پیشنهاد‌های صمد توحیدی (١,٥٥٤)

بازدید
١,٤٤٧
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویژش. ویژشیت. ویژشگان. ویژشمند. ویژشا. ویژشایی. ویژشش. ویژششناک. ویژانانه. ویژک. ویژ. شاید ویژه با واژه همریزگ باشد و واژه به دریافت و به پنداشت ویژ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" ویژانِش ":مختصات. ویژانش جغرافیایی. ویژانش:. . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بارگاه خانه ":گالری.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه. دلیل. خود دلیل. خودراه.

پیشنهاد
٠

الملل:رواها. النحل:روندها. الملل و النحل:رواها و روندها. ملل : رواها که همه جا هستند و روا می دارندشان چه پسند و پذیرش نمایند چه پذیرش و پسند ننما ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رواها و روندها":ملل و نحل. ملل:رواها. نحل:روند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُفرَدات : تَکِش ها. مفردات راغب اصفهانی:تَکِش هایِ راغب اصفهانی.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

عنفوان :شاید اونفه که همانا " ناف " جوانی باشد، به فارسی کهن.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تراکم#پراکنده. تیچ. پَر. وله. ریخت و پاش. پاشیده.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

آکنده و پراکنده. تَراکُمش#پراکندش. دورش#نزدیکش. گِرد:پَر ( پراکندن ) . گِرد و پَر. " کوپه و کوپله و کومره. کو ":جمع.

پیشنهاد
١

" بوی پراکنده ":بوی ساطع

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

" کاراگَر ":کاریزماتیک. در همهء زمینه ها ودر همهء آسمانه ها " کاراگر " باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویرایش و پژوهش:تصحیح و تفسیر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفتیچ:لری است که گِرد و پخش کردن است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویراستهء ادبی. پیراستهء ادبی:تنقیح ادبی. ویراستار ادبی:مصحح ادبی. پیراستار ادبی:تنقیح ادبی. پیراسته:منقح.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الگویانه:تقلید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با اخلاق به پزشک بیشتر نیاز میباشد. زیرا رفتن به پزشک از ویژگی های اخلاقی همگان است. پس "دانستِ اخلاق" این ویژگی را به دست میدهد. دانستِ اخلاق:" دا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرد معتبر:" فرد شمارده ( شمرده ) . فرد شناخته. سرشناس. با ارزش. گرامی . نیک. نیک منش. جوانمرد. مرد ( مردم :مردمی ) .

پیشنهاد
٠

حلال و حرام و مکروه و مباح و واجب ومستحب که در دین آمده است نیک وبد ویا حسن وقبح دینی میباشند. و؛ آنچه اخلاقی ها در اخلاق و فلسفهء اخلاق آورده اند. ...

پیشنهاد
٠

خردمندانِ خویش باید از نیک وبد سخن گویند. نیک وبد چه دینی و چه دانشی از دانستنیهای چهارگانهء دانشها و فرزانشها و آیینها ورازوریها و شایستگان و بایستگ ...

پیشنهاد
٠

" نیک و بد سرشتی و خردی ":حسن وقبح ذاتی و عقلی.

پیشنهاد
٠

چه خردی و چه عرفی:نیک وبد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" نیکش و بدش ":تحسین وتقبیح. نیکیایی و بدیایی:تحسن و تقبح

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

هر چیزی به آزمایشش می ارزد. هر چیزی به آزمایشش می ارزد؟ هر چیزی به آزمون میارزد؟ آیا هر چیزی به آزمون می ارزد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هنگام بودن:نبوغ. نا به هنگام بودن:پخمه.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هنگام پای کار بودن:نبوغ.

پیشنهاد
١

بودن:تکوین نمودن:تشریع " بودن و نمودن ":تکوین و تشریع. [" نوشتهء بودن و نمودن " :کتاب تکوین و تشریع . ] بود و نمود: کون و شرع. تکون و تشرع:بودی و ن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رُوبگَر ":سیفون. آنچه می روبد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

مایه:ماده که مادر ِفسادهاست. مایه و ماده اش این است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَستگَر:مسکرات مشروبات الکلی یا آنچه آدم را مست کند ؛ مانند نسخهء آلشتی پزشک است که مرگ یا دیگر پیامدهای آن را در پی دارد چه باور به حرام و حلال باشد ...

پیشنهاد
٠

" یِکِه ها ":اِستِثناها.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روغن و رُوقِن است که به پنداشت ودریافت روان و آبکی و سفت و روچ باشد. و روچیده.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

صافی مانند صوفی که صوفی سفتن ویا گوهر جان را سفتن است در مایه و پایهء باستانی خود فارسی هستند. و صافی از همان ماده است چیزی را صافی کردن واز صافی و ی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

کافی و وافی:کافی به دست بودن. مانند به دست باش. وافی برپایی و پاییدن مانند به پا. پس پایه و مایهء هر دو واژه فارسی است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازسازی راه زندگی:محجه البیضاء فی احیاء الاحیاء. احیاء علوم الدین:زنده داری دانستهای دین. پیشوا محمد غزالی. راه نمایا در زنده داری زنده داری:محجه ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه روشن در پرداخت بودن:المحجه البیضاء فی احیاء الاحیاء. راه روشن در سبک بودن.

پیشنهاد
٠

" راه را برهمه نمودن ":حجت رابر همه تمام کردن .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسا باشد که ایمان ایما و اشاره و گرا وگرایش به پدیده ای وچیزی باشد. و واژگان رفته رفته در دهان وزبان جایگاه خود را برپایهء جایگاه تاریخی و جایگاه جغر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کودکی را باشید که جلوی پستان مادر ش به شیرخواری در کار است و گاهی به بر مادر می چسبد وگاهی دیگر به یقهء مادر خود می چسبد به بر آویختن را باور وبه یقن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عَقیده:عُقده :عَقد:گره. گره زدن. گره بستن:خود را به چیزی گره زدن و یا خود را به چیزی بستن. پس پدیدارها بدینسان به هم می جوشند و می بندند و گره می خور ...

پیشنهاد
٠

پَرکِ راستی و درستی و یا پَرکِ بُنامدی و اُفتامدی. پَرک:فرق. بُنامدی:حقیقت. اُفتامدی:واقعیت. پَرکِ سر:فَرقِ سر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُنای فراکالبدی و بُنای کالبدی دانستنیهای چهارگانه دانشها و فرزانشها و آیینها و رازوریها.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

شادی. شیدایی. خوشی. سر دماغی. دماغ چاغی. شادمانی. شادخواری. سروری. خوش و دُشی. آسودگی. آرامی. تخت. آزاد. درست. نیک. ناب. نود. خوشنود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

" سرور بخش. سرور آور " :مسرت بخش.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک شب در سدد روزگار گذشته بودم و بر زیگار از دست رفته افسوس می خوردم و این بیت ها را در خور دماغ ( حال ) خود می گفتم. دماغ شما :حال شما. زی . زیگار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" بزرگورزان ":مستکبران. " بزرگورز ":مستکبر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه چو زمان و چو مکان میباشد. یا آنچه پدیده ای در جهان میباشد چینش به یزدان نتوانش بنمود. دانسته و نادانسته همان میباشد. شهرام. ص

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( دل پسند مردم هنرمند شده است. شهرام ) [مقبول طبع مردم صاحب هنر شود. حافظ].

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژگان چششی:کلمات ذوقیه. بستان دلها:بستان القلوب. سوت سیمرغ:صفیر سیمرغ. در راستش اِشک ، عشق. خرد سرخ. نامه های رازوری:رسایل عرفانی. نامهء پرنده ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

"دارای. گیرندهء. پوش. پوشش. گنجانیدهء. دربرگیرندهء. فراگیرندهء":متضمن. شامل. محتوای.