسته از ارسطو.
کتاب النزهه المشتاق فی اختراع الآفاق:نوشتِ خاست خواهانها در پیگرد کرانها.
در استوارش پیامبری و نخستش رمزهایشان:فی اثبات النبوه و تأویل رموزهم
فی القوی الانسانی و ادراکاتها:*در قوه های انسانی و درکاهایش*.
" نامه ای در رستگاری و راههای دهگانه": رساله فی السعاده و الحجج العشره.
در بخشهای دانستهای اندیشه:فی الاقسام العلوم العقلیه.
در بخشهای دانستهای خردی:فی الاقسام العلوم العقلیه.
نوشتهء یافت از راهای داده، در باورهای ملت و شناسهء آنچه افتامد در آن است بر پایهء نُخُستَنِ از شپهء و نُوِش گمراهنده:کتاب کشف عن منهاج الادله فی عقای ...
فصل المقال والتقریر ما بین الشریعه و الحکمه من الاتصال:پاره ای گفته ( ها ) که در میان آیینش و فرزانش از پیوستش هاست.
" گِردهء فراکالبد ": جامع مابعد الطبیعه.
سه نامه:ثلاث الرسایل.
" بررسی فراکالبد ":تفسیر مابعد الطبیعه. کاوش. پژوهش. بازش. بازشگری. بازشوَری. بازشمندی. بازشی. بازوری. بازورزی. بازورزانگی. بازگری. بازنمایی. ب ...
تلخیص النفس: گزین خود ( خویش ) ( خویشتن ) . گزینش خود. گزینهء خود. چینش خود. گلچین خود. دستچین خود:تلخیص النفس.
" نوشتهء نویسندگان ( نوشتهء نوشتندگان ) " کتاب الکتّاب ابن الرشد
گلهای ستاره پیرامون پادشاهان مصر و قاهره:النجوم الزاهره فی ملوک المصر والقاهره. ابن تیمیه.
" تَک کارگردانش ":تدبیر المتوحد. کارگردانش تکایه. کارگردانش همایه. کارگردانش زمایه. کارگردانش دیواره. کارگردانش قاره. کارگردانش کره. کارگردانش ...
کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء: " نوشتِ چشمه های گزارشان در پوشهای پزشکان. "
" فلسفه ":فرزانش.
" تاریخ فرزانگان ": تاریخ الفلاسفه.
" تاریخ فرزانش ":تاریخ فلسفه.
تاریخ فرزانشی:تاریخ فلسفی.
" فرزانشِ نگری تاریخ ":فلسفهء نظری تاریخ.
فلسفهء تاریخ ابن خلدون:فرزانش تاریخ پور خلدون.
" دام و دانه ":منبع و ماخذ. " دامها و دانه ها ":منابع و مآخذ. دامه و دانه. دامک و دانک.
پخشیه:نشریه. پخشیات:نشریات. * دانشنامه ها ودیگر دستانه ها *:دایره المعارفها و دیگر مراجع.
دانست سازندگی:علم عمران، شاخه ها وشیوه های:علم عمران اصول روش های آن. شاخه های دانست سازندگی و آرمان و آماج آن. " دانستِ سازندگی ":علمِ عمران. شنا ...
زندگی سرمایه شناسی مانند زندگی جامعه شناسی.
*عصبیت*:پیوند. پیوست . پوستش. پیوندش. پیایی. پیور. پیورز. پیورزندگی:عصبیت. ؛ *علت فاعلی*:انگیزهءکاری. انگیزهء کارایی. انگیزهء کارایان. انگیزهء کارش. ...
کباب برگ. بر گ سبز. برگ درویش. بر سبزی است تحفهء درویش. برگ مردم. پوشاک . برگ نظام. ساز و برگ. برگ بی برگی. برگ وبار. برگ رسمی. برگ باری.
رویه. برگه. نوشته. نوشت. نوشتچه. نوشتار. رویه آرایی. رویه بندی. نوشت پردازی. پیرایش. پیراست. ویرایش. ویراست. ایرایش:گرامر. تا نوشته ها دارای؛ ...
" زیستنامه ":بیوگرافی.
هزارهء ابن مالک را دارد از بر می کند . ابن مالک و فرزندان و نوه هایش هم در همایش هستند. کسی پیایند پور سیناست کاری باهمایش و همایشوندان ندارد او به ک ...
محاوره ای:حرفی. لزم حرفی. لفظ حرفی. لفظ قلمی:قلمی . لزم قلمی. لزم قلمی. لزم حرفی. دوگونه سخن را می گویم.
زندگی باید تمدنی و فراتمدنی و برای جاودانگی و فراجاودانگی باشد و زندگی ساعتی و روز انگی دارای جایگاهی فروارزشی است. روزانگی. روزانه. روزانه ای. روزا ...
منعقدشد:" بسته شد. گره خورد. "
" خودرسان ":استقلال. در سرمایه شناسی.
ریختک:کاریکاتور.
" ریختکگر ":کاریکاتوریست.
طرخ:فارسی کهن و لری. " ریختگر تیکه " :طراح کیوت.
صورتگر کیوت: نقاشی کیوت. صورتگر تیکه:نقاشی کیوت.
" تیکه ":کیوت. cute.
" صورتگری پُزی ":نقاشی فانتزی.
صورت. صورتگر. صورتگری:نقش. نقاش. نقاشی. صورت فارسی است؛ گرت باور نمی آید رو از" صورتگر "چین پرس. حافظ. پس ؛ " صورتگر ":نقاش.
طرح:ریخت. طراحی:ریختی.
" نزدِ من ":به زعم من.
کاربرد گُل در ادب فارسی بیشتر شنیدشی است تا چینشی ( شنیدنی ( سماعی ) تا قیاسی ( چینشی ) .
گُل یعنی شناخته و آشکار و نمایان و نمونا می گویند گل زیرا گل در هر کجه باشد ادور ونزدیک نمایان و چشم ناز استو میگویند زغالها گل کرده اند یعنی قرمز شد ...
سنگلج. سنگله:بَردگِله به لری سنگهای بزرگ، صخره .
وضع:نهاد. توضیع:نهادن. وضع نمودن:نهادینه کردن. جعل:هلیدن، بهل هر چه شد شد.
پخش:اطراد. پخش نیست:اطراد ندارد.