تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه به دوصورت غیر قابل شمارش وقابل شمارش به کارمی رود درحالت غیر قابل شمارش به معنی خوراک ونوشیدنی است که دریک منطقه استفاده می شود Mediterranea ...

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

خسارتی که انسان هابا تولید کربن به وجود می آورند مثل رانندگی خوردن گوشت و. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک phrasal verbاست به معنی to identify clearly به طور دقیق واضح مشخص کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه نام های هفته درانگلیسی برگرفته از خدایان باستان این کشور قبل از مسیحیت است . Sunday:برگرفته از sunبه معنی خورشید . اولین چیزی که درآسمان درصبح ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا قرن شانزدهم شروع سال جدیدمیلادی از ماه marchبوده است . ( فروردین خودمان ) ازسال ۱۵۸۲به ماهJanuaryتغییر پیدا کرد. Septemberبا توجه به تقویم قدیم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحی بریتانیایی به معنی گستاخ وشیطان البته با حالتی دوستانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت بریتانیایی به معنی انجام دادن کاری با موفقیت

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت فعلی است به معنی فکر کردن زیاد درمورد چیزی، اغلب منفی نکته:بعد از این عبارت چیزی که شما خیلی درموردش فکرمی کنید می آید مثال "Dwell on "mi ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک عبارت غیر رسمی است وبه معنی، پذیرش هر چیزی همان طور که هست وعدم تلاش برای ایجاد تغییر درآن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزهای کوچکی که باعث آزار شما می شوند. مشکلات بزرگی نیستند ولی باعث اذیت شما می شوند مثل موقعیکه شخصی کنار شما باصدای بلند با تلفن صحبت کند .

پیشنهاد
٠

قدر موقعیتی را ندانستن به خاطر اینکه به آن عادت کرده اید. ساختار: take the object, ( the thing or person ) for granted

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تغییرات ظاهری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد انتظار تلاش کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوقف کردن موقت چیزی یا جلوگیری از شرکت کسی در یک فعالیت برای مدتی بعد از این فعِل می بایست از یک اسم یا ضمیر استفاده کرد. مثال:to suspend the game ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی این عبارت به کار می رود که فکر می کنید چیزی یا کسی از شما سر تر وسطحش بالاتر است .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

با غرور درمورد موفقیت ودارایی خود حرف زدن برای تحت تاثیر قراردادن دیگران

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاش کردن رازی به صورت اتفاقی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی رفتن به توالت ریشه این اصطلاح از زمانی است که در قدیم برای استفاده از توالت یک پنی می دادند . عبارتی بریتانیایی است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی گران مترادف با عبارت:paid over the odds

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی گران

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمرکز کردن وهمت کردن برای انجام کاری تا آن کار به پایان برسد. نکته:فعل بعد از این عبارت به صورت ing formاستفاده می شود.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخرین مشکل در سریالی از دشواری ها که باعث می شه فرد کاسه صبرش به سر برسه ومجبور به عکس العمل بشه .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

لیستی از کارهایی که قبل از مرگ می خواهید انجام بدهید. این عبارت از اصطلاح kick the bucketبه معنی مردن گرفته شده است .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

خیلی جلب توجه کردن یا به راحتی با دیگران متفاوت بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحمل کردن ، کنار آمدن یا پذیرفتن شرایطی سخت وناخوشایند بدون گله وشکایت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایجاد یک تغییر مثبت بزرگ در زندگی یا رفتار این عبارت زمانی استفاده می شود که شما تصمیم می گیرید انجام کار ی بد وناشایست راکنار بگذاریدوشروع کنید به ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت informal 1_مرتکب اشتباهی شدن 2_کثیف کردن یا بهم ریختن چیزی یا جایی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیش از حد کار برای انجام داشتن.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تلاش مضاعف انجام کار بیش از حد انتظار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر کردن به یک ایده جدید یا پیداکردن آن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در توصیف کسی یا چیزی به کار می رود که سرشار از انرژی هیجان وخوشبختی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی ارزان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1_سریع دوست شدن 2_شروع کاری به صورت منظم نکته: فعل بعد ازtake toبه صورتing ) form ) ستفاده می شود.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آماده بودن برای انجام کاری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک عبارت informal وهنگامی که سرتان خیلی شلوغ باشد وکارهای زیادی برای رفع ورجوع داشته باشید می توانید استفاده کنید.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک عبارت فعلیinformalبه معنی فهمیدن چیزی یا حل کردن مشکلی که اغلب با تعمق وفکرکردن به دست آمده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صددرصد درست

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت درس خواندن

پیشنهاد
١

این عبارت زمانی استفاده می شود که قصد انجام کاری را درآینده نزدیک دارید I am about to start cooking. مثال این جمله به این معنی است که من الان شروع ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سرکردن با آنچه دارید با حداقل امکانات زندگی کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
-١

رفتن سر اصل مطلب بدون تلف کردن وقت یا گفتن جزئیات غیر ضروری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهاکردن یا تسلیم شدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

شروع به صحبت کردن . اشاره کردن به نکته ای در گفتگو

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به موقع ، درآخرین لحظه قبل از آنکه کاملا دیر شود ، سربزنگاه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت زمانی استفاده می شود که تصمیم می گیرید انجام کاری را متوقف کنید چون فکر می کنید زمان استراحت است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت ناگهانی مثل خندیدن ، گریه کردن یا یهویی با صدای بلند صحبت کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کسی را ناراحت کردن به خاطر اینکه کاری که آنها می خواهند یا انتظار دارند شما انجام نداده اید.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراقب بودن واجتناب کردن از ریسک ها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگاه کردن به چیزی یا کسی با دقت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از سرگذراندن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمترین یا اساسی ترین بخش از چیزی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنگامی از این کلمه استفاده می کنید که می خواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی از این کلمه می توان استفاده کرد که بخواهید مکانی را ترک یا موقعیتی را رها کنید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Leave a place

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خریدن جیزی به صورت سریع وارزان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلمه ای گرفته شده از لاتین به معنی دوشیزه . به متولدین ۲۳ام اگوست تا ۲۲ام سپتامبر ( شهریور ) نیز این کلمه اطلاق می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملاقات کردن یک دوست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مکانهایی که مسافران برای استفاده از تختخواب وصبحانه پول پردخت می کنند . بیشتر درانگلستان B@Bمتداول است .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

هتلی است که درآن انواع تسهیلات شامل استخر ، میدان اسب دوانی ، و. . . به اضافه غذا ونوشیدنی به میهمانان ارائه می شود .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسیرهایی که توریست ها بیشتردرآنها رفت وآمد می کنند .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی جوان ( درزبان لاتین )