پیشنهادهای صمد توحیدی (١,٥٥٤)
فایده# ضرر: سود#زیان.
زوردار#زورندار. دارا#نادار. توانا#ناتوان. ورزیده است :ورزیده نیست.
وارو:مخالف. ناهمخوان.
" جست وخیز:دویدن و گریختن. خیزگرفتن و دونهادن. دوِش و خیزش ":فرار و قرار.
فهرست کامل: نمایهء کام. کامل لام الحاقی و لقی است و کام و کامیابی را می رساند. کام نمایه=کامل نمایه
" لغت نامهء داناک والا بزرگ دهخدا ":لغت نامهء علامه علی اکبر دهخدا.
"جست:" گریخت. دوید. فرارکرد. دررفت . "
" سرعتِ گریز ":سرعتِ فرار.
" سرعت ناگهانی. ناگهان سرعت. ناگهانی سرعت ":سرعت انفجاری.
خردمند و دریافته. اندیشمند و پنداشته. اندیشور اندیسورز اندیشگر. اندیش بهر. اندیش بهره. اندیشناک:عاقل و فهمیده.
" خردمندِ خردمند ":عاقل ِ عاقل=اندیشهء اندیشه.
اندیشور و اندیشیده:عاقل و معقول .
" اندیشه است و یا اندیشه نیست ":عاقل است و یا دیوانه.
" برو و بگزین ":به دانشگاه و یا حوزه برو روش دانستوری با خودت.
" درشت و در رو ":عتاب و خطاب. درشت ودر رو گفت:عتاب و خطاب کرد.
سرزنش :طعن. کنایه. کناره. لابِردِنگ به لری. به لای وبه سمت چوب زدن مانند کُلَه بِردِنگ:چوبی را به چیزی پرتاب نمودن.
نمایهء گیاهان:فهرست گیاهان. نمایهء جانوران. نمایهء پرندگان. نمایهء مردمان. نمایهء پیشوایان. نمایهء پیشوایان. نمایهء نمایه گان. نمایهء نمایه ها ...
سود های گیاهخواری راستین راهورز؛ فواید گیاهخواری از صادق هدایت.
گِرد کارهای برتر دین مرقی کاشانی ویرایشِ گزین مینوی طهرانی. چاپِ پخشجات خوارزمی: مجموعه آثار افضل الدین مرقی کاشانی. به تصحیح مجتبی مینوی طهرانی. ...
" لَزم لبی ":تلفظ شفاهی. لَزم: لفظ. تلفظ= لزم به لری و پارسی کهن.
" پیوست لبی ":ارتباط شفاهی.
" سرچشمه های لبی ":منابع شفاهی.
" منبع های لبی ":منابع شفاهی.
" پخش لبی ":وحی شفاهی.
" آزمون لَبی ":امتحان شفاهی.
" دریافت لبی. پنداشت لبی ":مفهوم شفاهی.
لبی؛ لبی بگو. لبی بشنو؛ :شفاهی.
" نوشتهء آموخته های لَبی ":تعالیم مذهبی شفاهی.
" آموخته های آیینی ": تعالیم دینی:
کشف الریبه عن احکام الغیبه:" برداشتن دودلی از دستورات ناپدیدی. "
" برداشتن دودلی ":کشف الریبه.
" پایه های معرفت ها ": اصول المعارف.
بالا و پایین: شریف و وضیع. بالاییها و پایینیها. برخاسته و بنشسته. برخاسته و افتاده. بالانشین و پایین نشین. بالاترین و پایین ترین. فراها و فروها ...
گرامی داشت. بزرگداشت. ارج گذاری. ارج نهی. بجا آوری. شکوهمندی. سپاس آوری. ستایشگری. سناگری.
نباید به خوار داشت بزرگان پرداخته شود بلکه باید با چاپ و پخش کارهایشان در نوشته و سروده و دگره ( غیره ) به برزگداشت روی آورد وگر نه با سورورزی خود را ...
سخت کارها. کارهای سخت:کارمردم بُر:اَعمال شاقه.
چی روح روُ. چی جُم شراو.
[از روان: on the soul. ARISTOTEL]
شور. شورآور. شورمند. شورخواه. شوراک. شوراگ. شوراخ. شوراست. شورور. شورورز. شوراندود. شورآمیز. شورگر. شورور . شورورز. شورسان. شوربان. شورجان. شورگان. ش ...
سفرنامه. سورنامچ. سورچری. سوربری. سورسری. سور. سورسیری. سور ساری. سورگری. سورورزی. سوروری. سورناکی. سورپزی. سور دار. سورداری. سورانگاری. سورسوری. سور ...
سوگنامه. سوگواره. سوگ سرود. سوگچه نامه. سوگوارگی. سوگورزی. سوگوری. سوگ داری. سوگیاری. سوگ انگاری. سوگ اندیشی. سوگ آوری:تعزیه نامه.
سوگ. سوگواره. سوگ دار. سوگناک. سوگ گردان. سوگ گردانی. سوگناکی. سوگوارگی. سوگ نامه. سوگ دینی. سوگ آیینی. سوگ کژایی. سوگی:تعزیه.
" تیر کشی ":قرعه کشی.
مشاغبی:"تزور. تزویر. زورشکاری. زورشکار. زورشکاریگویی. زورشکاریگو". [وباشد که مزَوِّر بود سوفسطایی و مشاغبی خوانند. مجموعه آثار افضل الدین مرقی کاشان ...
" طلب ":تلو خوردن و تلو تلو خوردن به سمت چیزی مانند دانش ویا هر چیز دیگر.
آزوارش و آزواریدن . هزوارش: دست یافتن به فن ویا هنری در زبان و زبان شناسی.
برخی واژگان عربی در گذارده انداختنش بس است زیرا خود گذاردهء فارسی کامل است. مانند ؛ به امتیاز تبدیل شد که؛ به امتیاز شد است ونیازی به واژه ءتبدیل در ...
" آیا مردم یک افتامد فرزانشی است ":مردم یک واقعیت فلسفی است.
" دیگر نژادی. نژاد دیگر . دیگر نژاد. . نژادی دیگر . دیگر. دیگری ":تبعیض نژاد.
رِیت در لری و لکی به پنداشت و دریافت تُنک بودن است مانند کشت کیک تنک بود و کیک کشت تنک بود و راتِه هم میگویند و اگر کشت ندرستیده باشد میگویند راتِه ا ...