پیشنهاد‌های عادل چایچیان (٣٥٣)

بازدید
٣,٣٢٧
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه های غیرواقعی را به صورت حساب یا قبض رسید اضافه کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئولیت/گناه/سرزنش/خرابکاری را به گردن دیگری انداختن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارهای روزمره وظایف روتین کارهای ضروری اما حوصله بر و خسته کننده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود را دست بالا تصور کردن ( به اشتباه ) دست خودت را بهتر و قویتر از دیگران تصور کردن ( به غلط ) موقعیت خود را بهتر از آنچه هست دیدن ( به غلط )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms = impossible not possible unable to bring about unachievable unattainable beyond belief beyond reason unimaginable

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to be out of line = رفتار نامناسب/ناشایست از خود نشان دادن با رفتار خود قواعد/عرف را زیر پا گذاشتن با رفتار خود از چارچوب ها خارج شدن از خطوط پذیرفته ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms: Peer Counterpart

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms: after a fashion anyhow anywise by hook or crook in one way or another in some such way in some way somehow or another by some means or ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر طریق در هر صورت هر طوری شده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= pay up یعنی: باز پرداخت بدهی یا حق کسی با اکراه از حلقوم کسی در آوردن ( حق، بدهی، پول، و . . . )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق دادن و گرفتن امتیاز سازش کردن از طریق تبادل امتیاز بین طرفین

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

by common/mutual consent با رضایت دوطرفه با توافق دو طرفه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - بازپرداخت کردن بدهی، قرض، وام: a regular amount was deducted from my wages to pay her back I'll pay you back as soon as I get my next paycheck. ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hoity - toity مغرور متکبر از خود راضی از دماغ فیل افتاده

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طور مجازی: خدای نکرده زبانم لال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخمصه، گرفتاری، تنگنا، درد سر، هچل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معطل کردن نگه داشتن/بازداشتن کسی/چیزی برای مدتی دچار وقفه کردن متوقف کردن برای مدتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پر دست انداز پر تکان پر از چاله هوایی ( در مورد هواپیما )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرم واریز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to know by heart to recite from memory حفظ بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

every other day = یک روز در میان every other week = یک هفته در میان every other month = یک ماه در میان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وضعیت بن بست، بلاتکلیفی، آچمز، هیچ - هیچ، صفر - صفر وضعیت سرد و سکون و بدون هیچ پیشرفتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی تفاوت/بی خیال شدن نسبت به کسی که قبلاً با او رابطه عاطفی/عاشقانه داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to complain to someone again and again about their behavior or to ask them to do something. غر زدن یا نالیدن به رفتار کسی گیر دادن به کسی برای انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cross out Strike out Rule out Delete Eliminate Erase Exclude

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدتر کردن تشدید کردن تحریک کردن شعله ور تر کردن هیزم به آتش افزودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی انگور مدیترانه ای با رنگ سیاه، آبی، و بنفش که از آن برای تهیه شراب استفاده می کنند. انگور شراب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چوب پنبه/توپی/درپوش برای گذاشتن سر بطری و بستن آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن یا جدا کردن شراب/آبجو از تفاله و ته نشین آن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Be not that adjective یعنی: آن قدر ها هم/خیلی هم . . . نیست. مثال: "It isn't that big a deal" یعنی: خیلی هم معامله بزرگی نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

be accounted for = توضیح داده شدن با توجیه شدن با پاسخ داده شدن با

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موافق بودن/موافقت کردن با چیزی تایید کردن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرم گرفتن/رسوب گذاشتن سطح چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مستقر کردن به کار گرفتن به راه انداختن قرار دادن گستردن ( گسترش دادن ) چیدن آرایش ( هندسی ) دادن جا دادن سازماندهی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The term "Dunkelflaute" ( Eng. : dark doldrum ) describes the simultaneous occurrence of darkness and a lull in wind activity. It is a combination of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you are intrigued by something, especially something strange, it interests you and you want to know more about it. They are intrigued by her stor ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

the ability to inspire confidence in others, whether it's your team, your peers, or other stakeholders. the combination of personality and character ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثال واقعی مورد واقعی مثال زنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مورد مناسب و مرتبط مثال مناسب و بجا نمونه بارز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واقعیت های محرز اطلاعات معتبر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را به عنوان سلاح استفاده کردن Russia has repeatedly attempted to blackmail us by weaponizing its energy supplies.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نگاه کردن دزدکی و سریع این کلمه با سرک کشیدن ( Nose about/around ) فرق دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to look around a place, often in order to find something. to search for something ( such as private or hidden information ) in usually a quiet or se ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اصل عملاً واقعاً تقریباً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چلپ چلوپ کردن سیالی در ظرفی پاشیدن آب یا سیال دیگر در جهت های مختلف تکان خوردن ول گشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور کامل سوزاندن سوزاندن کامل چیزی و تبدیل کل آن به خاکستر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Vitrification is the progressive partial fusion of a clay, or of a body, as a result of a firing process. Vitrification is a process where we physi ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از دفتر حساب حذف کردن ( مثلاً طلب به خاطر عدم نقد شدن ) در نظر نگرفتن صرف نظر کردن و کنار گذاشتن چیزی به خاطر این که ارزش آن را نــــــدارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

ندیدن چیزی به خاطر حواس پرتی یا علل دیگر از نظر دور داشتن توجه نکردن بی توجهی کردن نادیده گرفتن نگاه از بالا کردن مشرف بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفی کردن نیت، انگیزه، عقیده یا احساسات خود تظاهر کردن پنهانکاری کردن فریبکاری کردن