پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
" نوبت نگار. نوبت شمار. نوبت مدار. نوبت ندار ":تناوب
نوبت. نوبت پندار . نوبتکردار . نوبتگفتار. نوبتکار. نوبتگار. نوبتسار. نوبتدار. نوبتبار. نوبتباد. نوبتزار. نوبتگمار. نوبت شمار. نوبت بیار . نوبت بیدار. ...
به نوبت. نوبت. نوبتی. نوبت به نوبت. در نوبت. با نوبت. بی نوبت. نوبت و بی نوبت. نوبتیان. نوبتیها. نوبتش. نوبتا. نوبتان. نوبتیانها. نوبت وار. نوبت واره ...
باغِ کاران که نام باغی در شیراز است گویا این نام کاران در برابر بیشه و جنگلهای کانشی باشد که پارک و باغ و بستان بوده اند. مانند آبشار تاف که در زبان ...
" یِکِّه و تَکِّه " : وحدت و انسجام.
اَ بر سی صد وسی و سه بود سال؛ اَ:آری. آری سال بر سیصد وسی و سه بود. سرودهء ابو شکور بلخی. ودیگر سرایندگانی که ( اَ ) را آورده اند.
نُخُستَن. اَوَّلِش. صفرش ( سپهرش ) :تأویل. از وِل ( صفر ) آغاز نمودن.
سینا:سینایی. خاور:خاورانی. صدرا:والا. والایی. دانشنانهء علایی پور سینا. آواز پر جبریل اثر پادشاه خاور. رساله سه اصل والای یزدانیان ( صدرالمتاله ...
دوات وقلم شد زآب و گلم: گِل:گلِ بودن. آب:آبِ ماندن. . . . . . . . . . . . . . . . . . شهرام ص.
[همانا زندگی باور و کوشش است: ان الحیاه عقیده و الجهاد. کوشش در اینجا درست است زیرا به گفتهءسعدی ( بکوشید تا لباس زنان نپوشید ) . ]
" پوش بندی سندها ":طبقه بندی سندها
"بست. بستش. بستن. بستنی. بستنش. بستایی. بستایه. بستا. بستای. بستاییش. بستایشی. بستایشک. بستایشگر. بستایشواره. بستایشواری. بستایشوارگی. بستایشگران. بس ...
استخراج:بیرونش. دستاورد. استخراج و وبیرونش و دستاوردِ آب و یا گاز و یا نفت و مانند آن.
به دست آوردن. دست آورد. دستاورد. بیرونش:استحصال. دستاورد آب. دستاورد:نفت. دستاورد:گاز. بیرونش آب. . . . .
" نیک گردانی. نیک گردان. دگرش به نیک. دگرش به نیکو نمودن":تبدیل به حسَن نمودن.
" نیک روِی. نیکرو. نیک نگاه. نگاه نیک. نگاه نیکو":حسن توجه. سرزنده. نیکویش #سرزنش. نکوهش.
نیک نگر. نیک نگری. نیک نگرش. نیک نگرشی:حسن نظر.
نیک خواست. نیک خواسته:حسن مطلب.
نیک بزرگ. بزرگ نیک:حسن بزرگ.
" نیک آغاز. نیک آغازی. آغاز نیک. آغاز نیکی ":حسن ابتداء.
بدبهرگی#نیک بهرگی.
استفاده:بهره. بهره بردن. بهره نبردن. " بد بهرگی" :سوء استفاده. " نیک بهرگی ":حسن استفاده. از شما بدبهرگی نکنند. بگذار از شما نیک بهرگی کنند. وما ...
پیرانِ پیرِ سلسلهء مهر پیرِ ماست. ص شهرام.
چکه چکان. چکه ریز. چکه ریخت. چکه بار. چکه افشا. چکه افشان. چکه ریزان. چکه بیزان. چکه افشان. چکه باران. چکه تازان. چکه بیز. چکه چک . چکه پاش. :قطره چک ...
"کَمِش. کما. کمایی. کماوَر. کماورد. کماورز. کماورزی. کمانه. کمانگی. کمانش. کمایش. کما. کمی. کمین. کمینه. کمینگی. کماوردگی. کمادرش. کماوَرَک. کمان. کم ...
"میان. میانه. نامه. میانِش. بَین. بَینِش":مسافت. نامه:به نام کسان. میان کسان. نومه ( نامه ) به لری میان را گویند.
"پیمود. پیمودش. پیموده. پیمودا. پیمودن. پیمودا. پیمودار. پیموداری. پیمودوار. پیمودور. پیمودوری. پیمودوار. پیمودورز. پیمودورزی. پیمودورزان. پیمودوران. ...
رست. رستش. رستشی. رستشیان. رستشیانه. رستشیانوارگی. رستایش. رستایشی. رستایشوارانهگیواریمندیگرایشیانه. رستا. رستینه. رستینگی. رستانه. رستانگی. رستایش. ...
" بازیافت. بازیافتها از یک درصد تا صد درصد در هر انگاره ای باشد ":تداعی معانی.
" آماده. آمادگی. آمادش. آماد. آمادگر. آمادگری. آمادایی. آمادور. آمادوری. آمادورز. آمادورزی. آمادورزش. آمادورزشگروشگرویگرانگیمندیوارانه هایش":تمرین.
پنداشت انگیزه های مادی و صوری و کنندگی ( فاعلی ) و غایی ( پایانندگی ) . کننده. پایاننده. کنشی. پایانشی. کنان. پایان. انجام:فرجام. انجامگر. فرجا ...
" الگوی ناب ":اسوهء حسنه.
" پیوندِ خویشی ":عصبیتِ قومی.
نهج الفصاحه:؛ روش شیوا. روش شیوایی. راه شیوا . راه شیوایی:نهج الفصاحه.
روش رسا. روش رسایی. راه رسا. راه رسایی : " نهج البلاغه ".
روشنای شگفت برای اهل سده هفت: الضوء اللامع لاهل القرن التاسع. سخاوی.
کتاب الاشاره الی المحاسن التجاره: نوشتهء نشانی در خوبیهای بازرگانی.
کتاب المفاتیح العلوم:" نوشت کلیدها ی دانستها ". خوارزمی.
کشف الظنون:برداشت گمانها. حاجی خلیفه. ( از نامهای نوشته ها و فن ها. )
رسالات المعاد و المعاش: نامه های آمدش و بودش. جاحظ.
نوشت نماها و ارزشها در ساخت و گردانش:کتاب الدلایل و الاعتبار علی الخلق و التدبیر. جاحظ.
" یافت واژگان فنها ":کشاف اصطلاحات الفنون. تهانوی.
نورهای فروده و رازهای نخسته:انوار التنزیل و اسرار التاویل.
نوشتِ دردستِ دیارها:کتاب فتوح البلدان. دردست:فتوح.
" سِلکها و مِلکها ":المسالک و الممالک. بلاذری. آورده ایم که؛ سیر وسلوک : سُرِسِه و سُلقِسِه است.
کتاب اصول الدین:" نوشت پایه های دین ".
" ایستگاهها ": المواقف.
رهنمود خواهنده به دورترین خواستنده:ارشاد القاصد الی اسنی المقاصد. ایجی.
" اندیش ارسطو " :منطق ارسطو.