دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٤,٠٢٢
رتبه در دیکشنری
١,٢٠٨
لایک
٢٣٧
دیسلایک
٨
جدیدترین پیشنهادها
٥ روز پیش
٠
معروف به صفات یا رفتار منفی و نامطلوب بدنام رسوا ( تلفظ: استرس روی اولین حرف صدادار )
١ هفته پیش
٠
make overtures to someone = نزدیک شدن به کسی با لطف و مهربانی با هدف ایجاد رابطه با او
٣ هفته پیش
١
بی حالی
٣ هفته پیش
٠
کیسه خواب
٣ هفته پیش
٠
ژاکت پَر
جدیدترین ترجمهها
١ ماه پیش
Because everyone went home angry, the party was a fiasco.
٠
چون که همه عصبانی به خانه هایشان رفتند، مهمانی یک شکست مفتضحانه بود.
٦ ماه پیش
I was left to straighten out the mess.
٠
مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.
٦ ماه پیش
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
٠
من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.
٦ ماه پیش
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
٠
با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.