پیشنهاد‌های عادل چایچیان (٣٤٨)

بازدید
٢,١٠٥
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to be out of line = رفتار نامناسب/ناشایست از خود نشان دادن با رفتار خود قواعد/عرف را زیر پا گذاشتن با رفتار خود از چارچوب ها خارج شدن از خطوط پذیرفته ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms: Peer Counterpart

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Synonyms: after a fashion anyhow anywise by hook or crook in one way or another in some such way in some way somehow or another by some means or ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر طریق در هر صورت هر طوری شده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

= pay up یعنی: باز پرداخت بدهی یا حق کسی با اکراه از حلقوم کسی در آوردن ( حق، بدهی، پول، و . . . )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از طریق دادن و گرفتن امتیاز سازش کردن از طریق تبادل امتیاز بین طرفین

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

by common/mutual consent با رضایت دوطرفه با توافق دو طرفه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - بازپرداخت کردن بدهی، قرض، وام: a regular amount was deducted from my wages to pay her back I'll pay you back as soon as I get my next paycheck. ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

hoity - toity مغرور متکبر از خود راضی از دماغ فیل افتاده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طور مجازی: خدای نکرده زبانم لال

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخمصه، گرفتاری، تنگنا، درد سر، هچل

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معطل کردن نگه داشتن/بازداشتن کسی/چیزی برای مدتی دچار وقفه کردن متوقف کردن برای مدتی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر دست انداز پر تکان پر از چاله هوایی ( در مورد هواپیما )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرم واریز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to know by heart to recite from memory حفظ بودن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

every other day = یک روز در میان every other week = یک هفته در میان every other month = یک ماه در میان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت بن بست، بلاتکلیفی، آچمز، هیچ - هیچ، صفر - صفر وضعیت سرد و سکون و بدون هیچ پیشرفتی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی تفاوت/بی خیال شدن نسبت به کسی که قبلاً با او رابطه عاطفی/عاشقانه داشت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

to complain to someone again and again about their behavior or to ask them to do something. غر زدن یا نالیدن به رفتار کسی گیر دادن به کسی برای انجام ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Cross out Strike out Rule out Delete Eliminate Erase Exclude

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدتر کردن تشدید کردن تحریک کردن شعله ور تر کردن هیزم به آتش افزودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی انگور مدیترانه ای با رنگ سیاه، آبی، و بنفش که از آن برای تهیه شراب استفاده می کنند. انگور شراب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چوب پنبه/توپی/درپوش برای گذاشتن سر بطری و بستن آن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن یا جدا کردن شراب/آبجو از تفاله و ته نشین آن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Be not that adjective یعنی: آن قدر ها هم/خیلی هم . . . نیست. مثال: "It isn't that big a deal" یعنی: خیلی هم معامله بزرگی نیست.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

be accounted for = توضیح داده شدن با توجیه شدن با پاسخ داده شدن با

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موافق بودن/موافقت کردن با چیزی تایید کردن چیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرم گرفتن/رسوب گذاشتن سطح چیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستقر کردن به کار گرفتن به راه انداختن قرار دادن گستردن ( گسترش دادن ) چیدن آرایش ( هندسی ) دادن جا دادن سازماندهی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The term "Dunkelflaute" ( Eng. : dark doldrum ) describes the simultaneous occurrence of darkness and a lull in wind activity. It is a combination of ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

If you are intrigued by something, especially something strange, it interests you and you want to know more about it. They are intrigued by her stor ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

the ability to inspire confidence in others, whether it's your team, your peers, or other stakeholders. the combination of personality and character ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال واقعی مورد واقعی مثال زنده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد مناسب و مرتبط مثال مناسب و بجا نمونه بارز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واقعیت های محرز اطلاعات معتبر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را به عنوان سلاح استفاده کردن Russia has repeatedly attempted to blackmail us by weaponizing its energy supplies.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نگاه کردن دزدکی و سریع این کلمه با سرک کشیدن ( Nose about/around ) فرق دارد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

to look around a place, often in order to find something. to search for something ( such as private or hidden information ) in usually a quiet or se ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اصل عملاً واقعاً تقریباً

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چلپ چلوپ کردن سیالی در ظرفی پاشیدن آب یا سیال دیگر در جهت های مختلف تکان خوردن ول گشتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به طور کامل سوزاندن سوزاندن کامل چیزی و تبدیل کل آن به خاکستر

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Vitrification is the progressive partial fusion of a clay, or of a body, as a result of a firing process. Vitrification is a process where we physi ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از دفتر حساب حذف کردن ( مثلاً طلب به خاطر عدم نقد شدن ) در نظر نگرفتن صرف نظر کردن و کنار گذاشتن چیزی به خاطر این که ارزش آن را نــــــدارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ندیدن چیزی به خاطر حواس پرتی یا علل دیگر از نظر دور داشتن توجه نکردن بی توجهی کردن نادیده گرفتن نگاه از بالا کردن مشرف بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفی کردن نیت، انگیزه، عقیده یا احساسات خود تظاهر کردن پنهانکاری کردن فریبکاری کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در خصوص . . . در رابطه با . . . در مورد . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ردی از کسی پیدا کردن ( بعد از جستجوی زیاد ) پیدا کردن کسی/چیزی پس از جستجوی زیاد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

If you say that you are blown away by something, or if it blows you away, you mean that you are very impressed by it. to surprise or please someone ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

خیلی علاقه مند بودن به چیزی واقعا دوست داشتن چیزی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

get around to something ( slang ) : to find the time to do something. to do or deal with ( something that one has not yet done or dealt with ) Exam ...