پیشنهادهای رضا گلین شریف دینی (٨٤٦)
رضا گلین شریف دینی دارپوته ( darpooteh ) : در گویش مازندرانی به قسمت های پوسیده و غالباً خشک درخت گفته می شود که قابلیت خرد شدن دارند و محل زندگی لا ...
رضا گلین شریف دینی زوکوو ( zookoo ) : در گویش مازندرانی به ناله و زوزه سگ در اثر سرما زوکو می گویند.
رضا گلین شریف دینی دشی ورق ( dashi varagh ) : این اصطلاح در گذشته به ورقه های امتحانی خط دار گفته می شد که از آن برای نوشتن پاسخ ها در آزمون های امت ...
رضا گلین شریف دینی خله خسه ( kholeh khoseh ) : این اصطلاح در گویش مازندرانی به معنای کم و کسری مالی است که باید برای جبران آن تلاش کرد.
رضا گلین شریف دینی بوبوچ ( boobooch ) : به معنای خوردن پستان است. در گویش مازندرانی به سینه پستانداران بوچه می گویند. بوبوچ به معنای امری و تاکید بر ...
این جمله هنگام توصیف ویژگی های ظاهری و باطنی دوست یا طرف مقابل گفته می شود. معمولاً کسی که کار نیک و یا کمک بدون منت را انجام می دهد از باب تشکر به ا ...
این جمله در مقام تحسین و تمجید به خاطر انجام کار ارزشمند و ماندگار به طرف مقابل گفته می شود. معمولاً وجدان در اینجا ملاک قرار می گیرد؛ کسی که در سخت ...
این جمله انگیزشی برای توصیه به کسانی گفته می شود که در انتخاب محل زندگی خود تردید دارند. منظور این است که ملاک انتخاب محل سکونت باید بر اساس آرامش رو ...
کی اَک و کی اَک: یک اصطلاح عامیانه است که اشاره به افراد مجهول و غایب دارد که خواسته یا ناخواسته کاری را انجام دادند، صحبتی کردند، در مراسمی حاضر بود ...
سنگ گُرجه : به سنگ ها بسیار ریز داخل مواد غذایی و محصولات کشاورزی در اصطلاح �سنگ گرجه� می گویند. سنگ گرجه ها معمولاً به وسیله الک یا صافی پاکسازی می ...
تُک به چو: به معنی سر به سر و بسیار نزدیک است. وقتی یک کاری دقیقه نود انجام می شود یا محصولی با حجم مشخص به سختی بین همه توزیع می شود و همه افراد حاض ...
گاهی گَلِف: به معنای ناقص بودن، نادر بودن و همچنین جدا بودن چیزی یا کاری است. این اصطلاح در برخی از نواحی مازندران استفاده می شود. مثال؛ گاهی گَلِف ب ...
این جمله در پاسخ به کسانی گفته می شود که تجربه و تخصص یک نفر را زیر سوال می برند. در واقع یک نوع اعلام آمادگی صریح و مطمئن برای انجام هر کاری است. در ...
به غذای ارزان قیمت ولی مقوی و پرخاصیت در اصطلاح �یتیم سیر کن� می گویند. کنایه ای است در خصوص یکی از شیوه های تغذیه خانواده های پرجمعیت و دارای فرزندا ...
این جمله در مواقع بی اطلاعی از محتوای پاکت، جعبه یا وسیله ای به کار می رود که از محتویات داخل و یا کیفیت محصول اطلاعی موجود نیست. البته در مورد بعضی ...
تَله دُووجه ( taleh doojeh ) : به مکان های صخره ای و صعب العبور کوهستانی در اصطلاح �تله دووجه� می گویند. رفت و آمد در این مکان ها به سختی صورت می گیر ...
کَکَل ( kakal ) :به معنی سرمست و مغرور است. این اصطلاح در برخی از نقاط مازندران برای توصیف و یا تمجید پسران نوجوان و در سن بلوغ به کار می رود.
تَکدانه: یک اصطلاح در کشاورزی و باغداری است. بعضی میوه ها که دارای یک هسته هستند و معمولاً در خانواده هلو ها قرار می گیرند اصطلاحاً به تکدانه معروف ه ...
کش کشان ( kash kashan ) :با تلفظ فتحه در ابتدا به معنی اشاره به نقاط دور دست و با فاصله زیاد است.
چاچِه کین : به معنای زیر سقف و شیروانی خانه است که قابل دسترس نیست. این اصطلاح در گویش مازندرانی به مکان قرار گرفتن وسایل با فاصله نسبتاً زیاد به کار ...
دَکِش: به معنای سفت کردن و محکم کاری است. این اصطلاح یا کلمه امری معمولاً موقع سفت کردن طناب، کِش یا زنجیر به چیزی به کار می رود؛ بخصوص در مواقع حمل ...
کسی که از روی عمد یا شوخی حرف یا موضوعی را با توجه به موقعیت زمانی یا مکانی مطرح می کند. گاهی اوقات این کار به دروغ مصلحتی هم تعبیر می شود.
شال دُم واش : اسم نوعی گیاه یا علف هرز در گویش مازندرانی است که در باغ ها و مزارع شمال کشور رشد می کند و دارای گلدانه و سنبله هایی به شکل دم شغال است ...
به قسمت دسته و برجستگی انتهای جارو در گویش مازندرانی �ساجِه کول� می گویند. معمولاً از این قسمت جارو به منظور تهدید و دور کردن حیوانات خانگی استفاده م ...
گُدره بازی؛ نوعی بازی سنتی در مازندران است که در گذشته در مراسم های جشن برگزار می شد. شیوه بازی به این صورت است که ابتدا تکه ای پارچه ( شال یا روسری ...
یک اصطلاح در کشاورزی و صیفی کاری است. در مناطق شمالی ایران به دانه های نارس لوبیا که به همراه پوست از بوته آویزان است در اصطلاح �تَر پیله� می گویند ک ...
حادثه تلخ بسیار بزرگ و غم انگیز که ابعاد وسیعی داشته باشد، جماعت بزرگی را تحت تاثیر قرار دهد، خانواده های بسیاری را داغدار کند، اقتصاد و سلامتی مردم ...
این جمله از باب ترحم و همدلی با طرف مقابل بیان می شود. گناه داره در این جا معنی برعکس می دهد یعنی انجام این کار در موقعیت فعلی و به لحاظ عاطفی و عقلی ...
یک جمله کوتاه و امری است که به دفعات در زندگی روز مره به کار می رود. به عبارت دیگر؛ دستور به رفتن طرف مقابل است و تعجیل در انجام دادن کاری که به او م ...
اعلام ناراحتی و لبریز شدن صبر و انتظار و درخواست عاجزانه برای پایان دوران درد و فراق است. این جمله ممکن است خطاب یک شخص به خودش یا کس دیگری باشد که ب ...
به معنای اطمینان از انجام یک کار است و هیچ گونه کمبودی در آن نیست. به عبارت دیگر؛ امکان ندارد کار ی که انجام می شود، حرفی که زده می شود، پیکی که ارسا ...
یک جمله ترکیبی و امری است. وقتی دو نفر با هماهنگی قبلی قصد رفتن به جایی را داشته باشند این اصطلاح را به کار می برند. گاهی اوقات در حالت تعجیل هم گفته ...
این جمله یک نوع فحش یا ناسزا محسوب می شود که در مواقع عصبانیت به کار می رود. یعنی بمیری و مرده شور بیاید تو را ببرد و بشوید. البته بسیاری از مواقع ای ...
هرری ( hurry ) : یعنی عجله، شتاب. یک کلمه امری است که از زبان انگلیسی وارد زبان فارسی شده است و برای سرعت بخشیدن در انجام کارها مورد استفاده می گیرد. ...
قدم روی چشم ما می گذاری، روی چشم ما جا داری، صاحب تشریف هستید و . . . اصطلاحات و تعارفات روزمره است. همه این جملات نهایت احترام به طرف مقابل را نشان ...
به معنای اعلام آمادگی با یک فرد یا گروه برای انجام کاری است. در واقع همراه شدن و اعلام نظر مثبت برای شکل گیری حرکت جمعی و پایه بودن برای اجرایی شدن ب ...
به معنی همراه داشتن تجارب فراوان و گران بها و حاصل سال ها کار، تلاش، مطالعه، مسافرت و . . . تجربه اندوزی است. معمولاً افراد ماهر، متخصص و استاد در حو ...
به کسی که در مورد یک مسئله هیچ گونه اطلاعی ندارد و نمی توان با او مشورت کرد یا مسئولیتی را به او سپرد در اصطلاح عامیانه آدم �بوق� می گویند. به عبارت ...
چِک و پُرس: منظور از این اصطلاح سوال و جواب کردن زیرکانه از کسی است. به عبارت دیگر پرس و جوی محترمانه ای است که بین دوستان و اقوام با هدف آشنایی بیشت ...
نگارش افکار مختلف روی کاغذ یا دستگاه های الکترونیکی مثل رایانه و تلفن های همراه یا دستی را در اصطلاح مکتوب کردن فکر می گویند. تمام کتاب ها، مطبوعات و ...
به معنی تهاجم و یورش ناگهانی به کسی یا چیزی است به نحوی که دچار خسارت و آسیب زیادی شود و جبران آن سخت و گاه غیر ممکن باشد.
کنایه از افراد پر زور و قدرتمند است که با ضربات سهمیگن و کشنده خود قدرتمندترین موجودات را از پای در می آورند. معمولاً بوکسورهای سنگین وزن حرفه ای با ...
پَسِ کَله سَر: به معنای پشت و عقب سر است. وقتی چیزی در پشت کَله کسی قرار گرفته باشد برای آمار دادن دقیق از عبارت �پس کله سر� استفاده می کنند. سَر در ...
به مکان های پشت به آفتاب و یا خلاف جهت آن در اصطلاح �سایه سو� می گویند. منظور از این کلمه نشان دادن سمت و جهت سایه است. در روزهای آفتابی فصل تابستان ...
خوش آید: به معنای تعارف و پیشواز از دوستان و اتفاقات خوب روزگار است. البته به معنای تفعل نیک و آینده نگری هم به کار می رود. در کل مثبت اندیشی گوینده ...
کنایه از کاسبی و کسب درآمد از راههای مختلف است. شاید کسب برخی از درآمدها آسان و متنوع باشد و برخی دیگر هم مشکل به دست آید، مهم کسب روزی به طریق حلال ...
به مکان های استراحت شبانه در طبیعت که به طور موقت با تجهیزات دم دستی ساخته می شود، ��شب خُس جا� می گویند. چادرهای مسافرتی، کلبه های جنگلی و حتی کمپ ه ...
غم اطرافیان، گرفتاری مردم، بیماری دیگران در واقع کنایه ای از افرادی است که در مقابل گرفتاری و مصیبت های مردم بی تفاوت و مسئولیت هستند. به قول سعدی ش ...
نظر شما، رای شما، عقیده شما در مواقع مشورت خواهی و رای گیری در جلسات گروهی یا فردی این جمله کوتاه مطرح می شود. البته گاهی اوقات هم جنبه تعارف پیدا می ...
یگانه جایگاه، سکوی یک نفره، ممتاز، دست نیافتنی/ این اصطلاح بیشتر در مراسم و مکان های ورزشی و علمی مصداق دارد. کسانی که در یک مسابقه بزرگ سربلند بیرو ...