پیشنهادهای رضا گلین شریف دینی (٨٥٠)
زیبای کم عقل، نورانیت بی دلیل/ یک جمله ترکیبی و کنایه ای است که در خصوص انسان هایی به کار می رود که در عین معروف بودن و شهرت اقدام به کارهای ناشایست ...
دوست عجیب، رفیق ناشناخته/ در خصوص کسانی به کار می رود که هنوز برای رفاقت و دوستی کردن با آنها به نتیجه لازم نرسیده ایم و در مواجهه با تحقیق و پرس و ج ...
حضور داشتید، وجود داشتید/ در جایگاه سوالی و در برخی گویش های فارسی از این کلمه استفاده می شود و معمولاً در راستای فهم و اثبات موضوعی است که در مورد ...
باعرضه، توانمند/ در مورد کسانی به کار می رود که جسارت و توانایی انجام کارهای مختلف را دارند و برای انجام امور اجتماعی و همچنین دادخواهی و دفاع از مظل ...
بدبختی، فلاکت/ به کسانی که در اثر مشکلات اقتصادی دچار تنگدستی شده و با در شرایط بسیار سخت امرار معاش می کنند به نحوی که مایحتاج اولیه زندگی آنها به س ...
دو بار نوش، تکرار نوش/ این اصطلاح در مورد تعداد دفعات نوشیدن مایعات در یک استکان یا جام به کار برده می شود. یک پیک اصطلاحی در باره سر کشیدن یکباره مح ...
دوباره کار، اضافه کار/ وقتی کار یا اقدامی را بنا به دلایل مختلف از روی اجبار یا احتیاط دوباره انجام می دهیم در اصطلاح دچار �تکرار کار� شده ایم.
مرگ به خاطر تب، فوت همراه با تب و لرز/ یک جمله کلیدی برای مدیریت زمان در مواقع توصیف علت مرگ است. البته این جمله در همه مواقع مناسب نیست ولی برای رها ...
نازک دل، مهربان/ به کسانی که دارای قلبی مهربان و در عین حال شکننده هستند و در بسیاری از مواقع برای انجام کارهای مختلف جانب احتیاط را در پیش می گیرند، ...
بازگشت، چرخش مسیر/ وقتی کسی یک مسیری را با وسیله نقلیه یا پای پیاده طی کرده است ولی بنا به دلایل مختلف تصمیم به بازگشت گرفته باشد، در اصطلاح �پس واگر ...
استفاده همزمان از دو پا برای انجام کار است. البته امروزه این اصطلاح بیشتر در ورزش فوتبال به کار می رود و یکی از تکنیک های ساده و در عین حال کاربردی ا ...
سرعت گرفت، فرار کرد/ یک اصطلاح عامیانه و کوچه بازاری است و در مواقعی به کار می رود که یک نفر همراه با وسیله نقلیه یا پای پیاده فرار را بر قرار ترجیح ...
تضمین تندرستی، پشتیبان سلامتی/ به منظور اعلام تعهد و تایید تندرستی و سلامتی موجودات زنده بخصوص انسان ها و با هدف حمایت حداکثری از آنها و همچنین به ک ...
صحبت نیمه کاره، سخن بی هدف، بیان بی تاثیر/ اگر کسی هنگام به هنگام صحبت در مورد چیزی به ناچار بیانش را قطع کرده و یا ناتمام بگذارد در اصطلاح می گویند؛ ...
بی خاصیت، بی عار/ کسانی که در مقابل حوادث و موضوعات روزمره هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نمی دهند و در واقع به درد هیچ کاری نمی خورند در اصطلاح عام ...
خود شناسی، درون بینی/ به افرادی که به صورت ذاتی و بر اساس الگوهای تربیتی ابتدا به خود و اعمال و رفتارشان اهمیت می دهند و بعد در مقام مقایسه با دیگران ...
تلاش کرد و موفق شد، روان شد و یافت/ یک جمله کاربردی در اصطلاحات روزمره است که برای تحسین و نشان دادن موفقیت افراد بیان می شود؛ به این معنی که اگر حرک ...
موثر بودن، تاثیر داشتن/ به کارها و اقداماتی گفته می شود که در کوتاه و بلند مدت تاثیرات آن در یک مجموعه، سازمان یا اجتماع قابل رویت و اثبات باشد. الب ...
سه تَرکه یعنی سه نفره. این اصطلاح بیشتر در مورد وسایل نقلیه موتوری به کار می رود که راکب سه نفر را علیرغم مقررات راهنمایی و رانندگی عقب و تَرک موتور ...
دست در دست، همراه، یک دل، یک جهت کسانی که با هماهنگی یکدیگر کاری را انجام می دهند تا زودتر به نتیجه برسند در اصطلاح �بال در بال� هستند و از این نظر ...
خطاب به کسانی گفته می شود که قدرنشناس هستند و چیزهای قابل استفاده را از دور خارج کرده و بدون استفاده رها می کند. این کار می تواند از از روی اسراف، عا ...
نوعی فحش و نفرین فی البداهه و غیر جدی و محترمانه است که در مواقع عصبانیت به کار می رود. والدینی که کودکان شلوغ و پر سر و صدایی دارند از این واژه زیاد ...
این اصطلاح در مورد کسانی به کار می رود که برای رسیدن به لذت یا جایگاهی زجر و مشقت های زیادی را متحمل شده و بیش از حد به انتظار نشسته اند. عشق های یک ...
به وسایل و تجهیزاتی که اکثر قسمت های آن تخریب شده و ناکارامد است و همچنین اموالی که فروش یا واگذاری آنها در مراحل نهایی قرار دارد در اصطلاح �رَفته ما ...
به کالاها و اجناس میانی یک انبار یا وسیله نقلیه حمل بار و تجهیزات در اصطلاح �دل بار �می گویند. البته گاهی اوقات در مورد انسان ها هم به کار می رود، بخ ...
جمله ای ناسزا گونه و عامیانه است که در مواقع توبیخ و سرزنش طرف مقابل بخصوص کوکان به کار می رود. والدین زمانی که از دست شیطنت های کودکان خود عاصی شوند ...
به معنای دور و اطراف مکان ها یا سازه ها است که معمولاً دارای زوایا و گوشه های متعددی هستند . این اصطلاح بیشتر در مواقعی به کار می رود که بخواهند چیزی ...
جمله فوق در توصیف خصوصیات افراد بانفوذ و سرشناس به کار می رود و به نوعی تایید اعتبار آنهاست. به این معنی که اگر یک فرد در جایی ( اداره، سازمان و . . ...
کنایه ای است از زندگی دنیوی که همه ما در آن مسافر هستیم و باید خود را برای دنیای بزرگتر آماده کنیم. در اینجا دنیا به قطار بزرگی تشبیه شده است و مردم ...
این اصطلاح بین کاسب ها و فروشندگان رواج دارد و به معنای دعای گشایش در کار و رونق خرید و فروش است. هر چقدر استقبال مردم از خرید محصولات و خدمات بیشتر ...
یک اصطلاح در گویش مازندرانی است که در حالت کنایه به افراد بلند قامت و سیگاری می گویند. دارغاز: نوعی پرنده مهاجر و آبزی با گردن بلند سیگار کَشِنِه: س ...
توصیف نحوه استراحت و خوابیدن انسان است، گاهی به سمت راست و گاهی به سمت چپ متمایل می شود تا این که خواب به سراغ او بیاید. ممکن است به نوعی بدخوابی هم ...
رانداپ ( Roundup ) : نام تجاری یک نوع علف کش به نام گلایفوسیت ( Glyphosate ) است که علف های هرز پهن برگ و علف های هرزی که با محصولات زراعی رقابت می ک ...
یکدانه: یعنی منحصر به فرد و تنها. این اصطلاح مختص افراد ممتاز و یگانه در زمینه های مختلف است. البته در بعضی خانواده های تک فرزند که فرزند آنها در کود ...
ناز بِداشت: این اصطلاح توصیف یک شیوه تربیتی غلط است و در مورد کودکانی و نوجوانانی به کار می رود که در رفاه و آسایش بزرگ شده و به علت فراهم بودن همه گ ...
این جمله کنایه ای است از زندگی کوتاه انسان و حسرتی که بر دل می ماند. به این معنی که اگر هر چه در این دنیا قوی و ثروتمند باشی باز هم مرگ به سراغت می آ ...
رضا گلین شریف دینی گیس کشی: اصطلاحی است که در اثر دعوا و درگیری شدید بین دو یا چند نفر به کار می رود. بر خلاف انتظار این اصطلاح فقط زنانه نیست.
رضا گلین شریف دینی دارطلا ( dartala ) : در گویش مازندرانی به نوعی از دارکوب گفته می شود که معمولاً در بالای درختان و عمق جنگل ها زندگی می کنند.
رضا گلین شریف دینی سولونده ( souloondeh ) : در گویش مازندرانی به معنای صاف و بی مو است. این اصطلاح در مورد محل های بی موی انسان به کار می رود.
رضا گلین شریف دینی روه ( raveh ) : در گویش مازندرانی به انباشت لجن و گل و لای در جایی روه می گویند.
مقدس ماب: کسی است که به لحاظ ظاهری خودش را انسان خوب و مقدس نشان می دهد ولی در باطن و عمل متفاوت است. به طور کلی مقدس مابی یک سبک از زندگی است.
ون جن ( venjen ) : کلمه ای امری است که در گویش مازندرانی به منظور جدا کردن و یا سوا کردن وسایل برای انتخاب بهتر به کار می رود.
پلاپچ ( polapach ) : در گویش مازندرانی به کسی که در مراسم جشن یا عزا مسئولیت آماده سازی و پختن برنج را بر عهده دارد �پلاپچ� می گویند.
خورش هکن ( khoresh haken ) :به کسی که در مراسم جشن یا عزا مسئولیت آماده سازی خورش برای مهمانان را بر عهده دارد، در گویش مازندرانی �خورش هکن� می گویند.
گموز: تراوش صمغ یا شیره توسط یک درخت بیمار یا آسیب دیده است که معمولاً به حالت شفاف یا قهوه ای تیره روی تنه درختان میوه مشاهده می شود.
پوشکال ( pooshkal ) : در گویش مازندرانی به پوست تخم پرندگان بعد از شکسته شدن گفته می شود.
رضا گلین شریف دینی واهر ( vaher ) : به مراتع و زمین های بدون کشت و یا بدون رسیدگی و سرپرستی در گویش مازندرانی �واهر� می گویند.
رضا گلین شریف دینی ناش ( nash ) : در گویش مازندرانی به معنی نرفتن است و فعل امری محسوب می شود. البته بیان این کلمه در برخی مناطق متفاوت است و آن را ...
رضا گلین شریف دینی سکرات ( sakarat ) : به معنی سختی کشیدن بسیار در انجام کاری است. انجام دادن مداوم کارهای سخت در زندگی برای امرار معاش و گاه تا سر ...
جاده چالوس، جاده کندوان/ اصطلاح یا لقب توصیف گونه است که برای جاده های زیبا و پرتردد خارج از شهر به کار می برند از این حیث جاده چالوس به لحاظ زیبایی ...