incineration

/ˌɪnˈsɪnəˌreʃn̩//ɪnˌsɪnəˈreɪʃn̩/

معنی: تبدیل بخاکستر کردن
معانی دیگر: سوزاندن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the complete burning of something.

- Incineration of the garbage happens in a special furnace.
[ترجمه ترگمان] incineration زباله در یک کوره در حال رخ دادن است
[ترجمه گوگل] سوزاندن زباله در یک کوره مخصوص اتفاق می افتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Indeed, they see incineration as a solution to toxic waste whose usefulness should be employed on a greater range of materials.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، آن ها سوزاندن زباله را به عنوان راه حلی برای زباله های سمی می بینند که کارآیی آن ها باید بر روی دامنه وسیعی از مواد بکار گرفته شود
[ترجمه گوگل]در واقع، آنها سوزاندن را به عنوان یک راه حل برای زباله های سمی می دانند که مفید بودن آن باید در محدوده وسیعی از مواد استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That is true even if incineration produces energy that can be sold, or if recycling recovers sellable materials.
[ترجمه ترگمان]درست است که اگر سوزاندن مواد سوختی را تولید کند که می تواند فروخته شود، یا اگر بازیافت مواد sellable را بازیابی کند
[ترجمه گوگل]این درست است حتی اگر بخاری تولید انرژی است که می تواند فروخته شود یا اگر بازیافت مواد قابل فروش را بازیابی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The financial costs of incineration, even with high environmental standards, are rarely higher than the costs of recycling.
[ترجمه ترگمان]هزینه های مالی سوزاندن، حتی با استانداردهای بالای محیط زیست، به ندرت بیشتر از هزینه های بازیافت هستند
[ترجمه گوگل]هزینه های مالی برای آتش سوزی، حتی با استانداردهای زیست محیطی، به ندرت بالاتر از هزینه های بازیافت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Unlike incineration, there are no emissions into the atmosphere.
[ترجمه ترگمان]بر خلاف سوزاندن، هیچ تشعشعات در اتمسفر وجود ندارد
[ترجمه گوگل]بر خلاف سوزاندن، هیچ انتشاری در جو وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Waste incineration is one of the most technically highly developed waste management options at this time.
[ترجمه ترگمان]سوزاندن زباله یکی از مهم ترین گزینه های مدیریت ضایعات بسیار پیشرفته در این زمان است
[ترجمه گوگل]زباله های زباله یکی از تکنیک های بسیار پیشرفته مدیریت زباله در این زمان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. To make incineration more economical, a tax should be imposed on each load of rubbish sent to a landfill site.
[ترجمه ترگمان]برای سوزاندن بیش از حد، مالیات باید بر روی هر بار زباله ارسال شده به محل دفن زباله اعمال شود
[ترجمه گوگل]برای ایجاد سوزاندن مقرون به صرفه تر، باید بر هر بار از زباله فرستاده شده به محل دفن زباله، مالیات اعمال شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Incineration An alternative method of disposing of waste is to burn it.
[ترجمه ترگمان]یک روش جایگزین دفع زباله، سوزاندن آن است
[ترجمه گوگل]سوزاندن یک روش جایگزین دفع زباله این است که آن را بسوزانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some say efficient incineration is preferable to landfill as it can generate heat and electricity.
[ترجمه ترگمان]برخی می گویند که سوزاندن موثر بر سوزاندن زباله ارجحیت دارد چون می تواند گرما و الکتریسیته تولید کند
[ترجمه گوگل]بعضی می گویند که سوزاندن کارآیی ترجیح داده می شود تا دفع زباله ها به دلیل دفع حرارت و برق تولید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Groscost's incineration has shown Weiers the light of conciliation -- which means he's more likely to deal than bully.
[ترجمه ترگمان]سوزاندن مواد مخدر به وضوح نشان داده است که در پرتو سازش و آشتی، که به این معنا است که او به احتمال بیشتری نسبت به فرد زورگو مقابله می کند
[ترجمه گوگل]سوزاندن Groscost نشان می دهد Weiers نور مصالحه - به این معنی است که او بیشتر به معامله از قلدر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Sludge incineration is a frequently employed disposed method.
[ترجمه ترگمان]سوزاندن لجن بارها و بارها به کار گرفته شده است
[ترجمه گوگل]سوزاندن لجن به روش مکرر استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Players will face Incineration from the Pillar Fire.
[ترجمه ترگمان]بازیکنان با Incineration از آتش جبهه روبرو خواهند شد
[ترجمه گوگل]بازیکنان با آتش سوزی از آتش سوزی مواجه خواهند شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In the refuse incineration process, the stability of incineration is always influenced strongly the heating value of refuse.
[ترجمه ترگمان]در فرآیند سوزاندن زباله، ثبات سوزاندن همیشه به شدت بر ارزش حرارتی of تاثیر می گذارد
[ترجمه گوگل]در فرایند سوزاندن زباله، ثبات سوزاندن همیشه به شدت تحت تأثیر ارزش گرمائی زباله قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Commonly used construction modes of waste incineration plants at present were introduced, including parallel contract, design-construct lump-sum contract, and design-construct combo contract.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، عموما از حالت های ساخت وساز کارخانه های زباله سوز در حال حاضر استفاده شده است، از جمله قرارداد موازی، قرارداد sum ساخت، و قرارداد ساخت - ساخت
[ترجمه گوگل]در حال حاضر به طور معمول از روش های ساخت و ساز سوزاندن زباله ها استفاده می شود، از جمله قرارداد موازی، قرارداد یکپارچه طراحی طراحی و قرارداد ترکیب دسته ای طراحی شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Incineration or flaring, is used when an organic pollutant can be oxidized to CO 2 and water.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک آلاینده ارگانیک می تواند به ۲ CO و آب اکسید شود، مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]سوزاندن یا فرسایش، هنگامی استفاده می شود که آلاینده های آلی را می توان به CO 2 و آب اکسید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Alternatives to incineration are now available, such as autoclaving, microwaving, steam treatment integrated with internal mixing, and chemical treatment.
[ترجمه ترگمان]گزینه های جایگزین برای سوزاندن اکنون در دسترس هستند، مانند autoclaving، microwaving، تصفیه بخار، ترکیب داخلی، و عملیات شیمیایی
[ترجمه گوگل]جایگزینی برای سوزاندن در حال حاضر در دسترس است، مانند اتوکلاو، مایکروویو، بخار درمان یکپارچه با مخلوط داخلی و درمان شیمیایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تبدیل به خاکستر کردن (اسم)
incineration

تخصصی

[پلیمر] سوزاندن کامل ضایعات در دمای بالا، سوزاندن

به انگلیسی

• burning to ashes

پیشنهاد کاربران

زباله سوزی
آتش سپاری ، به آتش سپاری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما