دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٤,٠٢١
رتبه در دیکشنری
١,٢٠٧
لایک
٢٣٧
دیسلایک
٨
جدیدترین پیشنهادها
٤ روز پیش
٠
تلقی شده مفروض شده مقرر شده در نظر گرفته شده پذیرفته شده
١ هفته پیش
٠
مجوز اجازه نامه جواز اجازه ترخیص
١ هفته پیش
٠
در لیست رسیدگی قرار دادن وارد لیست کردن در لیست نوبت گذاشتن
٢ هفته پیش
٠
آدم شر آدم مساله ساز آدم مشکل ساز
١ ماه پیش
٠
جبران خسارت غرامت پرداخت غرامت بابت ضرر رساندن به دیگری
جدیدترین ترجمهها
٢ هفته پیش
Because everyone went home angry, the party was a fiasco.
٠
چون که همه عصبانی به خانه هایشان رفتند، مهمانی یک شکست مفتضحانه بود.
٥ ماه پیش
I was left to straighten out the mess.
٠
مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.
٥ ماه پیش
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
٠
من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.
٥ ماه پیش
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
٠
با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.