دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,٩٠٨
رتبه در دیکشنری
١,٢٢٧
لایک
٢٣٠
دیسلایک
٥
جدیدترین پیشنهادها
٢ روز پیش
٠
سوابق مستند و کامل یک موضوع
٢ روز پیش
٠
ساخت و ساز ساخت یک محصول به تعداد زیاد تولید زیاد یک محصول گسترش توسعه یک محصول یا شرکت
٤ روز پیش
٠
Dedupe is an abbreviation of "deduplication". Deduplication is a method of reducing redundant data by identifying duplicate pieces of information and ...
١ هفته پیش
٠
وجاهت ظاهری مقبولیت ظاهری ظاهراً معتبر یا مقبول یا معقول
٢ هفته پیش
٠
در علوم کامپیوتری: یعنی یک میکروکنترلر یا میکروپروسسوری که توسط برنامه کامپیوتری ( اغلب به زبان C ) کنترل می شود و نه توسط یک سیستم عامل.
جدیدترین ترجمهها
٤ ماه پیش
I was left to straighten out the mess.
٠
مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.
٤ ماه پیش
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
٠
من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.
٤ ماه پیش
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
٠
با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.
٤ ماه پیش
Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
٠
یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.