پیشنهادهای رضا گلین شریف دینی (٨٤١)
نیکخواه، قدرشناس / یک کلمه امری است که در مواقع درخواست و خواهش از فرد مقابل به کار می رود. همچنین می تواند برای توصیف شایستگی یا لیاقت یک فرد استفاد ...
اعتراف گیری، دهن کجی، ماله کشی، سکوت کردن/ در محاوره های روزانه و گفتاری�زبان کشیدن�به معنای اعتراف گیری است . گاهی هم به معنای دهن کجی و سرپوش گذاشت ...
بَز : در برخی گویش های مناطق شمالی ایران به معنای زدن به کار می رود که مخفف بَزن و یک کلمه امری و تاکیدی است که خطاب به طرف مقابل برای تسریع در انجام ...
گوجی ( go ji ) یک اصطلاح محاوره ای و عامیانه برای تلفظ گوجه فرنگی است که در برخی از مناطق شمالی کشور رواج دارد.
رضا گلین شریف دینی انگورک ( angoorak ) : در گویش مازندرانی به درخچه های انگور وحشی گفته می شود که میوه های ریزی دارند.
در گویش مناطق غربی مازندران به کار ناقص و نیمه کاره �نیم ازگل� می گویند.
به معنی تاکید در رفتن و خداحافظی بلندمدت است. وقتی یک نفر با کسی جر و بحث می کند و دلخوری پیش آید. ممکن است یکی از آنها هنگام جدا شدن از دیگری بگوید؛ ...
به کسی که زیبایی ظاهری خوبی دارد ولی از عقل و در ایت کافی برخوردار نیست، در اصطلاح �قشنگ مشنگ� می گویند. منظور افراد کم تجربه و تازه به دوران رسیده ه ...
تیز رو، شتاب دار / اصطلاحی برای توصیف عملکرد موجودات زنده و غیر زنده است، بخصوص در مواقعی که عنصر شتاب و سرعت در آنها نهادینه شده باشد.
سرعت مطمئنه، عبور احتیاط گونه / این اصطلاح بیشتر در خصوص توصیف عملکرد وسایل نقلیه موتوری، بخصوص خودروهای حمل و نقل کننده با دخالت انسان به کار می رو ...
زیبای کم عقل، نورانیت بی دلیل/ یک جمله ترکیبی و کنایه ای است که در خصوص انسان هایی به کار می رود که در عین معروف بودن و شهرت اقدام به کارهای ناشایست ...
دوست عجیب، رفیق ناشناخته/ در خصوص کسانی به کار می رود که هنوز برای رفاقت و دوستی کردن با آنها به نتیجه لازم نرسیده ایم و در مواجهه با تحقیق و پرس و ج ...
سرعت گرفت، فرار کرد/ یک اصطلاح عامیانه و کوچه بازاری است و در مواقعی به کار می رود که یک نفر همراه با وسیله نقلیه یا پای پیاده فرار را بر قرار ترجیح ...
استفاده همزمان از دو پا برای انجام کار است. البته امروزه این اصطلاح بیشتر در ورزش فوتبال به کار می رود و یکی از تکنیک های ساده و در عین حال کاربردی ا ...
سرعت گرفت، فرار کرد/ یک اصطلاح عامیانه و کوچه بازاری است و در مواقعی به کار می رود که یک نفر همراه با وسیله نقلیه یا پای پیاده فرار را بر قرار ترجیح ...
تضمین تندرستی، پشتیبان سلامتی/ به منظور اعلام تعهد و تایید تندرستی و سلامتی موجودات زنده بخصوص انسان ها و با هدف حمایت حداکثری از آنها و همچنین به ک ...
حضور داشتید، وجود داشتید/ در جایگاه سوالی و در برخی گویش های فارسی از این کلمه استفاده می شود و معمولاً در راستای فهم و اثبات موضوعی است که در مورد ...
باعرضه، توانمند/ در مورد کسانی به کار می رود که جسارت و توانایی انجام کارهای مختلف را دارند و برای انجام امور اجتماعی و همچنین دادخواهی و دفاع از مظل ...
واسطه اطلاع رسانی، پیک خبری/ افراد و اداراتی که وظیفه اطلاع رسانی اولیه بین سازمان های وابسته و رسانه های جمعی را بر عهده دارند به عنوان رابط خبری ش ...
بی خاصیت، بی عار/ کسانی که در مقابل حوادث و موضوعات روزمره هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نمی دهند و در واقع به درد هیچ کاری نمی خورند در اصطلاح عام ...
خود شناسی، درون بینی/ به افرادی که به صورت ذاتی و بر اساس الگوهای تربیتی ابتدا به خود و اعمال و رفتارشان اهمیت می دهند و بعد در مقام مقایسه با دیگران ...
دو بار نوش، تکرار نوش/ این اصطلاح در مورد تعداد دفعات نوشیدن مایعات در یک استکان یا جام به کار برده می شود. یک پیک اصطلاحی در باره سر کشیدن یکباره مح ...
دوباره کار، اضافه کار/ وقتی کار یا اقدامی را بنا به دلایل مختلف از روی اجبار یا احتیاط دوباره انجام می دهیم در اصطلاح دچار �تکرار کار� شده ایم.
نازک دل، مهربان/ به کسانی که دارای قلبی مهربان و در عین حال شکننده هستند و در بسیاری از مواقع برای انجام کارهای مختلف جانب احتیاط را در پیش می گیرند، ...
بازگشت، چرخش مسیر/ وقتی کسی یک مسیری را با وسیله نقلیه یا پای پیاده طی کرده است ولی بنا به دلایل مختلف تصمیم به بازگشت گرفته باشد، در اصطلاح �پس واگر ...
نوید دوطرفه، پیغام دوجانبه/ هر گونه خبر نویدبخش بین دو طرف یک ماجرا که در وضعیت انتظار به سر می برند خوشایند به نظر می رسد و در اصطلاح عامیانه به �دو ...
بازنده دوجانبه، شکست دوطرفه/ کسی که در دو حالت یک معامله شکست را تجربه کند ( معنوی یا مادی فرقی ندارد ) بازنده اصلی است و قانون�دوسر باخت� در مورد او ...
برنده دوجانبه، پیروز دوطرفه/ کسی که در دو حالت یک معامله موفقیت را تجربه کند ( معنوی یا مادی فرقی ندارد ) برنده اصلی است و قانون�دوسر برد� در مورد او ...
خود فریبی، خود زنی/ یک جمله کنایه ای و تعجبی است که برای توصیف اشتباه یک فرد به کار می رود، اشتباهی که دامنگیر خودش و نزدیکانش خواهد شد.
خوش دست، استاد کار/ اصطلاحی کنایه ای و تحسین گونه است که در هنگام توصیف عملکرد اساتید و متخصصان فن و مشاغل مختلف به کار برده می شود. در واقع بالاترین ...
صحبت نیمه کاره، سخن بی هدف، بیان بی تاثیر/ اگر کسی هنگام به هنگام صحبت در مورد چیزی به ناچار بیانش را قطع کرده و یا ناتمام بگذارد در اصطلاح می گویند؛ ...
دست در دست، همراه، یک دل، یک جهت کسانی که با هماهنگی یکدیگر کاری را انجام می دهند تا زودتر به نتیجه برسند در اصطلاح �بال در بال� هستند و از این نظر ...
به وسایل و تجهیزاتی که اکثر قسمت های آن تخریب شده و ناکارامد است و همچنین اموالی که فروش یا واگذاری آنها در مراحل نهایی قرار دارد در اصطلاح �رَفته ما ...
به معنای انجام دادن دقیق کارها یا وطایف محوله است و به نوعی بر اجرای صحیح و کامل کارها تاکید دارد. انجام کارهای درست و اصولی، اطمینان خاطر و آرامش رو ...
سه تَرکه یعنی سه نفره. این اصطلاح بیشتر در مورد وسایل نقلیه موتوری به کار می رود که راکب سه نفر را علیرغم مقررات راهنمایی و رانندگی عقب و تَرک موتور ...
جمله فوق در توصیف خصوصیات افراد بانفوذ و سرشناس به کار می رود و به نوعی تایید اعتبار آنهاست. به این معنی که اگر یک فرد در جایی ( اداره، سازمان و . . ...
کنایه ای است از زندگی دنیوی که همه ما در آن مسافر هستیم و باید خود را برای دنیای بزرگتر آماده کنیم. در اینجا دنیا به قطار بزرگی تشبیه شده است و مردم ...
ناز بِداشت: این اصطلاح توصیف یک شیوه تربیتی غلط است و در مورد کودکانی و نوجوانانی به کار می رود که در رفاه و آسایش بزرگ شده و به علت فراهم بودن همه گ ...
یک اصطلاح در گویش مازندرانی است که در حالت کنایه به افراد بلند قامت و سیگاری می گویند. دارغاز: نوعی پرنده مهاجر و آبزی با گردن بلند سیگار کَشِنِه: س ...
یکدانه: یعنی منحصر به فرد و تنها. این اصطلاح مختص افراد ممتاز و یگانه در زمینه های مختلف است. البته در بعضی خانواده های تک فرزند که فرزند آنها در کود ...
رانداپ ( Roundup ) : نام تجاری یک نوع علف کش به نام گلایفوسیت ( Glyphosate ) است که علف های هرز پهن برگ و علف های هرزی که با محصولات زراعی رقابت می ک ...
این جمله کنایه ای است از زندگی کوتاه انسان و حسرتی که بر دل می ماند. به این معنی که اگر هر چه در این دنیا قوی و ثروتمند باشی باز هم مرگ به سراغت می آ ...
رضا گلین شریف دینی چاشت میزان ( chasht mizan ) : در گویش مازندرانی به معنای هنگام ظهر و زمان ناهار خوردن است.
رضا گلین شریف دینی روه ( raveh ) : در گویش مازندرانی به انباشت لجن و گل و لای در جایی روه می گویند.
رضا گلین شریف دینی دارطلا ( dartala ) : در گویش مازندرانی به نوعی از دارکوب گفته می شود که معمولاً در بالای درختان و عمق جنگل ها زندگی می کنند.
رضا گلین شریف دینی سولونده ( souloondeh ) : در گویش مازندرانی به معنای صاف و بی مو است. این اصطلاح در مورد محل های بی موی انسان به کار می رود.
رضا گلین شریف دینی واهر ( vaher ) : به مراتع و زمین های بدون کشت و یا بدون رسیدگی و سرپرستی در گویش مازندرانی �واهر� می گویند.
پَس کِش به معنای عقب نشینی و دوری از انجام یک کار است. بیشتر اوقات در جایگاه امری یا دستور به کار می رود و جنبه هشدار، تهدید و توصیه دارد.
رضا گلین شریف دینی ناش ( nash ) : در گویش مازندرانی به معنی نرفتن است و فعل امری محسوب می شود. البته بیان این کلمه در برخی مناطق متفاوت است و آن را ...
رضا گلین شریف دینی سکرات ( sakarat ) : به معنی سختی کشیدن بسیار در انجام کاری است. انجام دادن مداوم کارهای سخت در زندگی برای امرار معاش و گاه تا سر ...