تقریبا میشه گفت انگیزه نداشتن از سر نا امیدی وبا اسمهای مختلف معانی مختلفی داره.
Iet down your family
Let down your book
من فکر میکنم معادل فارسی جمله ی محاورها یه دیگه ولش کن بابا میتونه باشه😅
من فکر میکنم معادل فارسی جمله ی محاورها یه دیگه ولش کن بابا میتونه باشه😅
Let - down در شیردهی توسط مادر به نوزاد، به معنی "خروج شیر" از سینه مادر و معادلEjection بکار می رود
Milk ejection یا Milk let - down
Milk ejection یا Milk let - down
انتظارات دیگران را برآورده نکردن
کسی را ناراحت کردن به خاطر اینکه کاری که آنها می خواهند یا انتظار دارند شما انجام نداده اید.
( اسم ) موقعیتی که فردی به خاطر کوتاهی دیگری مایوس شده.
( فعل ) مایوس کردن کسی با کوتاهی کردن.
مثلا: he won't let you down
( فعل ) مایوس کردن کسی با کوتاهی کردن.
مثلا: he won't let you down
🔸 معادل فارسی:
• ناامید کردن / مأیوس کردن
• خیانت کردن / پشت کسی را خالی کردن
• ( در مورد تعهد ) انجام ندادن کاری که انتظار می رفته
🔸 مثال ها:
I trusted him, but he really let me down.
... [مشاهده متن کامل]
به او اعتماد داشتم، اما واقعاً مرا ناامید کرد.
The team let their fans down with their poor performance.
تیم با عملکرد ضعیف خود، هوادارانشان را ناامید کردند.
She promised to help, but she let us down at the last moment.
او قول کمک داد، اما در آخرین لحظه ما را تنها گذاشت.
I know I let you down, and I’m truly sorry.
می دانم که تو را ناامید کردم و واقعاً متأسفم.
• ناامید کردن / مأیوس کردن
• خیانت کردن / پشت کسی را خالی کردن
• ( در مورد تعهد ) انجام ندادن کاری که انتظار می رفته
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
به او اعتماد داشتم، اما واقعاً مرا ناامید کرد.
تیم با عملکرد ضعیف خود، هوادارانشان را ناامید کردند.
او قول کمک داد، اما در آخرین لحظه ما را تنها گذاشت.
می دانم که تو را ناامید کردم و واقعاً متأسفم.
چیز ناامید کننده ، ضد حال ، حالگیری
let - down اسم هست یعنی ناکامی و سرخوردگی disappointment
let sb down فعل هست یک phrasal verb یعنی کسی را ناکام و مایوس و ناامید کردن و پشتش رو خالی کردن ( نکته مهم you not expected )
When such advisers fail in their duty, they let down the whole system
let sb down فعل هست یک phrasal verb یعنی کسی را ناکام و مایوس و ناامید کردن و پشتش رو خالی کردن ( نکته مهم you not expected )
نارو زدن، پشت کسی رو خالی کردن، ( کسی رو ) ناامید کردن
بلند کردن لباس ( مثلا قد شلوار کوتاه شده باید بلندترش کرد )
پشت کسی رو خالی کردن
✔️ fail to support or help someone as they had hoped or expected
✔️ to cause someone to be disappointed, often because you have failed to do what you promised
... [مشاهده متن کامل]
Don't let down = ولش نکن، رهاش نکن
سه تا معنی داره
کسی را مایوس کردن ، روی کسی را زمین انداختن
پنچر کردن یا باد را خالی کردن ( تایر )
به کمک زنجیر یا طناب جسمی را به طرف پایین هدایت کردن
مثلا I let the bucket down to bring out some water.
عکس زیر هم مثال گزینه سومه

کسی را مایوس کردن ، روی کسی را زمین انداختن
پنچر کردن یا باد را خالی کردن ( تایر )
به کمک زنجیر یا طناب جسمی را به طرف پایین هدایت کردن
مثلا I let the bucket down to bring out some water.
عکس زیر هم مثال گزینه سومه

یه نفر تایر ماشین منو پنچر کرده
ناامید کردن کسی با شکست در انجام کاری که با آن موافقت کرده اید یا از شما انتظار می رود انجام دهید
... [مشاهده متن کامل]
ناامید کردن، مایوس کردن
ناامید کردن، ناامید شدن
don't let it get you down
اجازه نده ناامیدت کنه
اجازه نده ناامیدت کنه
داشتن اثر بد بر روی کیفیت یا موفقیت چیزی
به دنیا آوردن
زیر قول زدن ، مایوس کردن
I am counting you to help me _ don't let me down
I am counting you to help me _ don't let me down
بلندتر کردن ( لباس )
پشت کسی را خالی کردن، حمایت نکردن از کسی
پشت کسی را خالی کردن، حمایت نکردن از کسی
سرخوردگی
مایوس کردن
■ اگر down متعلق به خود فعل باشد ( فعل ترکیبی ) :
● مایوس کردن، زیر قول زدن
He let me down. He was supposed to lend me her car.
● ضد حال زدن
■ اگر down یک حرف اضافه ( جدای فعل ) باشد که همراه آن آمده باشد:
... [مشاهده متن کامل]
● پایین دادن چیزی ( از ارتفاع )
● پایینتر آوردن چیزی برای افزایش طول ( مثل پرده، شلوار )
● مایوس کردن، زیر قول زدن
● ضد حال زدن
■ اگر down یک حرف اضافه ( جدای فعل ) باشد که همراه آن آمده باشد:
... [مشاهده متن کامل]
● پایین دادن چیزی ( از ارتفاع )
● پایینتر آوردن چیزی برای افزایش طول ( مثل پرده، شلوار )
نا امید کردن
let down ( تغذیه )
واژه مصوب: رگ کردگی
تعریف: احساس سوزش و خارش محسوس در سینه ها توأم با حرکت شیر در مجاری شیر
واژه مصوب: رگ کردگی
تعریف: احساس سوزش و خارش محسوس در سینه ها توأم با حرکت شیر در مجاری شیر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٢)