پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
" کیک و فلان به کار هستند ":کیک و فلان فعالند.
برگ. برگه ها:جراید. برگش. برگش ها. دفتر . دفتر ها. برگه نا مه :روزنامه. برگه نامه ها:روزنامه ها. برگش نامه:روزنامه. برگش نامه ها:روزنامه ها
" پسانه گیری ":عصاره گیری
" پسانه گیر ":عصاره گیری.
" بیرونش گزارشها. بیرونش خبر ها بیرونش دستاوردها. بیرونش دستگیرها":استخراج اطلاعات.
" بیرونشی ":استخراجی
" بام پَنک. بام پَنکه . پنک بام. بامپنک . پنکه بام":پنکه سقفی. تهویه.
" واراگرگرمایی رویه ای. گرماوارا رویه ای ":مبدل حرارتی صفحه ای.
" واراگرگرمایی. گرماوارا. واراگرما ":مبدل گرمایی.
" وارنده. واراینده. وارا. واراگر ":مبدل
دانستنیهای چهار گانهء دانشها فرزانشها آیینها ورازوریها که رشته های ناشمار و ناپایان دارند از آغاز تا به روند ساختاری و پایان یابی جایگاهشان برپایهء د ...
پدیدهء مردمان برای زندگی خود باید درباور و یا به سبک الگو ؛ ۱_خود یزدان. ۲_ خود وجدان. ۳_خود سنجان. باشند و اگر باور به خدا و دوستانش و راهش و جاو ...
دیار. زادگاه. سرزمین. زمین. ایستگان:موطن.
میهن داری. زادگاه داری:دیارداری. آشیان داری. خانه داری. سرزمین داری. میهن بانی. دیاربانی. آشیان بانی. خانه بانی.
دیار. خاک. آب و خاک. زاد. زادگاه. سرزمین. سرزمین مادری. سرزمین نیایی. سرزمین نیاکان. سرزمین نیا کانی. سرزمین نسل و نیا . سرزمین دین و آیینی:وطن
"مَرگاندن. مَرگِش. نیستاندن. کشتاندن. کشتن. دارزدن. تیرباران ":اعدام.
آیین های همایه شناسی. آورش همایه شناسی . روانامهء همایه شناسی :آداب اجتماعی.
سبکهای آیینها. روشهای آیینها. نمودار های آیینها. نماهای آیینها. برنامه های آیینها:آداب آداب.
" چشم انداز نامه ":آداب نامه.
" روا نامه ":آداب نامه.
" خَط نامه. ارزش نامه. ارج نامه ":آداب نامه.
" روش نامه. سبک نامه. فرهنگ نامه. برنامه نامه. آیین نامه ":آداب نامه.
" روش آموزش. روندآموزش. سبک آموزش. آیین آموزش. روندو روای آموزش ":آداب تعلم.
" شایای فرزانگان. شایست فرزانگان. بایست فرزانگان. درخور فرزانگان. آیَد فرزانگان. نایدفرزانگان. آید و ناید فرزانگان ":آداب الفلاسفه.
" فِرز فرزانگان. روای فرزانگان. سبک فرزانگان:نشست و برخاست فرزانگان. چابکای فرزانگان ":آداب فرزانگان.
" همه پیوندا ":روابط عمومی.
" جُدایه نامه. پَروانه نامه ":امتیاز نامه.
" جُدایهء قهرمانی ":امتیاز قهرمانی.
" جُدایهء تنباکو ":امتیاز تنباکو.
سرایگان:روابط عمومی.
" ناسِتانا ":غیر استاندارد.
رسیده. رسنده. رسان. رسانه. رسانده: رسن.
"بند. قرس. تناب. چله. نخ. پلّه. تابیده. بادآورد؛که برای آب آوردن با مشک است و مانند بافتنیها تخت بافته می شود. باریکان؛رشتهء باریک. رشته. ریسمان":رسن
پذیرفتنی. خواستنی. پسندیدنی. آرزویی. آرزومندانه. دلپذیرانه. دلپسندانه. پسندش. پذیرانه. آرزویانه. خواستانه. پذیرانه. خوشانه. خوشداشت. خواداشته. خوشداش ...
در هر پیشنهادی که از واژگان به دست داده می شود. همه و هر کدام جایگاه خود را دارند.
پاسخگران. پاسخگرها. پاسخور. پاسخوران:پاسخورزان. پاسخورز. پاسخورزی. پاسخورزیدگان. پاسخورزنده. پاسخا:مسئولان.
" آمدا ( یِ ) همگانی. رفت و آمد همگانی. آمدگان همگانی. آمدگانی. آمَدِش همگانی. آمدِ همگانی ":روابط عمومی.
" سخنورز ":بحاث. " از سخنورزان بود ":از بحاثان رود.
" بَرگَردان. قَیّ ":تهوع.
" بُنای فرزانش " :مبانی فلسفه.
چیزی در دست است دیر هنگامی است در روزگار به آن می نگرند و چیزی نیافته اند و به روند روزگار ناگهان به آن می نگرند و می بینید آینه است و خود را در آن م ...
چَپلُه ری زُ=چپله ریزان:هلهله.
شِرّدِرّکی:هلهله.
رِم ِ کُت. هر که برای خودش. قِیژ وِلِن. زِی پُ. دادهَوار. دادِقال:هلهله.
آتشی در نهاد انسان است. آتش ار هست مهر یزدان است. ص شهرام.
" ساختار سیاسی بومیایی ":نظم ژیوپولتیک
پیریخت. پی ریخت. :آلزایمر
آنچه خیام را شکوهمند نشان داده است؛ ۱ _شمارشناسی. ۲ _کیهان شناسی. ۳_باده شناسی. . . . . . . زین پیش نبودیم ونبود هیچ خلل. زین پس نباشیم و همان خ ...
" برنامهء سوگند ":مراسم تحلیف. یکی. بخشی. برشی از برنامه های این همایش برنامهء سوگند بود. همایش با شکوهی بود . . . . . .
الشواهدالربوبیه فی المناهج السلوکیه: گواهشهای اهورایی در راههای روندایی. نگاشتهء ملا صدرا. آویزهء ملاهادی سبزواری. ویراستهء: سیدجلال الدین آشتیانی ...