پیشنهادهای رضا گلین شریف دینی (٨٤١)
قاضی ارشد، ناظر نهایی/ کسی که در بالاترین مقام قضاوت قرار گرفته باشد، سرداور یا قاضی القضات نامیده می شود. البته این اصطلاح بیشتر در مسابقات ورزشی ب ...
نامهربانی، ستمگر ی/ یک اصطلاح عامیانه است که در خصوص افراد بی عاطفه و ظالم به کار می رود. وقتی یک حادثه ناگوار و یا بدقولی و انکار واقعیت باعث سرخورد ...
مسیر سرراست، درست و بی واسطه/ از این اصطلاح در هنگام آدرس دادن یا بیان مشخصات یک مکان یا مسیری استفاده می شود که هموار بوده و در یک راستا قرار گرفته ...
در امتداد مسابقات، فشردگی فعالیت ها/ وقتی اشخاص، گروه یا شرکت ها در طول یک دوره زمانی در فضای رقابتی و یا بازار معاملاتی حضور پیدا می کنند به معنی ق ...
در پایان، انتها / به معنی تمام شدن و به خط پایان رسیدن گفتار ، دیدار و شنیدار و . . . به طور کلی هر چیزی است که زمان و توان آن به سر رسیده باشد.
قدرت داشتن، زور بازو داشتن/ به معنای استفاده شدید از دست، کول یا بازو است. این اصطلاح در مواقعی به کار می رود که بخواهیم میزان قدرت و توانایی بدنی خو ...
جاسازی کردن، تو در تو گذاشتن/ این اصطلاح بیشتر در هنگام حمل و نقل و جاسازی کالا به کار می رود. به قرار دادن وسایل کوچکتر داخل کالاهای بزرگتر که درون ...
به جان پذیرفتن، یکی شدن / به معنای داشتن اعتماد زیاد نسبت به کسی است به نحوی که او محرم راز شده و جزئی از وجود فرد تلقی می شود.
درون افکنی، خود مقصر بینی/ نوعی بیماری روانی و یا وسواس فکری است که به دلیل شرایط معمولاً نامساعد حال یا گذشته در یک فرد ایجاد می شود به نحوی که دچار ...
شایعه سازی، ادعای غیر واقعی/ به عمل وارونه سازی حقیقت با هدف رسیدن به اهداف مورد نظر شخصی و گروهی دروغ سازی می گویند در این فرایند شیوه های مختلف از ...
لبه به لب، فاصله میلیمتری/ وقتی انجام یک کار در دقایق پایانی و یا تقسیم وسایل خوراکی و غیر خوراکی به سختی و با احتیاط و میلیمتری انجام شود در اصطلاح ...
خیس عرق، تعریق بیش از حد/ کسانی که بر اثر فعالیت های شدید بدنی یا گرمای زیاد دچار تعریق شدید می شوند به نحوی که عرق از سر و روی آنها شره می کند و به ...
نزدیک، کنار ، همراه/ این اصطلاح در خصوص خصوص چگونگی همراهی افراد با یکدیگر به کار می رود که در مواقع انجام یک کار ضرورت پیدا می کند. مثال؛ دَم و پَر ...
جیب داخلی، جیب ناپیدا / این کار در تخصص دوزندگان لباس است که معمولاً به سفارش یا بر اساس سلیقه در قسمت داخلی لباس ها فضای کوچکی تعبیه می کنند که از آ ...
شلوار رسمی، رو شلواری / این کلمه یا اصطلاح در مقابل زیر شلواری قرار می گیرد و به طور خاص روی آن پوشیده می شود. از سر شلواری به عنوان لباس رسمی پایین ...
جیب عقب، کیسه پشتی شلوار/ این اصطلاح در مقابل جیب جلو یا کیسه جلویی شلوار قرار دارد و برای نشان دادن مکان قرار گرفتن جیب در لباس، بخصوص شلوار به کار ...
کم بینا، پیر چشم/ نوعی عارضه چشمی است که اغلب انسان ها در طول زندگی خود به درجاتی از آن دچار شوند. این موضوع که از عیوب انکساری چشم سرچشمه می گیرد ا ...
گَل: به تلفظ فتحه در ابتدا به معنای همراه شدن و در کنار هم بودن است. کلمه گلاویز هم از این کلمه گرفته شده است که به معنای درگیری و نزدیک شدن زیاد و د ...
خَرِک: به معنای هجوم هم جانبه و غارت است.
آب دهان، تف مایع غلیظی که از غدد داخل دهان ترشح می شود تا رطوبت لازم برای جویدن و بلعیدن بهتر و سریعتر غذا انجام شود.
رضا گلین شریف دینی بخی: مخفف و کوتاه شده برخیز است. در گویش مردم مناطق شرقی ایران به کار برده می شود.
رضا گلین شریف دینی راب ( rob ) : به معنای غارت کردن است. این لغت در اصل انگلیسی است که وارد زبان فارسی شده و بیشترین کاربرد آن در بخش کشاورزی است که ...
فِشِل: به معنای فشار دادن و آبگیری است. این اصطلاح در خصوص میوه ها و لباس های خیس کاربرد دارد.
رضا گلین شریف دینی فلان: با تلفظ ضمه در ابتدا اشاره به هر چیز نامعلوم و نامشخص است. معمولا وقتی بخواهند در لفافه و غیر مستقیم سخن بگویند از کلمه فلا ...
ناهماهنگ، زشت سیما/ این اصطلاح در مورد مصنوعاتی کاربرد دارد که ساختار ظاهری آنها به درستی کنار هم چیده نشده باشد یا به لحاظ دیداری خوشایند واقع نگردد ...
نمناک، خیس، تر به کلیه اجسام و تجهیزات زنده و غیر زنده که بوسیله آب یا هر چیز مایع دیگر خیس شده اند و یا اثرات نمناکی روی آنها وجود دارد در اصلاح � آ ...
رضا گلین شریف دینی بخار: ( bokhar ) :در گویش مناطق غربی مازندران یک کلمه امری و به معنی خوردن است و نخار به معنی نخوردن است. به طور کلی حرف پیشوند ( ...
بُروت ( boroot ) : از ریشه باروت به معنای حرکت انفجاری است. این کلمه اشاره به اقدام ناگهانی کسی دارد که از دست دشمن یا خطر فرار می کند.
رضا گلین شریف دینی کل کل ( kol kol ) : در گویش مازندرانی به معنای عطسه کردن آرام برای صاف کردن گلو و یا به معنای اطلاع رسانی برای ورود به مکان خصوصی ...
به معنی توانمندی و قابلیت انجام کار است.
رضا گلین شریف دینی تلک ( talk ) :با تلفظ فتحه در ابتدا در گویش مازندرانی به معنای بوته گیاهان و سبزیجات است که بعد از جوانه زدن تخم آنها به صورت جدا ...
رضا گلین شریف دینی تلک ( talk ) : به معنای بوته یا بذر گیاهان و سبزیجات است و به معنای نژاد، نسل و طایفه هم مورد استفاده قرار می گیرد.
بلبل در اصل نوعی پرنده قهوهای رنگ و خوش آواز است که جثه اش اندازه گنجشک است و معمولاً در ارتفاع کم و حداکثر 2 متری لانه می سازد. البته در مناطق شمالی ...
عبادت تک نفره، نیایش در خلوت/ به هر گونه راز و نیاز با خداوند در خلوت و به صورت انفرادی، نیایش یا نماز در تنهایی گفته می شود.
نام شهری در استان مازندران که به پایتخت کشتی ایران معروف است.
رضا گلین شریف دینی کال ( kaal ) :در گویش مازندارنی نام درختی با شاخه های محکم است که معمولاً در حاشیه رودخانه ها رشد می کند و پوست آن قابلیت جداسازی ...
رضا گلین شریف دینی پیران: به معنی بزرگان و افراد سالمند و باتجربه است. در جوامع سنتی و پایبند با ارزش های قومی و اجدادی بسیار مورد احترام هستند.
در گویش مازندرانی به پوست درخت�دارشَط� یا �دارپوس�می گویند.
ذره ذره، قطره قطره/ نشان دهنده اکراه و کم میلی در انجام کار است که در وصف کردار طرف مقابل به کار می رود. مثال؛ وقتی انجام یک کار زیاد از حد به طول ب ...
آویزان، علاف، ولگرد/ پلاس در اصطلاح عامیانه به معنای ولگرد و بدون هدف هم معنا می دهد. معمولا این گونه افراد در همه جا پرسه می زنند و خبر چینی هم از ...
رضا گلین شریف دینی لوک ( look ) : در گویش مازندرانی به معنی جاهای دنج و تاریک است، مثل سوراخ تنه درختان و یا حفره های روی زمین که توسط حیوانات کنده ...
رضا گلین شریف دینی مقر ( magher ) : به معنای اثر و رد چیزی است که برجای می ماند برای نمونه به اثر گاز گرفتگی روی بدن �مقر� یا �دوج� می گویند. این اص ...
به افراد پرجنب و جوش، شلوغ کار و جذاب در اصطلاح عامیانه آتیشپاره می گویند. یعنی یک گلوله آتش که جگر آدم را می سوزاند و تا اعماق روح و روان انسان نفوذ ...
رضا گلین شریف دینی باش: در زبان فارسی به معنای ماندن است که در مواقع دستوری به کار می رود. البته گاهی هم در جایگاه عاطفی قرار می گیرد برای مثال در ب ...
رضا گلین شریف دینی تاش ( tash ) :سه معنی برای این کلمه متصور است؛ یکی اشاره به جای بلند و صعب العبور دارد. دومین معنی آن تراشیدن است. سومین آن هم به ...
گاله به معنای بزرگ و گشاد است. کسانی که بی موقع، بی هدف و مغرضانه حرف می زنند طرف مقابل برای هشدار این کلمه به صورت کنایه استفاده می کند. مثال؛ اون د ...
رضا گلین شریف دینی بهورز: یک شغل یا جایگاه در رشته پرستاری است و در واقع کمک پزشک محسوب می شوند. بهورزها مکمل امور درمانی هستند و معمولاً در مناطق م ...
شام: در گویش مازندرانی به موم زنبور عسل �شام� می گویند.
لیسَک: یک نوع قاشق یا وسیله ای برای آشپزی است که از آن هنگام پخت و پز و سرخ کردن مواد غذایی استفاده می شود.
رضا گلین شریف دینی کش ( cash ) : با تلفظ فتحه در ابتدا و ساکن در انتها، در گویش مازندرانی چهار معنی مختلف دارد؛ * اول به معنای بند شلوار است. *دوم ...