پیشنهاد‌های عادل چایچیان (٣٥٣)

بازدید
٣,٣٢٦
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In computer networking, an edge device is a device that provides an entry point into enterprise or service provider core networks. Examples include r ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحت مالکیت و انحصار یک شرکت وابسته به شرکت شرکتی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

SIMATIC is a series of programmable logic controller and automation systems, developed by Siemens. Introduced in 1958, the series has gone through fo ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتصال خطی یا زنجیره ای وسایل الکتریکی یا الکترونیکی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to strengthen ( something, such as a machine ) for better resistance to wear, stress, and abuse. Synonym: beef up, fortify, strengthen

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Electromobility ( also known as e - mobility ) = the use of electrically powered vehicles

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یافتن یا تهیه کردن راه حلی برای یک مساله یا فاجعه ارائه راه حلی برای جلوگیری از یک فاجعه وضعیتی دشوار را ختم به خیر کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجموعه ای از چیزهای متناسب هم و هماهنگ مجموعه ای از نت های هماهنگ برای سازهای مختلف موسیقی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سطح مشترک سطح تماس متقابل سطح تعامل وجه مشترک کاری نقطه مشترک کاری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محصول عمومی آماده در قفسه محصول غیر سفارشی تولید شده به تعداد زیاد محصول عمومی و سفارشی نشده کالای تولید شده انبوه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فحاشی کردن بددهنی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

air one’s paunch = بالا آوردن قی کردن استفراغ کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - بی اعتنایی کردن ، محل نگذاشتن 2 - اظهار کردن، علنی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت علنی شکوه کردن اعتراض کردن در ملاء عام اعتراض کردن با فریاد بلند

پیشنهاد
٠

wash one’s dirty linen in public = air one’s dirty linen in public مسائل شخصی خود را در ملاء عام مطرح کردن

پیشنهاد
٠

wash one’s dirty linen in public = air one’s dirty linen in public مسائل شخصی خود را در ملاء عام مطرح کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the air =بی محلی، بی اعتنایی in the air =بلاتکلیفی، تو هوا بودن موضوعی، در شرف وقوع

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اتاقک نگهبانی یا فضای کوچک تک نفره با دو در ورودی و خروجی برای چک کردن و کنترل دسترسی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنجیدن، فکر کردن، بررسی کردن، مورد بحث قرار دادن، سبک و سنگین کردن مثال: We kicked that suggestion around and in the end decided to go ahead. Let's ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارآمد سازی از طریق حذف اجزاء اضافی و ساده سازی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطلاعات روی صفحه نمایش دستگاه های اندازه گیری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The validation of the composition and provenance of technologies, products, and services is referred to as the pedigree. A product pedigree is compr ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مناقصه گزار شرکتی که خرید کالا یا سرویسی را به مناقصه می گذارد. ( Bidder یعنی مناقصه گر یا پیمانکار/وندوری که اسناد مناقصه را از مناقصه گزار می خرد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

علاوه بر همچنین از آن گذشته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تلاش کردن برای متقاعد ساختن کسی قبولاندن/فروختن چیزی به کسی با صحبت و استدلال مطرح کردن ارائه کردن دفاع کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان صفت: واقع شونده وارد شونده مرتبط مربوطه مثال: It consists of a scintillator which generates photons in response to incident radiation, . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فعل لازم یا Intransitive Verb به معنی: قابل اطلاق بودن به شامل حال . . . بودن مناسب . . . بودن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناراحت کردن آزردن عصبانی کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

to let something slide = توجه نکردن اهمیت ندادن از چیزی گذشتن یا گذشت کردن اغماض کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - خفه شده ( به دلیل گرفتگی گلو یا نبود هوا ) ، نفس کسی بریده شده، نفس کسی بند آمده 2 - شوکه شده، بسیار متعجب شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - مطرح کردن یک ایده یا طرح به منظور کسب اطلاع از نظر دیگران نسبت به آن The committee has paid a good deal of attention to what might be politically ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصویر تکرار شونده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملتهب تابان پرنور درخشان پر از هیچان مملو از اشتیاق

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

عبارات دیگر برای "من الان حضور ذهن ندارم": I don't remember right now. It slipped my mind. My mind's gone blank. I lost my train of thought. It' ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

مثال: من در حال حاضر حضور ذهن ندارم. ( نمی توانم از حافظه بخوانم ) ترجمه: I don't remember right now. I can't remember right now. حضور ذهن = reme ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

"حضور ذهن" در زبان مکتوب و محاوره فارسی عمدتاً به معنی توانایی به خاطر آوردن چیزها از حافظه مغز است و عبارت "presence of mind" به این منظور کاربردی ن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش بینی دور اندیشی آینده نگری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جدیدترین و پیشرفته ترین محصول طراحی و ساخته شده بر اساس آخرین دست آوردهای علمی و فنی ( تجهیزات، ماشین آلات، ابزار، لوازم، فرآیند صنعتی، واحد صنعتی، ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

FOAK is an acronym for First of a Kind. = First of Its Kind معنی: "اولین در نوع خودش" اولین نسل محصول تولید شده بر پایه طراحی، فرآیند، یا تکنولوژی ن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مسیر پیشروی به سوی موفقیت بودن I think we're onto a winner with this new management. فکر می کنم با این مدیریت جدید در مسیر پیشروی به سوی موفقیت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه شمول شامل همه همه گیر همانی فراگیر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

تفسیر شرح برداشت اظهارات توضیحات

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مکاتبات اداری و بازرگانی: عطف به . . . ( نامه شماره . . . مورخ . . . آن شرکت محترم ) بازگشت به . . . ( درخواست/دستور شماره . . . مورخ . . . آن مد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to create or develop something. She's built up a very successful business.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

synonyms = STROKE ( OUT ) delete strike ( out ) cross ( out ) cancel edit ( out ) erase remove cancel annul delete

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرو بردن چیزی در آب یا چیز مشابه غوطه ور کردن/شدن انداختن فرو رفتن فرو افتادن سقوط کردن دچار افت ناگهانی شدن افتادن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افول یافتن دچار زوال شدن به قهقرا رفتن پس رفتن نزول کردن پایین رفتن کساد شدن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش/رشد/پیشرفت/صعود سریع و ناگهانی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خیانت سوء استفاده از اعتماد یک انسان نارو نامردی دغلکاری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن حجم/سطح/تعداد چیزی ( مثلاً محصول خط تولید )